دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انزوا طلبی Isolationism

No image
انزوا طلبی Isolationism

كناره گيري، كناره خواهي، انزوا طلبي،استراتژي سياسي، كناره گيري باشكوه، اتحاد مثلث، دكترين مونرو، اتحاد مقدس، دخالت خواهان، كناره خواه

کناره گیری، کناره خواهی، انزوا طلبی (Isolationism)

اصطلاح « ایزولاسیونیسم یا انزواگرایی» نخستین بار در سال 1823 که «جیمز مونروئه» به کار رفت.

بر اساس این استراتژی سیاسی، کشوری، بهترین راه حفظ منافع ملی خود را نداشتن رابطه نزدیک با ملت‌های دیگر دانسته و اعلام می‌کند، هیچ علاقه‌ای به امور بین‌الملل و امور دیگر کشورها ندارد؛ مگر در صورتی که کشوری بر منافع حیاتی‌اش تاثیر بگذارد. این اصطلاح هنگامی معنای سیاسی به خود گرفت که بریتانیا در دهه 1890 سیاسیت «کناره گیری باشکوه» را در پیش گرفت و در برابر دو جبهه دولت‌های «اتحاد مثلث» و دولت‌های متحد فرانسه و روسیه، سیاسیت عدم دخالت در امور قاره اروپا را برگزید. البته بارزترین نمونه کنارگیری را می‌توان در عرصه سیاست خارجی آمریکا در طول سده نوزدهم (با اعلام دکترین مونرو در 1823) و بیستم (به جز در مورد شرکت آن کشور در جنگ جهانی اول) تا مقطع جنگ جهانی دوم مشاهده کرد. اعلام دکترین «مونرو» به دو دلیل بود: یکی آن که دولت روسیه کشتی‌های غیر روسی را از رفت و آمد در کرانه‌های شمال غربی آمریکای شمالی بازداشته بود و دیگر ترس از «اتحاد مقدس» دولت‌های اروپایی (روسیه، اتریش و پرو) که ممکن بود به کمک اسپانیا بشتابند و کشورهای تازه آزاد شده آمریکای لاتین را بار دیگر زیر فرمان خود درآوردند. اگرچه حقوق بین‌الملل هیچ‌گاه این دکترین را به رسمیت نشناخت، با این حال، ایالات متحده آمریکا بارها از جمله در مورد مساله نظارت بر کانال پاناما با تمسک جستن به این دکترین، دست به کار شده است. بر اساس دکترین مذکور، آمریکا به طور یک جانبه تا زمان جنگ جهانی دوم در امور کشورهای اروپایی خودداری می‌کرد و حتی در جامعه ملل و دیوان دادگستری بین المللی نیز شرکت نداشت. اصطلاح «کناره خواه» ابتدا بیشتر در مورد کسانی به کار می‌رفت که با «دخالت خواهان» و هواداران دخالت آمریکا در امور اروپا پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، مخالفت می‌کردن . این گروه، پس از جنگ نیز در آمریکا فعال بوده و با شرکت آن کشور در سازمان ملل متحد و هم‌چنین با اعطای کمک‌های مالی به کشورهای اروپایی، مخالفت می کردند. نکته قابل توجه در مورد سیاست کناره‌خواهی این است که در عمل بیشتر، دولت‌ها و قدرت‌های کوچک درصدد اتخاذ این سیاست می‌باشد. امروزه در اثر ارتباط نزدیک اقتصادی و سیاسی در سطح جهان و پراکندگی جغرافیایی و آمیختگی درونی اتحادیه‌ها و پیمان‌ها به ویژه در شرایط وجود سلاح‌های هسته‌ای، کناره گیری اهمیت خود را از دست داده و تقریباً ناممکن گردیده است.

در قرن بیستم بعضی کشورها مانند ژاپن هم این سیاست را تجربه کردند و در حال حاضر نیز تعدادی از کشورها با وجود عضویت در سازمان‌های بین المللی کم و بیش در حال انزوای سیاسی به سر می‌برند که کشور آسیایی برمه نمونه مشخصی از آن است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS