دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اجل

No image
اجل الف) معنای لغوی و اصطلاحی اجل . اجل در اصل به معنی « مدت معین » است و « قضاء اجل » به معنی تعیین مدت و یا به آخر رساندن مدت است،‌ اما بسیار می شود ، که به آخرین فرصت نیز اجل گفته می شود ، مثلاً می گویند : « اجل دین » فرارسیده است یعنی آخرین موقع پرداخت بدهی رسیده است . در اصطلاح به حد پایانی معین شده برای زندگی انسان ، اجل می گویند .
ب) انواع اجل . انسان دو اجل دارد ؛ اجل معلق و اجل مسمی : 1ـ اجل معلق ( اخترامی ـ موقوف ـ مبهم ـ غیر حتمی ) : زمان بندی مشروط و قابل تغییر به واسطة کردار خودمان است ؛ مثل چراغی که نفت دارد ولی آن را در معرض طوفان قرار دهیم . 2ـ اجل مسمی ( طبیعی ـ محتوم ) : زمان بندی بی چون و چرا و غیر قابل تغییر است که اگر آن اجل فرا رسد ،‌ساعتی پس و پیش نمی شود و اگر همة مراقبتها هم به عمل آید ، عمر مانند نفت چراغ تمام می شود . به عبارت دیگر ، اجل معلق ، عمر و مدت غیر حتمی و مرگ زودرس است و اجل مسمی ، عمر و مدت حتمی و مرگ طبیعی می باشد . در مورد انسان ، اگر تمام شرائط برای بقای او جمع گردد و موانع برطرف شود ساختمان و استعداد او ، ایجاب می‌کند که مدتی طولانی ـ هرچند این مدت بالاخره پایان و حدی دارد ـ عمر کند ،‌اما ممکن است بر اثر سوء تغذیه یا مبتلا شدن به اعتیادهای مختلف و یا دست زدن به خودکشی یا ارتکاب گناهان خیلی زودتر از آن مدت بمیرد ؛ مرگ را در صورت اول ،‌اجل حتمی و در صورت دوم ، اجل غیر حتمی می نامند . در تفسیر نور حجه الاسلام قرائتی به نقل از ابن عباس می خوانیم :« خداوند برای انسان دو اجل قرار داده : یکی از تولد تا مرگ ، دیگری ازمرگ تا قیامت . انسان با اعمال خود ، گاهی از یکی می‌کاهد و به زمان دیگری ، می‌افزاید، پس پایان اجل هیچ کس قابل تغییر نیست » .( تفسیر نور ـ حجه الاسلام : قرائتی ـ ص : 220 (
ج) فرق بین اجل مسمی و اجل معلق : در این قسمت ، به اختلافاتی که میان اجل مسمی و اجل معلق است اشاره می کنیم : 1ـ « اجل مسمی » ، مرگ طبیعی ولی « اجل معلق » ، مرگ زودرس است . 2ـ « اجل حتمی » ، در صورتی است که ما به مجموع علل تامه بنگریم و اجل غیر حتمی در صورتی است که تنها مقتضیات را در نظر بگیریم . 3ـ « اجل مسمی » ، قابل تغییر نیست ولی اجل معلق ، قابل تقدیم و تأخیر است . 4ـ « اجل مسمی » ، همان اجل محتومی است که در « ام الکتاب » ثبت شده ، و« اجل غیر مسمی » آن اجلی است که در « لوح محو و اثبات » نوشته شده است . 5ـ هر دو اجل از ناحیه‌ی خدا تعیین می شود ولی «اجل مسمی » به طور مطلق و بدون قید و شرط و « اجل معلق» به عنوان مشروط ومعلق .
د) فائده‌ی فرق گذاشتن میان آن دو . با فرق گذاشتن میان دو اجل ، نشاطی در جامعه‌ی انسانی ایجاد می شود و انسانها به فراهم آوردن شرائط عمر طولانی و رفع موانع آن می کوشند تا به اجل و عمر طویل که نزدیک به 120 سال است برسند .
هـ ) اسباب اجل معلق . اجل معلق ، به خاطر فقدان شرائط حیات ، تغذیه ، هجوم غصه ها و حوادث نفسانی درد آور و اسباب خارجی مانند غرق شدن و آتش سوزی و غیره حاصل می شود . همچنین در روایات ، اعمالی چون صله رحم ، صدقه ، زکات و دعا سبب طول عمر بیان شده و کارهائی چون قطع رحم و ظلم ، سبب کوتاه شدن عمر دانسته شده است . (برگرفته از تفسیر المیزان علامه طباطبائی جلد 10و7)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS