دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اسلام و فقر

No image
اسلام و فقر

اسلام، فقر

پرسش: در آموزه‌های اسلامی آیا پدیده فقر مورد مدح و ستایش قرار گرفته یا اینکه مذمت شده و هرکس در حد مقدورات خود موظف است برای برون رفت از آن مبارزه و تلاش کند؟ لطفاً به نحو اجمال توضیح دهید.

پاسخ: از دیدگاه اسلام فقر به عنوان یک پدیده ممدوح به حساب نیامده و به تعبیری قرین کفر معرفی شده است. اما در عین حال برخی ممکن است از بعضی روایات برداشت مثبتی کرده و فکر کنند که اسلام نه تنها پدیده فقر را مذمت نکرده بلکه آن را ستایش و در ردیف امور ممدوح و ایجابی قرار داده است. به عنوان نمونه دعای پیامبر گرامی اسلام(ص) است که فرمود:

«اللهم احشرنی فی زمره المساکین یوم القیمه»

خداوندا روز قیامت مرا با مستمندان محشور فرما. (میزان الحکمه، ج3، ص2442)

یا سفارش آن حضرت به گرامی داشتن فقرا که فرمود،

«من اکرم فقیراً مسلماً لقی الله یوم القیمه و هو عنه راض»

هر کس فقیر مسلمانی را گرامی دارد روز قیامت خداوند را ملاقات کند در حالی که از وی راضی است. (همان، ص 2446)

آنان با استناد به این روایات، شتابزده قضاوت کرده و ادیان آسمانی را متهم به اعراض از دنیا و ترغیب افراد به فقر می‌کنند. در حالی که از نظر صاحبان علم و ژرف اندیشان تلخ ترین پدیده‌ها در کام انبیاء و در مذاق شرایع آسمانی، فقر است، تا جایی که پیامبر اکرم(ص) در موارد زیادی فقر و تنگدستی را همسان کفر دانسته و از آن دو به خدا پناهنده می‌شوند.

«اللهم انی اعوذبک من الکفر و الفقر، فقال رجل: ایعدلان؟ قال نعم. (همان، ص 2438)

و در روایتی حضرت علت آن را چنین بیان می‌کنند:

«لولارحمه ربی علی فقراء امتی، کادالفقر ان یکون کفراً»

اگر رحمت و شفقت پروردگار شامل فقرای امتم نبود چیزی نمانده بود که فقر (موجب) کفر شود. (همان)

همچنین آن حضرت در دعای دیگری فرمودند:

«اللهم بارک لنا فی الخبز ولاتفرق بیننا و بینه، فلولا الخبز ماصلینا ولاصمنا و لاادینا فرائض ربنا»

خداوندا! نان را برای ما با برکت قرار ده، و میان ما و نان جدایی مینداز که اگر نان نباشد نه می‌توانیم نماز گزاریم نه روزه بداریم و نه دیگر واجبات الهی را انجام دهیم.

اصولا چگونه فقر می‌تواند محبوب پیامبران و دین اسلام باشد در حالی که به بیان قران، فقر و فحشا وعده شیطان، و فضل و مغفرت وعده خداوند است.

«الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء والله یعدکم مغفره و فضلا و الله واسع علیهم» (بقره- 862)

بنابراین چگونه فقر می‌تواند مورد تایید اسلام باشد در حالی که پیامبر اسلام(ص) از قول حضرت ابراهیم خلیل چنین نقل می‌کند

«یا رب الفقر اشد من نار نمرود»

پروردگارا! فقر از آتش نمرود سخت تر است. (همان، ص 2443)

همچنین پیامبر اعظم(ص) می‌فرمودند:

«الفقر اشد من القتل»

فقر سخت تر از مرگ است. (همان، ص 2441)

مطالعه تاریخ زندگی پیامبران، امامان و اولیای گرامی خدا نیز نشان می‌دهد که آنان اگر چه جهت تسکین آلام و کاهش پریشانی درماندگان و تهی دستان با آنان بنای رفاقت می‌گذاشتند و زندگی شخصی خود را در سطح فقیرانه قرار می‌دادند، اما در صدد بودند با فکر و تدبیر، فقر را محو و زندگی شرافتمندانه‌ای را برای همه انسان‌ها تدارک ببینند. بنابراین اگر ظاهر روایاتی غیر از مطالب مذکور است، باید باتوجه به این محکمات قرانی و روایی تفسیر و معنا شود. آری آن فقری که پیامبر گرامی اسلام به آن افتخار کرده و می‌فرماید: «الفقر فخری» فقر امکانی است که تمامی مخلوقات و موجودات ما سوی الله به لحاظ امکانی فقیر هستند و در مرتبه ممکن الوجودی قرار دارند و هستی و ذات آنها وابسته به واجب الوجود است که پشتوانه و تکیه گاه آنها است

«یا ایهاالناس انتم الفقراء الی الله و الله هوالغنی الحمید»

ای مردم شما در برابر خدای (واجب الوجود) نیازمند و فقیر هستید و تنها خدای متعال بی نیاز و غنی و شایسته هرگونه حمد و ستایش است. (فاطر- 51)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS