دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امانت

No image
امانت

كلمات كليدي : امانت، ضمان، وديعه

نویسنده : محمدرضا ارائی

«امانت» در لغت ضد خیانت، و به معنای اعتماد نمودن[1] و «ضمان» به معنایِ کفالت و ضامن شدن، و «ودیعه» هر چیزی که به امانت در نزد دیگری سپرده شود، تا این که از آن نگهداری کند.[2]

و در اصطلاح فقهی «امانت» در همان معنای لغوی استعمال شده، ولی در مواردِ فراوانی به معنای ذیل، به کار رفته:

«امانت» دارایی و جنسی که به اذن مالک آن، (یا: به اذن شارع مقدس) در اختیار غیر مالک آن قرار می‌گیرد.[3]

بر این اساس، امانت بر دو قسم است: امانتِ مالکی و شرعی.

«ضَمان» در اصطلاح فقهی، عبارتست از: بازگردان مثل آنچه تلف شده، اگر مثلی باشد یا: قیمت آن هنگامی که مثل برای آن نباشد.[4]

و «ودیعه» عبارتست از: عقد جایزی که طرفین می‌توانند آن را فسخ کنند.[5]

احکام عمومی:

حکم اول: وجوب ردّ امانت

- مستندات:

1- کتاب: « إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا »[6] خداوند به شما فرمان می‌دهد که امانتها را، به صاحبانش بدهید.

این آیه شریفه، بر وجوب ردّ امانت دلالت دارد، چه امانت از طرف مالک باشد، چه از طرف شارع مقدس[7]

2- سنت: «ثلاثٌ لاعذر لأحد فیها؛ اداءُ الامانة الی البر والفاجر...»[8]

در سه مورد، هیچ بهانه‌ای برای هیچ فردی، وجود ندارد، اول:‌پس دادن امانت به صاحب آن چه نیکوکار باشد، چا بد کار...

که این حدیث، بر حرمت خیانت و وجوب ردّ امانت، دلالت روشن و واحضی دارد، و به این معنا، روایات دیگری، در کتب حدیثیِ معتبر نقل شده است.

3- اجتماع: درباره وجوبِ ردّ امانت، میان فقها، اختلاف نظری، وجود نداشته، و بر آن اتفاق نظر دارند.[9]

حکم دوم:‌ عدم ضمان

در صورتی که شخصی امین، در حفظ امانت، کوتاهی و تعدی نکند، ضامن نیست.

- مستندات:

1- کتاب: «ما علی المحسنن من سیبیل»[10]، بر نیکوکاران راه مؤاخذه نیست.

شخصی امین، نسبت به مالک، نیکوکار است، چرا که به نفع مالک، حفظ و نگهداری اموالش را بر عهده گرفته، و این که ضمانت بر عهده امین باشد، راه مؤاخذه‌ای است که آیه شریفه،‌صریحاً، آن را نفی نموده.[11]

2- سنت: «لیس علی المؤتمن ضمان»[12]، ضمانتی بر عهده شخص امین نیست. این حدیث و نظایر آن، بر «عدم ضمان امین» دلالت روشن دارد.

3- اجتماع: «اینکه شخصی امین، در صورت عدم کوتاهی و تعدّی، ضامن نیست، از امور مسلم نزد فقهاست.[13]

- احکام مخصوص امانت مالکی:

1. تنها در صورتِ درخواستِ مالکِ امانت، پس دادن امانت، واجب است والا آن امانت. همچنان، در دست امین باقی می‌ماند.[14]

2. اگر امین، ادعا کند که امانت را به صاحب آن پس داده، در صورتی که آن امانت ودیعه باشد، بنابر نظر مشهور فقها، ادعای او، با سوگندی که یاد می‌کند پذیرفته می‌شود.[15]

احکام مخصوص امانت شرعی:

1- پس دادن امانت به صاحب آن (حتی اگر درخواست نکند) یا:

اطلاع دادن به مالکِ آن، واجب فوری است.[16]

2- اگر امین، ادعا کند که آن امانت را به صاحبش پس داده، بدون بیّنه و دلیل، ادعایش، پذیرفته نمی‌شود.[17]

- موارد امانت مالکی:

عقد ودیعه، اجاره،‌مضاربه، عاریه، مشارکة، مزارعة، مساقاة، وکالة،‌رهن و...[18]

- موارد امانت شرعی:

1. عقود مذکوری که بصورت صحیح، محقق نشود.

2. لُقَطه. (هر چیزی که پیدا شود)

3. اموال طفلی که نزد ولّیِ اوست، و به سنِّ رشد سیده، و موارد فراوان دیگر.[19]

- جایگاه بحث:

1. عقد ودیعه.

2. قواعد فقهیه (قاعده عدم ضمان امین)

3. کتب آیات الاحکام (آیاتی که مرتبط با امانت است)[20]

مقاله

نویسنده محمدرضا ارائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS