دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهارجان

انسان مانند طبیعت، بهار، تابستان، خزان و مرگ دارد.
No image
بهارجان
نویسنده: علیرضا معلمی

انسان مانند طبیعت، بهار، تابستان، خزان و مرگ دارد. همان گونه که این فرآیند در طول عمر اتفاق می‌افتد، هر روز نیز به شکلی در زندگی انسان تکرار می‌شود؛ با این تفاوت که در طول عمر این فرآیند در جسم تحقق می‌یابد و برآیند از میان رفتن فعالیت‌های جسمی بشر است، ولی روزانه ما با روان و جان خود چنین معامله ای داریم و حالات چهارگانه در ما ایجاد می‌شود. لحظاتی که با طراوات و شادابی می‌گذرد، دمی که به فرح و خوشحالی می‌گذرد، زمانی که پژمرده می‌شویم و به خود فرو می‌رویم و وقتی که دلمرده می‌شویم و حال و حوصله خودمان را نیز نداریم.

ارتباط متقابل روح و جسم

روان آدمی، همان جان و روح مجردی است که در کالبد جسمانی قرار گرفته و لذا میان نفس و جسم ارتباط تنگاتنگی است و هریک بر دیگری تاثیرات مستقیمی را به جا می‌گذارد. پس اگر روان آدمی و نفس او، دلمرده باشد، جسم، رنجور و بیمار می‌شود و اگر روان به سبب کارهای مقبول الهی مسرور و شاد باشد، جسم به پرواز در می‌آید.

درمقابل، اگر جسم به هر دلیلی بیمار و رنجور باشد، روان نیز پژمرده می‌شود و اگر جسم با تغذیه مناسب و شرایط خوب، در سلامت باشد، روان نیز شاد و مسرور می‌شود.

انسان وقتی در محیط مناسب و سازگار با جسم قرار می‌گیرد، روان آدمی نیز به وجد می‌آید.

از این رو در روایات آمده که برخی از امور موجب چشم روشنی دل می‌شود، مثلا آب، سبزه، قرآن و زیبارو، تن و روان آدمی را به وجود می‌آورد و موجب جوانی و شادابی تن و روان می‌شود.

آدمی وقتی در کنار آب، سبزه و قرآن و پریچهرگان و خوشرویان قرار می‌گیرد، به گونه‌ای دگرگون می‌شود که تن و روان، حالتی بهتر از آن در خود نمی یابد. آدمی در سر سفره بهاری، آب، سبزه، قرآن نورانی الهی و پوشش رنگارنگ شاداب و مسرور می‌شود و تن و روان از هر دلمردگی و پژمردگی و بیماری و رنجوری بدر می‌آید.

خوشی و شادی که انسان تحت تاثیر عوامل بیرونی به دست می‌آورد، امری است که در نوروز بهاری بسیار تجربه کرده ایم. در بهار، آدمی با دیدن آب و سبزه و رنگارنگی طبیعت و گل‌ها چنان به وجد می‌آید که روان می‌خواهد به پرواز درآید و تن را با خود به آسمان بالاببرد.

تحول درونی، همراه با تحول طبیعت

ما همان گونه که رستاخیز طبیعت را پس از مردگی آن می‌بینیم، با دیدن آن رستاخیز و تحول و دگرگونی، دلمردگی درون ما نیز از میان می‌رود و دوباره شادی و سرور در دل ما جوانه می‌زند و از خاک سرد دلمردگی رهایی می‌یابد.

فصل بهار به ما این فرصت را می‌دهد دریابیم که می‌توانیم دلمردگی‌ها و پژمردگی‌های خود را چگونه به شادی و سرور تبدیل کنیم و با لاحول ولاقوه الابالله گفتن، حول و تحول خود را در درون با مهر نورانی قرآن و آموزه‌های آن تجربه کنیم. از این رو قرآن را بر سر سفره هفت سین در کنار آب و سبزه و ماهی می‌گذاریم تا حیات و زندگی را در آب نورانی آسمان دوباره در خود تجربه کنیم.

خداوند آب را آسمانی می‌داند و آن را از آسمان فرو می‌باراند تا زمین مرده را زنده کند؛ قرآن نیز آب حیات و زندگانی روان آدمی است تا با بارش آن بر زمین روان آدمی، آن را دوباره زنده کند.

ماهی در آب نه تنها زندگی را به نمایش می‌گذارد بلکه نمایشی از تناسل و دوام آدمی است؛ چرا که بهار فصل رویش گیاه و زایش ماهی حیات در طبیعت است و آدمی رویش و زایش را می‌بایست دراین زمان در تن و روان خود تجربه کند. لازم است از بهار طبیعت و رستاخیز آن و هفت‌های هفت سین سفره نوروزی عبرت زندگی بیاموزیم و همچنان که جسم را به شادی مشغول می‌داریم، روان را به حقیقت بسیار مهمتر رهنمون سازیم.

مقاله

نویسنده علیرضا معلمی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS