دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تمسخر

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند.
تمسخر
تمسخر

تمسخر

قال الله تعالی: «یا أیّها الذینَ آمنُوا لایَسخَر قومٌ مِن قومٍ عَسَی أن یَکُونوُا خیراً منهُم» (حجرات/11)

تقلید رفتار و یا کردار و یا صفت و یا نقص و عیب دیگری، برای خنداندن مردم، استهزاء و تمسخر نامیده می‌شود. استهزاء و تمسخر از بیماریهای اخلاقی است که عواقبی چون آزردگی، دشمنی، کینه و انتقام‌جویی را در جامعه به‌دنبال دارد.[1] این رفتار، یکی از رفتارهای بسیار زشتی است که برخی برای بی‌اعتبار کردن دیگران و یا سرگرمی، از آن بهره می‌گیرند. این صفت، در قرآن و روایات، بسیار مورد نکوهش واقع شده است. برخی از افراد به گمان اینکه در این دنیا دارای جایگاه و مقامی هستند، دیگران را مورد تمسخر قرار داده و تحقیر می‌کنند؛ در حالی‌که ممکن است همان فردی را که مسخره کرده‌اند و کوچک شمرده‌اند نزد خداوند محبوبتر باشد. انسان نباید صرفاً با این تصوّر که از دیگران از لحاظ علمی، موقعیّت شغلی، موقعیّت اجتماعی و خانوادگی، از لحاظ ظاهر و یا ... بالاتر است، دیگران را مسخره کند و آنها را کوچک بشمارد. پیامبر اکرم می‌فرمایند:

«لاتَحقِرنّ أحداً مِن المُسلمینَ فإنّ صغیرَهُم عندَ الله کبیرٌ»[2]

هرگز هیچ‌یک از مسلمانان را کوچک مشمار و تحقیر نکن، چه بسا کوچکشان نزد خداوند بزرگ باشد.

کسی که در این دنیا دیگران را مورد تمسخر قرار می‌دهد، باید به این نکته توجه داشته باشد؛ که در روز قیامت مورد ریشخند و تمسخر واقع می‌شود. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد شده که: در روز قیامت بر هر یک از کسانی که در دنیا، دیگران را مورد تمسخر قرار می‌دادند، دری از درهای بهشت باز می‌شود و به او گفته می‌شود: جلو بیا. جلو بیا. هنگامی که او به‌سختی و زحمت جلو می‌آید، آن در بسته می‌شود، سپس در دیگری گشوده و گفته می‌شود: جلو بیا. جلو بیا. او دوباره به سختی و زحمت پیش می‌آید و باز هنگامی که جلوی در می‌رسد، آن در بسته می‌شود و این کار ادامه پیدا می‌کند؛ تا وقتی که دیگر، آن شخص مأیوس شده و پیش نمی‌آید. [3]بنابراین کسی که دیگران را مسخره می‌کند باید به عواقب دنیوی و اخروی کار خود نیز توجه داشته باشد. کسی که دیگران را مسخره می‌کند، علاوه‌بر اینکه موجب رنجش خاطر دیگری می‌شود، خدا را نیز از خود ناخشنود کرده است و سزا و جزای کار خود را در روز قیامت مشاهده خواهد کرد.

    پی نوشت:
  • [1]. مهدوی کنی، محمدرضا؛ نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1372، چاپ دوم، ص286-287.
  • [2]. ورام، ابن‌ابی فراس؛ مجموعه ورام، قم، مکتبه الفقیه، ج1، ص31.
  • [3]. تهرانی، مجتبی؛ اخلاق الهی، تهران، فرهنگ و اندیشه اسلامی، جلد چهارم، بخش یکم، ص296: به نقل از: فیض کاشانی، ملامحسن؛ محجةالبیضاء، ج5، ص237.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS