دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسوه

No image
اسوه

كلمات كليدي : اسوه الگو، پيروي، اقتدا، روش شايسته پيروي

نویسنده : روح‌الله رضائی

از ماده «ا،س،و» به معنای اقتدا کردن و راضی بودن به رفتار الگو و در احوال مثل او بودن است.[1]و در اصطلاح به معنای الگوئی است که انسان از آن پیروی می‌کند، چه در زمینه خوبی و چه در زمینه بدی.[2]این کلمه در اصطلاح اسلامی برای پیروی از الگوهای شایسته استفاده می‌شود؛[3] چنانچه در قرآن همیشه با صفت «حسنه» آمده است.

«قَدْ کانَتْ لَکُمْ اٌسْوَۀٌ حَسَنَۀٌ فی إبْراهیمَ[4]»

همانا وجود ابراهیم(راه وروش) برای شما الگویی می باشد

اما بیشتر در معنای الگوی خوب به کار رفته است.[5]

این بدان معنا نیست که در اسلام به هیچ وجه الگوهای ضد ارزشی معرفی نشده‌اند؛ بلکه در قرآن و روایات برای عبرت دیگران به الگوهای فاسد[6] نیز اشاره شده است.

جایگاه علمی واژه

اسوه سازی در تعلیم و تربیت، جایگاه مهمی دارد و مربی می‌تواند با اسوه سازی صحیح بسیار راحت‌تر از روش‌های دیگر به تربیت بپردازد. اهمیت اسوه به حدی است که برخی اسوه را مهمترین تبلیغ عملی در همه دوران زندگی می‌دانند.[7]

درباره اهمیت اسوه سید قطب در کتاب روش تربیت اسلامی می‌نویسد: علمی‌ترین و پیروز‌ترین وسیله تربیت، تربیت کردن با یک نمونه عملی و سرمشق زنده است.[8]

تبیین علمی واژه

اسوه سازی دارای روش‌ها و اقسام گوناگونی می‌باشد که قرآن کریم به خوبی آن روش‌ها را به کار گرفته است.

قرآن در ارائه الگو یک جور عمل نکرده و از شیوه‌های مختلفی بهره برده است. کلمه اسوه در قرآن سه بار [9]استفاده شده است که دو بار آن درباره حضرت ابراهیم (ع)، و یک بار آن درمورد پیامبر اکرم (ص) می‌باشد:

«لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللهِ اٌسْوَۀٌ حَسَنَۀٌ[10]»

«همانا وجود رسول خدا برای شما الگوئی نیکوست».

به اعتقاد بسیاری از بزرگان بهترین اسوه ای که قرآن کریم معرفی می کند پیامبر اعظم (ص) است؛ چون در آیه‌ی بالا که ایشان به عنوان اسوه بشمار آمدند، هیچ قیدی ذکر نشده است و این یعنی پیامبر در تمام مسائل اسوه و الگو برای مسلمین می‌باشد.[11] عمده‌ترین الگو سازی قرآنی در این قسمت است قرآن کریم از داستان پیامبران، افراد و اقوام محبوب و منفور در جهت تربیت اخلاقی انسان‌ها بیش از 122 مورد استفاده می‌کند مثل آیه

«وَ اذْکُرْ عَبْدَنا أیُّوبَ ....[12]»

«وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ مَرْیَم....[13]»

بیان صفات کلی و عناوین عام:

در قرآن کریم گاه برای الگو سازی در جهت مثبت یا منفی از صفات کلی استفاده شده است مانند: متطهرین بقره / 222، متقین مائده / 27 و محسنین الذاریات / 16، در صفات منفی نیز به همین صورت مانند: مسرفین زخرف / 5 و ظالمین انفال / 54 .

قرآن در اسوه سازی از اقسام مختلفی استفاده کرده که می‌توان آن‌ها را این گونه بیان نمود.قرآن گاهی گروه یا اجتماع خاص را اسوه قرار می‌دهد، مثل

«وَضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَرْیَۀً کَاَنتْ...[14]»

و گاهی یک فرد را مانند حضرت موسی در آیه

«وَاذْکُرْ فِی الْکِتابِ مُوسی...[15]»

قرآن گاهی فردی را از یک جهت، مانند مریم از جهت پاکدامنی

« وَ مَرْیمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتیِ أحْصَنَتْ فَرْجَهَا...[16]»

و گاهی از تمام جهات مانند: پیامبر اکرم (ص)[17] اسوه قرار می‌دهد قرآن کریم گاهی از اسوه‌های پاکی و نیکی یاد می‌کندو گاهی از اسوه‌های زشتی و پلید،البته قرآن از کلمه اسوه فقط در جاهای نیکو استفاده کرده است تا به انسان‌ها بفهماند که افراد خوب را برای خود الگو بگیرند[18]

اسوه‌های قرآنی

در اینجا برای آشنائی بیشتر با الگو سازی قرآنی تعدادی از اسوه‌های در قرآن را به صورت فهرست وار اشاره می‌نمائیم.

اسوه‌های پسندیده: جامعه پسندیده نحل 112، ابراهیم (ع) و پیروانش: ممتحنه 4 و 6، رسول اکرم (ص) اسوه شاخص و ممتاز احزاب 21 و بقره 143، آسیه همسر فرعون: الیاس، اسماعیل، الیسع، یونس و لوط (ع) اسوه‌های هدایت: انعام 84 تا 90.

اسوه‌های ناپسند: همسر لوط و همسر نوح؛ تحریم 10.

اسوه در روایات

در کتاب‌های روائی[19] مشهور شیعه کلمه اسوه حدود 20 بار تکرار شده است که با حذف روایات تکراری کمتر از 10 روایت می‌ماند در این روایات کلمه اسوه همیشه با صفت حسنه نیست؛ اما اکثر قریب به اتفاق آن‌‌ها درباره الگوهای پسندیده است.

مقاله

نویسنده روح‌الله رضائی
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS