دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آسیب شناسی انفاق

No image
آسیب شناسی انفاق

آسيب شناسي انفاق

رضا احمدی راد

هر عمل صالح و شایسته‌ای که از طرف انسان صورت می‌گیرد شرایط، آداب و رسوم، امتیازات و آسیب‌هایی دارد. برای انجام بهینه و شایسته این اعمال ضمن شناخت امتیازات و آثار و نتایج آن در جامعه لازم است که آسیب‌ها و نتایج نامطلوب آن نیز شناخته شود. برخی از این آسیب‌ها در جامعه و بعضی دیگر در خود فرد و اخلاقیات وی نتایج سوء دارد. دستگیری از مستمندان و کمک به تهیدستان همچون هر کار نیک دیگر در هنگام عمل و پس از آن، پیوسته در معرض آفت‌ها و آسیب هایی است که از ارزش آن می‌کاهد یا به کلی آن را بی ارزش می‌سازد. این آسیب‌ها در اخلاقیات و شخصیت فرد ممکن است اثر نا مطلوب داشته باشد. از این رو شایسته است، پاره ای از آسیب‌های انفاق بیان شود:‌

ریا: اولین اثر نامطلوبی است که ممکن است در برخی از اعمال صالح و کارهای نیک دیده شود بخصوص اعمالی که در ملاء عام و معرض دید مردم انجام می‌شود. بی تردید ریا و خودنمایی، موجب نابودی آثار معنوی کارهای نیک و از جمله انفاق است. قرآن کریم در این رابطه در سوره بقره آیه 264می فرماید: ای اهل ایمان، صدقه‌های خود را با منت و آزار باطل نسازید، به سان کسی که مالش برای نمایاندن به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد. در این آیه ویژگی ریاکاران عدم ایمان به خدا و روز قیامت بیان شده است، چرا که کسی که به خدای یگانه و معاد و روز حسابرسی به اعمال انسان‌ها ایمان داشته باشد، مطمئناً با خدمت به مردم و بخشش قسمتی از اموال و دارایی خود در راه خدا، اعتقاد راسخ و خالصانه خود را نشان خواهد داد. قرآن در ادامه آیه، انفاق‌های ریاکارانه و آمیخته با منت و آزار را به قطعه سنگ محکمی تشبیه می‌کند که روی آن را با قشر نازکی از خاک پوشانده و آن گاه بذرهای مستعدی را در این خاک افشانده باشند؛ سپس با بارش بارانی تند و سنگین، خاک‌ها پراکنده و سنگ سخت غیر قابل نفوذ با قیافه خشونت بار خود آشکار شود. این تشبیه گویایی است برای آنها که ظاهری آراسته و درونی آلوده دارند. چه این افراد ریاکار، باطن خشن و بی ثمر خود را با چهره ای از خیر خواهی و نیکوکاری می‌پوشانند، اما حوادث زندگی بزودی پرده را کنار زده، باطن آنها را آشکار می‌سازد. در واقع کسی که به خاطر ریاکاری اموال خود به مردم را ببخشد، دارایی خود را تلف نموده و هیچ ثواب و پاداشی را دریافت نخواهد کرد و در گذر زمان نیت آنها در نزد مردم آشکار خواهد شد. به فرموده رسول خدا(ص) آن که عملی را برای خدا انجام ندهد، نباید انتظار پاداشی از او داشته باشد، بلکه مزد خود را از کسی بخواهد که برای او کار کرده است. ‌

منت و آزار: منت نهادن و آزار رساندن به خاطر اعمال و کارهای نیکی که در حق مردم انجام می‌دهیم باعث می‌شود تا از اجر معنوی و پاداش اعمال صالح ما کاسته شود. از آسیب‌های مهمی که انفاق را به کلی بی ارزش می‌سازد، آزار دادن و نیز منت نهادن بر گیرنده انفاق است. قرآن کریم می‌فرماید: «صدقه‌های خویش را با منت و آزار باطل نسازید.» و در جایی دیگر پاداش اخروی و امنیت معنوی را از آن انفاقگرانی می‌داند که از هر گونه منت و آزاری پرهیز کنند: آنان که اموال خویش را در راه خدا انفاق می‌کنند و در پی آن، منت و آزاری روا نمی دارند، پاداش آنان نزد پروردگارشان است و هیچ گونه ترس و اندوهی به آنان راه ندارد.‌

واژه منت از من گرفته شده و در اصل به دو معنا آمده است: یکی قطع و دیگری نعمت بخشی و احسان، از این رو هر نعمت ارزشمند و گرانبهایی را منت گویند. منت به معنای دوم دو گونه است. گاه جنبه عملی دارد، به این معنا که کسی در عمل، نعمت بزرگی به دیگری می‌دهد که زیبا و ارزنده است، چنان که قرآن کریم از برخی نعمت‌های بزرگ الهی به منت تعبیر کرده است و گاه کسی با سخنان خود کار کوچکی را بزرگ جلوه می‌دهد و به رخ افرادی می‌کشد که کاری است بسیار زشت و ناپسند و باعث نابودی عمل نیک می‌شود؛ در آیه مورد بحث منت به همین معناست، چه اینکه انسان با منت نهادن بر فقرا، شخصیت آنان را در هم می‌شکند و در حقیقت چیزی به آنها نمی دهد، بلکه سرمایه ای معنوی در هم می‌شکند. ‌

بزرگ نمایی: بزرگ نمایی و فزون انگاری یک عمل نیک، رذیلتی اخلاقی است که از ارزش عمل نیک می‌کاهد. قرآن کریم آن را نهی می‌کند و در سوره مدثر آیه 6 می‌فرماید: «به هنگام انفاق منت مگذار و آن را بزرگ مشمار.» این شرط نیز برای بزرگداشت و حفظ کرامت انسانی مستمندان است، چنان که امام کاظم (ع) با اشاره به آن می‌فرمایند: «کار نیک کامل نمی شود جز با سه چیز: کوچک شمردن، پوشاندن و تعجیل در آن. پس هر کس کار نیک خود نسبت به برادر مومنش را کوچک انگارد، وی را بزرگ داشته است.» مولای متقیان نیز در بیان سیمای پارسایان می‌فرماید: «آنان کار بزرگ را فراوان نمی پندارند و در برابر نعمت‌های بی شمار الهی و مسئولیت‌های سنگین خود، آن را ناچیز می‌شمارند.»

نافرمانی: قرآن کریم یکی از علل عدم پذیرش انفاق از سوی منافقان را، فسق آنان بر شمرده و در سوره توبه آیه 53 فرموده است: «قل انفقوا طوعاً او کرها لن یتقبّل منکم انّکم کنتم قوماً فاسقین». ای پیامبر بگو شما چه از روی میل و اختیار انفاق کنید و چه از روی اجبار هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد، زیرا شما گروهی فاسق هستید. چه اینکه دینداری مجموعه ای به هم پیوسته است و حتی برخی آلودگی‌ها مانع پذیرش اعمال نیک دیگر نیز می‌شود. نافرمانی از دستورات خداوند و انجام زیاد گناه باعث نابودی اعمال نیک می‌گردد، چرا که انباشت گناه در طولانی مدت باعث سنگدلی و نابودی ایمان فرد می‌گردد.

اکراه و اجبار: اراده و اختیار، گوهر ارزشمند انسان است و دستیابی او به کمال، تنها با انتخاب خود او میسر می‌شود، چرا که اجبار وی بر نیکی‌ها، هرگز کمالات روحی وی را شکوفا نمی‌کند و به فعلیت نمی‌رساند. از این رو، ایمان از روی اجبار، بی فایده و اعمال شایسته بدون میل باطنی مردود است.

قرآن کریم، انفاق از روی اکراه و ناخرسندی را از علائم منافقین می‌شمرد و آن را در کنار کفر درونی و بی میلی به عبادت، از عوامل رد بخشش‌های آنان می‌داند: «و ما منعهم ان تقبل منهم نفقاتهم الّا انّهم کفروا بالله و برسوله و لایاتون الصّلاه الّا و هم کسالی و لاینفقون الّا و هم کارهون». و چیزی مانع قبولی انفاقات آنان نشد، جز آنکه به خدا و پیامبرش کافر شدند و نماز را برپا نمی دارند مگر از روی کسالت و انفاق نمی کنند جز با کراهت. بنابراین، توصیه می‌شود در کنار فرهنگ سازی برای انفاق و گسترش روحیه دستگیری از بینوایان که بی تردید یک ارزش برای برنامه ریزان و حاکمان اسلامی است، از فراهم کردن زمینه‌های الزام و اجبار و فرهنگ تشریفات و اخذ به حیا به شدت پرهیز شود که نه برکت دارد و نه ماندگار است و خود رذیلتی اخلاقی را در دامن جامعه اسلامی می‌پروراند. ارزش واقعی اعمال انسان زمانی مشخص می‌شود که با اختیار و از روی میل انجام شود.‌

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS