دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی

آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد.در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.)...
No image
اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی
اخلاق هنجاری و اخلاق کاربردی آنجا که اصول اولیه التزام و عمل بر حق مورد توجه باشند ، رویکرد مبتنی بر حقوق را باید در راستای رویکردهای منفعت باورانه ، پیمان گرایانه و کانتی مدنظر قرار داد. در حالی که همه رویکردها حقوق (اکتسابی) گوناگونی را به رسمیت می شناسند، این رویکرد جایگاهی اساسی به حقوق می بخشد، خواه حقوق بشر پیشااجتماعی (مبتنی بر انسانیت فرد، نظیر حقوق طبیعی که خدایا طبیعت آنها را ارزانی داشته) و خواه حقوق بدیهی (که در نتیجه ناخشنودی گسترده همگان از هر گونه افراط در راه ارضای نیازها یا منافع فردی پدید می آیند.) طرفداران این رویکرد مبتنی بر حقوق مسلم ازجمله جان لاک قرن هفدهمی و رابرت نوزیک قرن بیستمی اند. مسائل مطرح در این رویکرد، شامل حل اختلاف موجود درخصوص هویت این گونه حقوق اساسی و تناقضات ناشی از تعارض حقوق اساسی افراد مختلف با یکدیگر است. رویکردهای پیمان گرا، همانند رویکرد راولز، از امتیاز ایجاد رویه صدور احکامی با توسل به موقعیت های معاهداتی برخوردارند. با این حال ، این رویکردها با مسائلی این چنین مواجه اند که از چه رو باید منافع گروه های غیرعقل مدار را از نظر دور داشته یا این که چگونه می توان نسل های آینده را در شمول پیمان ها و معاهدات کنونی دانست ، پیمان ها و معاهداتی که پیشاپیش طرحی را برای آیندگان نقش می زنند. افزون بر این ، تلاش رویکردهای مذکور برای اقتباس اصول اخلاقی از پسندهای عاملان منفعت جو به طور گسترده و به خاطر درک انتزاعی و تهی شده توجیه ناپذیرشان از نفس ، مورد انتفاع واقع شده اند. رویکرد کانتی با تاکید بر این که با انسانیت نباید صرفا به عنوان یک وسیله برخورد کرد و با وجود ابهام در تصورش از مدنظر گرفتن انسانیت به عنوان یک هدف ، مورد استقبال گسترده ای قرار گرفته است. این موضع توان خود را از این الزام می گیرد که به جای نقد اخلاقی ، افراد را باید مورد توجه اخلاقی قرار داد. با این حال ، نگرشی مبتنی بر مدنظر قرار دادن پیامدهای قواعد نیز می تواند مستلزم همین فرض باشد. ضعف این رویکرد در پی بی اعتنایش به دست کم برخی از پیامدهای گریزناپذیر اعمال است ؛ چراکه این پیامدها در تلقی های متقاعدکننده ای از مسوولیت اخلاقی باید مدنظر قرار گیرند.قابل دفاع ترین شکل پی آمدنگری آنجاست که این رویکرد با قواعد پشتیبان وحافظ حقوق و عدالت کاملا ممزوج شده و بر پایه نظریه ارزش قابل دفاعی استوار می شود. نظریه ارزش مطرح در رویکرد فایده باورانه معمولا نظریه ای بیش از اندازه محدود دانسته می شود زیرا قادر به در برگیری همه امور یا خشنودسازی مخلوقات مدرک یا ارضای امیال نیست. یک نظریه قابل توجیه باید ارزش هایی دیگر از جمله استقلال و توسعه توان های شاخص انسانی را نیز در بر بگیرد و به همین نحو، باید در فکر اولویت بخشی به ارضای نیازهای پایه ای و ارزیابی این تکثر ارزش ها به شیوه هایی ناخودسرانه باشد.در دهه های اخیر، فیلسوفان به کشف دوباره کارایی استدلال اخلاقی در مورد مقولات همگانی مهم در حوزه هایی چون اخلاق زیست شناسانه ، اخلاق زیست محیطی و اخلاق توسعه ، جمعیت و جنگ روی آورده اند، البته کاربست اخلاق در این حوزه ها از همان اولین عصرروشنگری مرسوم بوده ؛ اما به عنوان دغدغه فلسفی نامناسبی در فلسفه تحلیلی شش دهه نخست سده بیستم از رواج افتاد.در اخلاق زیست محیطی ، اصول مطرح در راستای مدنظر قراردادن سعادت نسل های آینده و موجودات غیرانسانی ساخت و پرداخت می شوند. مباحثات مطرح در این اخلاق نیز در راستای تقویت صلاحیت نظریه های سنتی درخصوص عرصه اعتبار اخلاقی ، ارزش ذاتی و التزام عمل می کند. اخلاق جمعیت مفاهیمی چون ازدیاد جمعیت و مناسبات کمی و کیفی زندگی ارزشمندانه را زیر پوشش می گیرد. اخلاق جنگ ، به تعریف مجدد و ارزیابی آموزه های آکوئیناسی جنگ عادلانه پرداخته ، مفاهیمی چون تناسب یابی با شرایط نوظهور نبردهای مدرن را به کار می گیرد. از این رو، برخی از نافذترین آثار حوزه نظریه اخلاقی را باید در کاربست های عملی اخلاقی در دنیای مدرن جست. اخلاق زیست پزشکی این رویکرد را پیشتر برده ، به مسائل اخلاقی مطرح در پزشکی و رشته های وابسته به آن می پردازد. این حوزه از یک سو در سیطره نظریات بایاشناسانه معمولا نظریات حقوق بنیاد یا کانتی و از سوی دیگر در سیطره نظریات پیامدنگر معمولا صوری از فایده باوری است. از این رو، اصل همرایی آگاهانه ، مبتنی بر اصل کانتی توجه به خودآئینی یا خودمختاری ، محور رویه پزشکی را، بویژه در فضای درمانگاهی تشکیل داده است. در عین حال ، رویکرد اخیرا گسترش یافته و بسیار مورد بحثی معطوف به تخصیص ذخایر براساس بهره وری بهینه مطرح شده است که در واقع کاربستی از فایده باوری محسوب می شود.با این حال ، اگرچه معدودی از اخلاق گرایان به رویکردی نظریه بنیاد معتقدند که به موجب آن فیلسوفان به طرح یک نظریه اخلاقی می پردازند، نظریه ای که قویا در راستای ارائه راه حلی نهایی برای مسائل مورد نظر عمل می کند، اکثر اخلاق گرایان رویکرد دیالکتیکی اتخاذ می کنند که به موجب آن جزییات موارد مشخص ترسیم گر صورت بندی یک چارچوب اخلاقی خواهند شد، چاره جویی که ممکن است کمابیش پیچیده بوده اما در نهایت به هیچ رو قطعی نیست.
روزنامه جام جم

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS