دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ترجیح خواسته خدا

هیچ بنده ای خواسته مرا برخواسته خود مقدم نمی دارد مگر اینکه روح بی نیازی را در او زنده کنم ، او را از غم و اندوه می رهانم ، کالای تجاری وزارعی او را نمی گذارم ضایع شود، آسمان وزمین را مسؤل روزی او می کنم ، خودم پشتوانه همه مسائل اقتصادی او هستم. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
ترجیح خواسته خدا
ترجیح خواسته خدا

قال الصادق علیه السلام:

لایوثِر عبدٌ هَواىَ عَلی هواه إلّا جعلْتُ غِناهُ فى نَفسِهِ وَکفیْتُه هَمّه وَکففْتُه ضیعَتُه وَضمنْتُ السّماواتِ والأرض رِزقه وکنتُ له مِنْ وراءِ تجارةِ کلّ تاجِر

(بحار/ ج 67/ص 75)

هیچ بنده ای خواسته مرا برخواسته خود مقدم نمی دارد مگر اینکه روح بی نیازی را در او زنده کنم ،‌او را از غم و اندوه می رهانم ، کالای تجاری وزارعی او را نمی گذارم ضایع شود،‌ آسمان وزمین را مسؤل روزی او می کنم ، خودم پشتوانه همه مسائل اقتصادی او هستم.

توضیح

ترجیح خواسته خدا

امام صادق (علیه السلام) از رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می‌کند که ذات اقدس اله فرمود:

لایوثِر عبدٌ هَواىَ عَلی هواه إلّا جعلْتُ غِناهُ فى نَفسِهِ وَکفیْتُه هَمّه وَکففْتُه ضیعَتُه وَضمنْتُ السّماواتِ والأرض رِزقه وکنتُ له مِنْ وراءِ تجارةِ کلّ تاجِر[1]:

طبق این حدیث قدسی، ذات اقدس اله (جلّ جلاله) فرمود: به عزّت و عظمتم سوگند، هیچ بنده‌ای خواسته مرا بر خواسته خود مقدّم نمی‌دارد مگر این که پنج فضیلت را بهره او می‌سازم:

اول: این که روح بی‌نیازی را در او زنده می‌کنم و این، نصیب هر کسی نمی‌شود. چنانکه دیده می‌شود برخی توانگران همه سخنانشان، بوی فقر می‌دهد با این که امکانات مادّی آنان به قدری است که اگر بقیّه عمر را در گوشه‌ای بنشینند و کار نکنند نیز، نیازی ندارند، ولی با این حال در عذاب تهی‌دستی گرفتارند.

ائمّه (علیهم السلام) فرموده اند: اگر کسی مسیر صحیح اقتصاد را طی نکند، خداوند فقر را پیش دو چشم او مجسّم می‌کند[2]. او وقتی هنگام صبح از بستر برمی‌خیزد، صحنه هراسناک فقر و گدایی را پیش چشمش می‌بیند و بین محل زندگی و محل کار نیز آنچه می‌بیند منظره رعب‌آور فقر است و هنگامی که به دفتر کار، وارد می‌شود، در و دیوار مغازه‌اش تابلو گدایی است! همیشه در این فکر است که مبادا کالایی که خریده شد، ارزان شود یا او سودی نبرد یا بر صفرهای ارقام ثروتش افزوده نشود؛ ولی انسان پارسا، در همه جا صحنه زیبای توانگری را می‌بیند.

خداوندی که به این همه مار و عقرب، حیواناتِ حلال و حرام گوشتِ دریا و صحرا و کافران روزی می‌دهد، آیا انسان مؤمن را بی‌روزی می‌گذارد؟ تحصیل" هزینه زندگی و مبارزه با کسانی که حقّ دیگران را غصب می‌کنند، واجب و از دستورهای اسلامی است؛ امّا روح توانگری داشتن، یک نوع فضیلت اخلاقی و نزاهت روح است.

دوم: او را از اندوه و غم می‌رهانم.

سوم: نمی‌گذارم کالای تجاری و زراعی او ضایع شود.

چهارم: آسمان و زمین را مسئول تکفّل روزی او می‌کنم.

پنجم: خودم پشتوانه همه مسائل اقتصادی او هستم. در کنار هر تجارتی، لطف من او را همراهی می‌کند و نمی‌گذارم حیثیت او آسیب ببیند.

    منبع :برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی صص218-219
    پی نوشت:
  • [1] - بحار، ج 67، ص 75.
  • [2] - من أصبح وأمسی والا?خرةأکبر همّه،جعل الله الغنی فی قلبه و..."(همان،ج 70،ص104).

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS