دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توبه نصوح

No image
توبه نصوح

كلمات كليدي : توبه، نصوح، گناه

نویسنده : زينب برجي نژاد

در لغت، دیدگاه‌های مختلفی در مورد کلمه‌ی «توب» وجود دارد، اکثراً توبه را به معنای رجوع کردن از گناه گرفته‌اند.[1]و[2]و[3]

اما با تأمّل در کلام ابن فارس، به دست می‌آید که در اصل معنای «توب» مطلق رجوع کردن است.[4] کلام مصطفوی نیز دلالت دارد بر اینکه معنای اولیه‌ی توبه، رجوع کردن است و این رجوع کردن، هم درباره‌ی خداست و هم درباره‌ی انسان؛[5] البته منشأ رجوع متفاوت است. منشأ رجوع خدا به بنده، رحمت و مهربانی و منشأ رجوع بنده به خدا، گناه و غفلت می‌باشد.

در اصطلاح توبه، عبارت است از پشیمانی بر معصیتی که از آدمی سرزده و عزم بر ترک آن در آینده دارد.[6]

در مورد توبه نصوح گفته شده است: "پشیمانی قلبی و عذرخواهی با زبان و تصمیم جدی و مداوم بر ترک گناه"[7]

توبه در قرآن

در قرآن کریم بیش از 80 بار سخن از توبه و بازگشت به سوی خدا و قبولی توبه به میان آمده است. توبه در قرآن هم به بنده نسبت داده شده و هم به خدا و هم به هر دو معنا بسیار آمده است. از آن جمله آیه‌ی شریفه‌ ذیل است:

«و هرگاه آنانکه به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند بگو سلام بر شما! پروردگار رحمت را بر خود قرض کرده؛ هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند، سپس توبه و اصلاح (و جبران) نماید، (مشمول رحمت خدا می‌شود؛ چرا که) او آمرزنده‌ی مهربان است.»[8]

«و من هرکه را توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می‌آمرزم».[9]

«آیا به سوی خدا بازنمی‌گردند و از او طلب آمرزش نمی‌کنند؟ (درحالی که) خداوند آمرزنده مهربان است».[10]

در این آیه با استفهام انکاری که بیانگر تاکید است، خداوند انسان‌ها را به سوی توبه و استغفار دعوت می‌نماید و با ذکر دو صفت غفور و رحیم بودنش، عواطف آن‌ها را تحریک می‌نماید، تا شاید به سوی توبه و استغفار دعوت و با آب استغفار، گناهانشان را بشویند و در پرتو توبه بر کمالات و فضائل انسانی خود بیفزاید.[11] و آیه‌ی «ای کسانیکه ایمان آورده‌اید به سوی خدا توبه کنید، تو برای خالص...»[12]

مفسران توبه‌ی نصوح را توبه‌ای که صاحبش را از برگشت به طرف گناه باز دارد و یا توبه‌ای که بنده را برای رجوع از گناه خالص سازد و در نتیجه،‌ دیگر به آن عملی که از آن توبه کرده، برنگردد، تفسیر کرده‌اند.[13]

در تمام آیات فوق، توبه (تاب) به بنده نسبت داده شده است که به معنای بازگشت بنده از گناهانش به طرف خدای متعال می‌باشد.[14]

در آیه دیگری می‌فرماید:

«پذیرش توبه از سوی خدا، تنها برای کسانی است که کار بد را از روی جهالت انجام می‌دهند، سپس به زودی توبه می‌کنند و ...»[15]

و یا آیه‌ی «و گروهی دیگر به گناهان خود اعتراف کرده‌اند، و کار خوب و بد را به هم آمیخته‌اند، امید می‌رود که خداوند توبه‌ی آن‌ها را بپذیرد، به یقین، خداوند آمرزنده و مهربان است.»[16]

در آیات فوق توبه به خداوند نسبت داده شده است؛ یعنی رحمت خداوند که در اثر گناه بنده از او سلب شده بود بار دیگر شامل او خواهد شد.

توبه‌ی نصوح در روایات

با بررسی روایات معصومین(علیهم السلام) با مطالب مختلفی در مورد توبه نصوح مواجه می‌شویم که در اینجا به چند نمونه اشاره می‌شود:

امام صادق(ع) فرمود: زمانیکه بنده‌ای توبه‌ی نصوحانه کند، خداوند دوستش می‌دارد، سپس برایش می‌پوشاند. مردی پرسید: چگونه می‌پوشاند؟ فرمود: آن را، بر دو فرشته که می‌نویسند می‌پوشاند، و به اعضایش، و زمینی که در آن گناه کرده، وحی می‌فرستد: گناهان او را بپوشانید، پس خدای -عزوجل- را در حالی ملاقات می‌کند که چیزی نیست که برایش شهادت گناه دهد.[17]

- امام صادق(ع) در تفسیر واژه‌ی «نصوح» فرمود: آن گناهی است که هرگز به آن باز نگردد.[18]

- امام هادی(ع) در معنی نصوح فرمود: توبه‌ی نصوح، آن است که باطن انسان مانند ظاهر، و بهتر از ظاهر باشد.[19]

- امام علی (ع) در معنی نصوح فرمود: پشیمانی قلبی و عذرخواهی با زبان، و تصمیم جدی و مداوم بر ترک گناه.[20]

مراحل توبه

در هر توبه‌ای ابتدا لطف شامل بنده‌ی گنهکار شده و او را متنبه می‌کند و به زشتی کارهایش آگاه می‌سازد. آنگاه بنده بر اثر این تنبیه و بیداری به سوی خدای سبحان بازگشته و از تقصیر خویش توبه می‌کند. سپس دوباره خداوند سبحان عنایتش را شامل بنده‌ی تائب قرار می‌دهد و توبه‌اش را می‌پذیرد. پس هر توبه انسان همراه با دو توبه خداوند سبحان به سوی بنده‌اش می‌باشد. بر این اساس، حقیقت توبه که به معنای بازگشت در رجوع است دارای سه مرحله است:

الف) توبه‌ای از خداوند بر بنده که سبب بیداری بنده از زشتی و گناه می‌گردد.

ب) توبه‌ای از بنده به سوی خدا که در اظهار ندامت و پشیمانی او از گناه تجلی می‌یابد.

ج) توبه‌ای از خدای سبحان به سوی بنده که او را به درگاه خویش راه داده و توبه‌اش را می‌پذیرد.[21]

شرایط صحت و کمال توبه

شخصی برای خودنمایی در محضر حضرت علی(ع) گفت: استغفروالله. حضرت به او فرمود: مادرت به عزایت بنشیند. آیا می‌دانی استغفار از چه درجه‌ا‌ی بالایی برخوردار است؟ سپس فرمود: استغفار و توبه دارای شش پایه است:

1- پشیمانی از گناهان قبل. 2- تصمیم بر ترک گناه. 3- ادای حق مردم. 4- ادای حق‌الله. 5- ذوب شدن گوشت بدن که از غذای حرام روئیده شده با حزن و اندوه. 6- بدن انسان درد اطاعت خدا را بچشد همانگونه که شیرینی نگاه را می‌چشد. در این هنگام بگو: استغفروالله.[22]

آثار توبه‌ی نصوح

توبه و قبولی آن از نعمت‌ها و مواهب کم نظیر الهی است و دارای آثار نتایج درخشانی است. توبه‌ی خالص و حقیقی آنچنان انسان گنهکار را دگرگون می‌کند که گویی اصلاً گناه نکرده است. چنانکه امام باقر (ع) فرمود: «توبه کننده از گناه مانند آن است که گناهی نکرده است.»[23]

توبه‌ی حقیقی موجب پرده پوشی و نابودی آثار گناه می‌گردد، امام صادق(ع) فرمود: بطوریکه وقتی توبه کننده با خدا ملاقات کند، هیچ چیزی نیست که در پیشگاه خدا گواهی دهد که او چیزی از گناه را انجام داده است.[24]

از آیه‌ی 8 سوره تحریم که در آن امر شده توبه‌ی نصوح کنید، به پنج ثمره و نتیجه‌ی توبه‌ی حقیقی اشاره شده که عبارتند از:

1- بخشودگی گناهان

2- ورود در بهشت پر نعمت الهی

3- عدم رسوائی در قیامت

4- نور ایمان و عمل، در قیامت به سراغ توبه کنندگان آمده و پیشاپیش آن‌ها حرکت نموده و ایشان را به سوی بهشت هدایت می‌کند.

5- توجه آن‌ها به خدا بیشتر می‌گردد و تقاضای تکمیل نور و آمرزش کامل گناه خود می‌کنند.[25]

بطور خلاصه، توبه‌ی حقیقی آنچنان انسان را محبوب خدا می‌کند که خداوند بسیار نسبت به او شادمان است و او را به عنوان دوست خود، برمی‌گزیند. چنانچه امام کاظم(ع) فرمود: «دوست‌ترین بندگان نزد خدا، آن‌هایی هستند که در فتنه (گناه) واقع شوند و بسیار توبه کنند.»[26]

در روایت دیگری از امام معصوم(ع) نقل شده که خداوند به توبه‌کنندگان، سه موهبت عطا کرده که اگر یکی از آن‌ها را به اهل آسمان‌ها و زمین می‌داد، همه‌ی آن‌ها نجات می‌یافتند:

1- بشارت به آن‌ها که خداوند آن‌ها را دوست دارد (بقره/222) و کسی را که خدا او را دوست بدارد، او را عذاب نمی‌کند.

2- حاملین عرش خدا و راه یافتگان در جوار عرش کبریائی، برای توبه کنندگان طلب آمرزش می‌کنند و ملاقات عالی را برای آن‌ها آرزو می‌نمایند. (مومن/7-8-9)

3- گناهان توبه کنندگان به حسنات و پاداش‌ها، تبدیل می‌گردد و خداوند به آن‌ها نوید رحمت و امن داده است. (فرقان/68 تا 70).

علت قبول نشدن توبه

گنهکار در صورتیکه فرصت توبه داشته باشد و توبه را همراه با شرایط آن به جا آورد، بدون تردید توبه‌اش مورد پذیرش حق است، ولی اگر فرصت توبه را از دست دهد تا مرگش فرا رسد، آنگاه از گذشته توبه کند یا توبه‌ای منهای شرایط معین شده انجام دهد یا پس از ایمان کافر گردد، البته توبه‌اش مورد پذیرش نخواهد بود.[27]

خداوند در آیه‌ی 18 سوره نساء می‌فرماید: «ولی توبه‌ی کسانیکه کارهای بد را انجام می‌دهند، تا هنگامیکه مرگ یکی از آن‌ها فرا می‌رسد می‌گوید: الان توبه کردم، پذیرفته نیست و نه کسانیکه در حال کفر از دنیا می‌روند؛ اینها کسانی هستند که عذاب دردناکی برایشان فراهم کرده‌ایم».

و در آیه‌ی90سوره آل‌عمران همین مطلب را بیان می‌فرماید:

«کسانیکه پس از ایمان آوردن، کافر شدند و سپس بر کفر خود» افزودند، هیچگاه توبه‌ی آنان، (که از روی ناچاری یا در آستانه‌ی مرگ صورت می‌گیرد) پذیرفته نمی‌شود و آن‌ها گمراهان (واقعی‌)اند»

مقاله

نویسنده زينب برجي نژاد
جایگاه در درختواره فضائل اخلاقی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS