دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بداء و مخالفین آن

No image
بداء و مخالفین آن

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : بداء، قضاء و قدر، عدليه، بداء در آيات و روايات، تفويض

یکی از اصول کلامی معتزله اصل تفویض است. معتزله با این اصل منکر جریان اراده خداوند در افعال اختیاری بندگان هستند اما در غیر افعال اختیاری نیز با انکار بداء اراده خداوند را در تغییر امور تکذیب می­کنند. با روشن شدن حقیقت بداء بطلان عقیده مخالفین از جمله معتزله مشخص می­شود.

بداء در لغت و اصطلاح

بداء دو معنی دارد:[1]

1.ظهور، آشکار

2.ایجاد شدن رأی و اندیشه

اینکه گفته می­شود، فلانی دارای بداوت است به این معنی است که دائما نظرش تغییر می­کند و همچنین وقتی که می­گویند برای او در این کار بداء حاصل شد یعنی اینکه برای او خوب بودن این کار آشکار شد که قبل از این آشکار نبود.[2]و همچنین در ترک عمل نیز استعمال می­شود.

در توضیح این معنی می­گوییم: مثلا ما تصمیم جدی برای کاری داشته باشیم، ولی قبل از انجام آن عمل بفهمیم که ضرر و خطر دارد بطوریکه از انجام آن پشیمان شویم در این حالت می­گوییم که برای ما بداء حاصل شد؛ زیرا از واقعیت امر خبر نداشتیم و الا از همان اول چنین تصمیمی نمی‌گرفتیم. واضح است که تغییر نظر از جهل و عجز به امور ناشی می­شود. به همین دلیل این استعمال در مورد بندگان صحیح است اما در مورد خداوند چنین اطلاقی صورت نمی­گیرد.[3]بداء در مورد خداوند بدون اینکه مستلزم عجز و تغییر اراده از روی جهل و عجز باشد، بکار می­رود و در نتیجه بداء در اصطلاح اعتقادی به این معنی است که: خداوند اموری که نزد بندگان مجهول بوده را ظاهر می­کند.[4]

بداء در قرآن

در قرآن کریم آیات متعددی بر مفهوم و مصداق این عقیده بیان شده است به عنوان نمونه می­فرماید: خداوند هر چه را که خواهد محو می­کند و هر آنچه را که بخواهد ثابت می­کند.[5] امام صادق(ص) در بیان این آیه می­فرماید: آیا غیر از این است که خداوند ثابت را محو می­کند و آنچه را که محو است را ثابت می­کند.[6]

بداء در روایات

در روایات اعتقاد به مفهوم صحیح بداء در راستای شناخت حقیقی توحید قرار داده شده­است بطوریکه بدون آن معبود را بطور صحیح نمی­توان شناخت به چند روایت اشاره می کنیم:

1.عبادت برتر خداوند (توسط بندگان) با اعتقاد به بداء حاصل می­شود. [7]

2.هیچ یک از انبیاء به نبوت نرسیدند مگر اینکه برای خداوند به پنج خصلت اعتراف کردند که عبارتست از: بداء و مشیئت و سجود و عبودیت و اطاعت.[8]

مبانی بداء

علم و اراده الهی و اختیار و جهل انسانها در شناخت صحیح بداء موثر است. همانطور که خلقت و تدبیر هستی در تکوین و تشریع وابسته به مشیت و اراده و بداء و قضاء و قدرالهی است، سرنوشت انسانها را نیز بر اعمال و عقاید ایشان مترتب نموده و به همین دلیل برخی از اموری که در آن بداء حاصل می­شود به دست خود انسانها جریان می­یابد مانند صدقات که خداوند با این عمل از کسانی که صدقه دادند دفع بلاء می­کند و مانند صله رحم که موجب زیاد شدن عمر می­شود و...... [9]

با یک مثال رابطه بین بداء و قضاء و قدر معلوم می­شود: اصل مرگ از اموری است که در آن بداء حاصل نمی­شود که از آن به اجل حتمی تعبیر می­شود اما کیفیت و زمان و مکان مرگ از اموری است که در آن بداء می­شود و اعمال و اعتقادات انسانها موجب تغییر در این امور می­شود.[10]

برخی از اموری که با بداء ظاهر شدند

بطور خلاصه بداء به اعتبار زمان و مکان و موقعیت و موضوع آن به صورتهای مختلفی ظاهر می­شود که سه نمونه از آن بیان می­شود:

1.بداء تکوینی :

الف.پیامبری از بنی­اسرائیل، در شب اول ازدواج یک عروس و داماد، به پیروان خود گفت: فردا جنازه این دو را از خانه بیرون خواهند آورد. صبح فردا مردم در نهایت ناباوری دیدند که آنها نمرده‌اند. از آن پیامبر توضیح خواستند، او هم از وحی چنین خطاب شد: مرگ آنها معلق بود، نه حتمی، و چون همان شب صدقه دادند مرگشان به تأخیر افتاد.[11]

ب. قوم حضرت یونس(ع) وقتی به او ایمان نیاوردند مورد نفرین آن حضرت واقع شدند و خداوند بر ایشان عذاب را مقدر نمود و این وعید را به حضرت یونس(ص) خبر داد. اما قوم یونس وقتی آثار عذاب را دیدند توبه کردند و خداوند به توبه ایشان آن عذاب را رفع نمود.[12]

2.بداء تشریعی :

جریان تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه: خداوند، از ابتدا می‌دانست که قبله جاوید مسلمانان، کعبه است نه بیت ‌المقدس؛ درنتیجه امر خداوند به تغییر قبله در راستای علم او است.[13]

3. بداء در امر امتحانی:

مانند قضیه ذبح حضرت اسماعیل(ع) که به ذبح گوسفند منجر شد درحالی که حضرت ابراهیم(ع) مأمور به ذبح فرزندش بود.[14]


مخالفت معتزله با بداء

مخالفت معتزله با بداء از فضای مشاجرات علمی بدست می­آید. شیخ مفید به مخالفت معتزله با امامیه در بحث بداء تصریح می­کند.[15]و در مناظرات عالمان شیعه و معتزله این مطلب بدست می­آید که معتزله همان مفهوم نادرست از بداء را منسوب به شیعه می­نمودند و عالمان شیعه نیز در رد آن به پاسخ پرداخته­اند. [16]

نظریه مخالفین بداء

معمولا اهل سنت و از جمله معتزله با عقیده­ای چون بداء مخالفت می­کنند و آن را ناشی از جهل به قضاء و قدر حتمی و یا مستلزم جهل و عجز­الهی می­دانند.[17]برخی از نویسندگان این اعتقاد را به عده­ای از غالیان رافضی و یا مختار ثقفی و فرقه کیسانیه نسبت می­دهند.[18]با این وضعیت معلوم می­شود که این مخالفین، نظر شیعه را در مورد اعتقاد به بداء بطور صحیح درک نکرده­اند. زیرا همانطور که گفتیم بداء اگر چه می­تواند مستلزم جهل در بندگان باشد اما این امر در مورد خداوند معنی ندارد و ثانیا در اراده و قضاء و قدر غیر حتمی و معلق چنین اعتقادی بیان شده­است که در واقع همان قضاء و قدر معلق با شرائطش می­باشد. به این ترتیب مخالفین بداء کسانی هستند که درک درستی از اراده الهی و قضاء و قدر ندارند.

مقاله

جایگاه در درختواره عقائد فرق
جایگاه در درختواره اثنا عشریه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS