دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آل بویه

No image
آل بویه

كلمات كليدي : آل بويه، شيعه، عمادالدوله، عضدالدوله، معزالدوله، بغداد، خلافت عباسي، عزاداري، عيد غدير، سلجوقيان

نویسنده : علي ابراهيمي

آل بویه

آل بویه از خاندان اصیل ایرانی و شیعی مذهب ساکن منطقه دیلمان ایران بودند که جد آنها ابوشجاعِ بویه پسر فنا خسرو دیلمی است و نسب آنها به بهرام‌گور ساسانی می‌رسد. ابوشجاع سه پسر به نام‌های علی، حسن و احمد داشت که همراه پدر در دورۀ تسلط حاکمان آل زیار بر طبرستان به خدمت آنها درآمدند و در دورۀ ضعف خلافت عباسی ادعای استقلال کرده و بغداد را تصرف کردند. آنان با نگه‌داشتن ظاهری از خلافت عباسی از سال 322 تا 447 به حکومت بر قلمرو خلافت در سه شعبه دست یافتند.

الف- آل بویۀ فارس

مؤسس سلسلۀ آل بویه، عماد الدوله علی می‌باشد. او ابتدا نمایندۀ مرداویج زیاری بود بعد به اصفهان رفت و مظفربن یاقوت را شکست داد. از آن‌جا به خاطر ترس از مرداویج به فارس رفت و شیراز را تصرف کرد. سپس برادرش حسن را به تصرف عراق و برادر دیگرش احمد را به تصرف کرمان فرستاد، ولی احمد چون در کرمان موفق نشد به جانب بغداد رفته در سال 334 بر خلیفه مستکفی استیلا یافت. او بر خود عنوان امیرالامراء برگزید و خلیفه به او لقب معزالدوله داد و به حسن رکن‌الدوله، و علی را عماد الدوله خواند. بعد از احمد عضدوالدوله به حکومت رسید. او کرمان را از سامانیان گرفت و به بغداد لشکر کشید و عزالدوله بختیار را کشت و بر بغداد مسلط شد.

بعد از عضدالدوله پسرش شرف الدوله به حکومت فارس رسید و بر بغداد هم تسلط یافت سپس پسرش بهاء الدوله به جای او نشست.

بعد از بهاء الدوله پسرش سلطان الدوله و سپس ابوکالیجار و پسرش ملک رحیم به ترتیب به حکومت رسیدند ولی قلمرو آنها مورد هجوم سلجوقیان قرار گرفت و طُغرل سلجوقی در سال 447 وارد بغداد شد و ملک رحیم را دستگیر کرد و به حکومت آل بویه پایان داد.

ب- آل بویه عراق

پایه‌گذار آل بویۀ عراق، خوزستان و کرمان، معزالدوله احمد است. او در سال 334 بغداد را تصرف کرد و مستکفی را از خلافت عزل و مطیع را به جای او نشاند و دستور لعن معاویه، عایشه و خلفای سه گانه را صادر کرد. آل بویه عراق هم مانند فارس توسط سلطان طغرل سلجوقی سقوط کردند.

ج- آل بویۀ اصفهان، ری و همدان

بنیانگذار آل بویه اصفهان، ری و همدان، رکن الدوله حسن است. او به کمک برارش علی، اصفهان و ری را از وشمگیر حاکم زیاری گرفت و سامانیان را در تصرف ری ناکام گذاشت. رکن الدوله در هنگام مریضی قلمرو خود را بین فرزندانش تقسیم کرد. اصفهان را به مؤید الدوله، همدان و جبال و ری و طبرستان را به فخرالدوله و فارس، کرمان و اهواز را بنابر وصیت برادرش علی به عضدالدوله داد و برادران را به اطاعت از عضدالدوله فرا خواند. بعد از حسن پسرش مؤید الدوله در اصفهان به حکومت رسید و بر گرگان و طبرستان نیز مسلط شد. قابوس، حاکم زیاری، را شکست داد. او صاحب بن عبّاد را که فردی با تدبیر و دادگر و عالم بود. به وزارت برگزید در اواخر همدان و ری را فخرالدوله گرفت و فخرالدوله به سامانیان در خراسان پناهنده شد ولی با مرگ مؤید الدوله بار دیگر به حکومت بازگشت و پس از از فخرالدوله پسران خردسال او به حکومت رسیدند و چون توان ادارۀ امور نداشتند، اختلال در امور پدید آمد.

اوضاع اجتماعی و فرهنگی ایران در دورۀ آل بویه

دورۀ آل بویه دورۀ درخشش علمی و فرهنگی ایران و جهان اسلام است. این خاندان شیعی ایرانی نقش مهمی در حفظ و گسترش میراث حدیثی، فقهی و کلامی شیعه در ایران و عراق ایفا کردند و به تحکیم پایه‌ها و مبانی تشیع امامیه و ترویج آن پرداختند. دانشمندان، متکلمین، محدثین، فقیهان، و مفسرین بزرگی چون شیخ طوسی، شیخ مفید، سیدرضی، شیخ صدوق و.... تربیت یافتند و با تشکیل جلسات مناظره به شبهات کلامی و فقهی پاسخ دادند.

آل بویه به تأسیس مراکز علمی و کتابخانه‌ها و بنای بیمارستان‌های به ویژه در شیراز و بغداد پراختند و برای تسلط بیشتر بر اوضاع قلمرو خلافت و ترویج تشیع، اقدامات اجتماعی و فرهنگی در خور توجهی انجام دادند.

در زمان آل بویه قبور ائمه شیعه مورد توجه قرار گرفت. مشاهد کاظمین، کربلا و نجف را بازسازی کردند و برای ترویج سنت زیارت به اهدای نذورات، موقوفات و ایجاد تسهیلات برای زائرین پرداختند.

اقدام مهم دیگر آنها برگزاری جشن عید غدیر بود که همراه بود با برگزاری نماز عید و آذین‌بندی شهر و برگزاری مراسم جشن ایرانی که هر ساله برگزار می‌شد. علاوه بر این سوگواری عاشورا و محرم را در قالب مقتل خوانی و مرثیه‌خوانی و تشکیل دسته‌های عزاداری با پوشش سیاه را پایه‌گذاری کردند.

مقاله

نویسنده علي ابراهيمي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS