دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جامعه شناسی دین

هم‌چنان‌ که شناخت اندیشه‌های دینی، سازمان‌ها و نهادهای دینی، مناسک و شعائر دینی، در این رشته مورد مطالعه قرار می‌گیرند. در جامعه‌شناسی دین از قضاوت ارزشی اجتناب می‌شود.
No image
جامعه شناسی دین

این رشته از جامعه شناسی به مطالعه و بررسی دین از زاویه جامعه‌شناختی می پردازد، مناسبات دین و جامعه در آن مطمح نظر قرار می‌گیرد. هم‌چنان‌ که شناخت اندیشه‌های دینی، سازمان‌ها و نهادهای دینی، مناسک و شعائر دینی، در این رشته مورد مطالعه قرار می‌گیرند. در جامعه‌شناسی دین از قضاوت ارزشی اجتناب می‌شود. منظور از قضاوت ارزشی آن است که تعیین شود کدام دین از اهمیت و ارزش بیشتر یا کمتری برخوردار است. در جامعه‌شناسی دین تلاش می‌شود عقاید به عنوان واقعیاتی مهم و روابط آنان با زمینه‌های اجتماعی مورد شناسایی قرار گیرند.

تولد جامعه‌شناسی دین:

دین در همان اوان تولد جامعه‌شناسی یعنی دهه نخستین سده نوزدهم و روزگار "سن سیمون" و "آگوست کنت" مورد تأمل قرار گرفت.

قرن هفدهم اعتقادات توأم با شک و تردید و قرن هجدهم، قرن ستیز و انکار و قرن نوزدهم قرن بی‌طرفی و ابزار انگاری بود و دانش جامعه‌شناسی در چنین دوره و زمانه‌ای سر درآورد. سن‌سیمون از نخستین جامعه‌شناسانی بود که به نیاز به آیین و پشتوانه اخلاقی معنوی اعتقاد داشت. کنت نیز که شاگرد وی بود اعتقاد به دین بشریت داشت و تاریخ تفکر بشر را به سه دوره الهی، فلسفی و تجربی تقسیم کرد. جامعه‌شناسی در مرحله بدوی یعنی نیمه دوم قرن نوزدهم تحت تأثیر اندیشه مارکس قرار گرفت. از نظر مارکس، دین آه ستمدیدگان و افیون توده‌هاست. مارکس نظم موجود در سرمایه‌دارای آکنده از تناقض و دین و دولت را ابزار حفظ نظم طبقه حاکم روزگار خود می‌دانست. در مرحله بعد امیل دروکیم فرانسوی بود که طبق نظریات وی، دین یکی از مهم‌ترین ابعاد زندگی اجتماعی آدمی دانسته شده است. پس از دورکیم، ماکس وبر آلمانی، دین را به عنوان یک پدیده، اجتماعی و قابل ملاحظه تلقی کرد. وی معتقد بود اعتقادات دینی می‌توانند در تحولات اجتماعی تأثیر بگذارند. پس از جنگ دوم، در آمریکا یعنی دهه 1930 پارسونز و شاگردش شیلز رویکردی مثبت و نسبتاً زیست‌شناختی در دین بنا نهادند. پارسونز معتقد بود زندگی اجتماعی نیازمند الگوها، نمونه‌ها و مفاهیم مشترکی است که ارزش‌های اخلاقی را در برمی‌گیرند و دین از این جهت می‌تواند نقش مهمی داشته باشد.

سؤالات اساسی جامعه‌شناسی دین:

1- نخست اینکه چرا باورها و عمل‌کردهای مذهبی، قادرند چنان نقش تعیین کننده‌ای در فرهنگ‌ها و جوامع ایفا کنند که ماهیت آن را به طور کلی متأثر از خود سازند.

2- چرا این باورها وعمل‌کردها چنین تنوع حیرت‌انگیز و صور مختلف و گاه متعددی به خود گرفته‌اند که بعضاً تصور می‌رود، که جز اشتراک اسمی دین، نقطه اتفاق دیگری نمی‌توان برای آن جستجو کرد؟

امکان جامعه‌شناسی دین:

امکان وعدم امکان جامعه‌شناسی دین منوط به روشن کردن تلقی خود از دین است. کسانی که دین را فراتر از تأثیرات اجتماعی و مقوله‌ای مقدس می‌دانند که با روش‌های تجربی، عقل و یا دانش انسانی، فهم آن غیر ممکن است راه را بر دانشی به عنوان جامعه‌شناسی دین می‌بندند. همچنین کسانی که پدیده‌های دینی را به پدیده‌های اجتماعی و روانی تقلیل می‌دهند راه را بر جامعه‌شناسی دین می‌بندند زیرا که موضوع مورد مطالعه با روش‌های جامعه‌شناسی را از بین می‌برند. در مقابل کسانی که نه دین را به پدیده‌های دیگر تقلیل می‌دهند نه آن را از دسترس بشر فراتر می‌برند امکان جامعه‌شناسی دین را می‌پذیرند.

تفاوت جامعه‌شناسی دین با جامعه‌شناسی‌ دینی:

جامعه‌شناسی دین یک بحث برون دینی است که براساس روش‌های تجربی و نظری جامعه‌شناسی انجام می‌گیرد اما جامعه‌شناس دین (مثل جامعه‌شناسی اسلامی) یک بحث درون دینی است که نگرش‌ها و جهت‌گیری‌هایش از مباحث مختلف معارف دینی مثل تفسیر و کلام و... اخذ می‌شود. از این رو جامعه‌شناسی دینی مطالعه غیر تجربی دینداران در باب نگاه دین به مسایل اجتماعی ادیان و رفتار اجتماعی دینداران است در حالی که جامعه‌شناس دین مطالعه اجتماعی در باب پدیده‌های دینی است. دیگر آنکه جامعه‌شناسی دین تلقی از دین است به لحاظ جامعه‌شناختی و جامعه‌شناس دین تلقی از جامعه‌شناسی است به لحاظ دین. جامعه‌شناسی دین در مباحث خود انگیزه دفاعی و تبلیغی خاصی را دنبال نمی‌کند اما جامعه‌شناسی دین می‌خواهد نشان دهد که دین در محدوده‌های اجتماعی نظرات خاصی دارد.

منابع:
  • 1)دژاکام، رضا؛ پیش درآمدی بر جامعه‌شناسی دین از منظر استاد مطهری،تهران، نشر معارف، زمستان 1380.
  • 2)جلالی مقدم، مسعود؛ درآمدی به جامعه‌شناسی دین، تهران، نشر مرکز اسفند 1379.
  • 3)رضوی، مسعود؛ جامعه‌شناسی چیست؟، روزنامه همشهری، 28/3/79.
  • 4)نعمتی، سکینه؛ جامعه‌شناسی، روزنامه رسالت 21/3/85.
  • 5) ساروخانی، باقر؛ درآمدی بر دائرة المعارف علوم اجتماعی،تهران، کیهان، 1370.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS