دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

توسّل و تقرّب به خدا

ای کسانی که ایمان آورده اید از (مخالفت با فرامین) خدا بترسید و به وسیله ایمان و پیروی اولیاء حق به خدا توسّل جوئید و در راه او جهاد کنید؛ باشد که رستگار شوید.
توسّل و تقرّب به خدا
توسّل و تقرّب به خدا

توسّل و تقرّب به خدا

قال الله تعالی: «یا أیّها الذّینَ آمنُوا اتَّقُوا اللهَ و ابتَغُوا إلیه الوَسیلَه و جاهِدُوا فی سبیلِهِ لعلّکُم تفلِحُونَ» (مائده/35)

توسل در لغت به‌معنای مدد جستن از وسیله برای نیل به مقصود است و در اصطلاح، به‌معنای تمسّک جستن به اولیای الهی در درگاه خداوند، به‌منظور برآمدن نیازها است[1]. انسان برای رسیدن به مراد خویش، باید به اسباب و واسطه‌های فیض متوسّل شود. موضوع مهم در آیه، دستوری است که خداوند خطاب به مؤمنان در رابطه با انتخاب وسیله داده است. وسیله به‌‌معنای تقرّب جستن و یا چیزی که باعث تقرّب به دیگری از روی علاقه و رغبت می‌شود، است. بنابراین وسیله در آیه، دارای معنای وسیعی است و هر چیزی را که باعث نزدیک شدن انسان به درگاه خداوند می‌شود، را شامل است. مهمترین وسیله‌ها، ایمان به خدا و پیامبر اکرم (ص) و انجام عبادات مانند، جهاد، نماز و ... است. شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خداوند که طبق صریح قرآن باعث تقرّب به خدا می‌گردد، در مفهوم وسیع توسّل داخل است؛ همانگونه که پیروی از آنها موجب نزدیکی به خداوند است. حتی سوگند دادن خدا به مقام آنان، نشانه علاقه به آنها و جزء این مفهوم وسیع است. از طرف دیگر، اختصاص این آیه به برخی از این موارد، درست نیست؛ چراکه وسیله به‌معنای هر چیزی است، که باعث تقرّب به خداوند می‌شود.[2]

برخی از بزرگان، توبه را شرط همه توسّلات دانسته‌اند.[3] چراکه هیچ چیزی برای یک گنه‌کار ضروری‌تر از توبه نیست. نفس انسان به‌واسطه گناه، تاریک و سیاه و پلید می‌شود؛ حتی ممکن است از صورت انسانی به صورت حیوانی تبدیل گردد.[4] انسان نمی‌تواند با دل و قلبی آلوده، به خداوند تقرّب جوید؛ بلکه باید با توبه و پیروی از پیامبر و ائمّه معصومین (ع) به آنان توسل جوید. به‌راستی انسان با دل و قلبی آکنده از گناه چگونه می‌تواند به خداوند تقرّب جوید و بنده شایسته‌ای برای خداوند باشد؟

    پی نوشت:
  • [1]. روحانی، محمدکاظم؛ پرسشها و پاسخها، دفتر چهاردهم، شفاعت و توسل، دفتر نشر معارف، 1385، چاپ ششم، ص49.
  • [2]. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب‌الاسلامیه، 1374،  چاپ هجدهم، ج4، ص364.
  • [3]. عباسی، مهدی؛ نفس مطمئنه ناگفته‌هایی از عارف کامل حضرت آیت‌الله بهجت، قم، تا ظهور، 1387، چاپ دوم، ص24.
  • [4]. امینی، ابراهیم؛ خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس)، قم، شفق، 1371، چاپ پنجم، ص145.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS