دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسادت، صفتی نکوهیده

No image
حسادت، صفتی نکوهیده

حسادت یا همان حس بدخواهی و آرزوی زوال نعمت دیگران را داشتن، صفتی نکوهیده است که خود، ناهنجاری های اخلاقی فراوانی را به دنبال دارد. ریشه بسیاری از غیبت‌ها، تهمت ها و هتک حرمت ها در همین حسادت نهفته است. حسادت سبب می شود که آدمی فضایل و خوبی های دیگران را انکار کند و همواره در جست وجوی عیب آنان باشد. امام صادق (ع) می فرماید: «ریشه های کفر سه چیز است: حرص، تکبر و حسد.» حسود، بیچاره ای است که ایام عمر را در تافتن دل از آه و تأسف و حسرت و برافروختن شعله دشمنی می گذراند و پیوسته هر چه نکبت و بدبختی است، برای دیگران تمنا می کند. «شخص حسود زمانی را نیز با نشر دروغ های پی درپی و دامنه‌دار، پرده از روحیات خویش برمی دارد و اگر به این وسیله هوس مسمومش اشباع نشد و گردش روزگار را در جهت مخالف خواسته های خود مشاهده کرد، ممکن است حتی به حریم دیگران، تجاوز و بدین ترتیب، حقوق زیادی را پایمال کند».

حسادت دشمن آرامش

از قدیم گفته اند: «حسود هرگز نیاسود». این عبارت حکیمانه، بیان کننده درد و رنج برخاسته از بیماری حسادت برای حسود است. در حقیقت، حسادت نوعی بیماری روحی است که درد و رنج آن کاملاً احساس می شود. «اضطراب جانکاه و حزن تاریکی که از حسد بر دل حسود افتاده، دائم روحش را فشرده و آتش فناناپذیری را برای سوزانیدن جان او فروزان می سازد.» حسود همیشه در آتش حسد خود می سوزد و لحظه ای آسایش خاطر ندارد.

تبعیض میان فرزندان

یکی از ریشه های پیدایش حسادت، تبعیض در مهرورزی میان فرزندان است. والدینی که بدون توجه، یکی از فرزندان را بیش از دیگری مهر و نوازش می کنند و دیگری را از عواطف خود محروم می سازند، دانسته و ندانسته به حسدورزی میان فرزندانشان کمک می کنند که در بزرگی، به بدبختی و سیه روزی آنها می انجامد. پدران و مادرانی که به سعادت فرزندانشان علاقه مند هستند و میل دارند فرزندانشان از کودکی روحیه سالم داشته باشند، هیچ گونه تبعیض بین آنان قائل نمی شوند. رسول خدا صلی ا... علیه و آله به منظور پیش گیری از حسادت و آلوده نشدن اطفال به حسد و رذالت، هرگونه بی عدالتی درباره آنان را منع کرده و فرموده است: «ساوُوا بَینَ أولادِکُم فِی العَطیَّه؛ در بخشش میان فرزندان خویش، عدل و مساوات را کاملاً رعایت کنید».

آثار زیان‌بخش حسد

پیشوایان دین در بسیاری از روایات، ما را متوجه پی آمدهای خطرناک و زیان بار فردی و اجتماعی حسد ساخته و از آلوده شدن به آن برحذر داشته اند. امام صادق (ع) با اشاره به یکی از نکات حساس روانی حسد فرمود: «حسد از کوری دل و انکار نعمت های خدا سرچشمه می گیرد و این دو، بال های کفرند!» در حدیثی از امام علی (ع) نیز می خوانیم: «جای شگفت است که حسودان از سلامتی تن خود غفلت دارند». «حسادت، اندوه و احساسات روحی سبب رشد سلول های مسموم در بدن می شود و در نتیجه، مایه ضرر جسمی می گردند. مانع جریان طبیعی خون می شود و با سمومی که تولید می کند، سلسله اعصاب را ضعیف می سازد و لطمه جبران ناپذیری به نشاط جسم و روح می زند. امید را از میان می برد، هدف های عالی را نابود می کند و سطح استعداد مغز را پایین می آورد». حسد افزون بر آثار فردی، نتایج زیان بار اجتماعی نیز در پی دارد که زندگی افراد را به شدت تهدید می کند. از جمله اینکه حسود، دوستان خود را از دست می دهد و پیوندهای محبت میان او و دیگران گسسته می شود. پس می توان گفت حسد، احساسی و مخرّب است که بر همه حرکات، کارها و تصمیم های انسان تأثیر می گذارد. ریشه بسیاری از اختلافات، پس رفت ها و مشکلات و مفاسد اجتماعی حسادت است؛ خلقی نکوهیده که فرد حسود از محل آن رنج بسیار می برد و خسران فردی و اجتماعی فراوانی بر جای می گذارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS