دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حسد

No image
حسد

كلمات كليدي : قرآن پژوهي، حسد، حسادت، حسود، آثار حسد

نویسنده : محبوبه محجوب

"حسد" در لغت به معنی بدخواهی و خواستن زوال نعمت و سعادتِ دیگری است[1] و در اصطلاح نیز به معنی آرزو کردن زوال و نیستی نعمت کسی که استحقاق آن نعمت را دارد.[2]

شخص حسود در واقع با خداوند متعال به خاطر اعطا و تدبیرش در نزاع است و راضی به کار خدا نیست.[3]

حسد از منظر آیات قرآن

یکی از عمده‌ترین عوامل تخریب و فساد در جهان، تخریب و فسادی است که از ناحیه افراد حسود نشأت می‌گیرد و بدون شک ارتکاب هر گناهی برای تأمین یکی از خواسته‌های نفسانی است.

قرآن حسادت را عامل نخستین قتلی که در روی کره زمین رخ داده است، معرفی کرده و می‌فرماید:

«وَتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأ ابْنَی ءادَمَ بّالحَقِّ إذ قَرّبا قُرباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أحَدِهِما وَلَمْ یُتَقَبَّل مِنَ الآخَرِ قالَ الأقتُلَنّکَ قالَ إنّما یَتَقَبَّلَ اللهُ مِنَ المُتَّقینَ» (مائده 27)

«داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان هنگامی که هر کدام عملی برای تقرب به پروردگار انجام دادند، اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری قبول نشد و او گفت به خدا سوگند تو را خواهم کشت (دیگری) گفت: به درستی که خداوند از پرهیزکاران می‌پذیرد »

از این آیه استفاده می‌شود که در زمان حضرت آدم مراسم قربانی وجود داشته و هابیل و قابیل که فرزندان حضرت آدم بودند، به دستور پدرشان عبادت قربانی را انجام دادند، ولی تنها، قربانی هابیل پذیرفته شد و برادر دیگر که قربانی‌اش پذیرفته نشده بود، به شدت خشمگین شد و آتش حسادت به برادرش هابیل در دل او شعله کشید و سرانجام، او را به قتل رسانید.[4]

یکبار دیگر تاریخ در حال اجرا بود و آن هم در مورد یوسف پیامبر، آنجا که برادران او به خاطر حسادت به یوسف، تصمیم به قتل او گرفتند و در نهایت او را در چاه انداختند.[5]

«قالَ قائِلُ مِنْهُمْ لاتَقْتُلُوا یُوسُفَ وَأَلقُوهُ فِی غَیابات الجُبّ یَلتَقِطْهُ بَعْضَ السَّیارَةِ إنْ کُنْتُم فعِلینَ » (یوسف 10)

«یکی از برادران گفت: یوسف را نکشید و اگر کاری می‌خواهید انجام دهید، او را در نهانگاه چاه بیفکنید تا بعضی از قافله‌ها او را بردارند و به مکان دوری ببرند »

این آیه در مورد حسادت یهودیان به مسلمانان است، که چون خودشان ایمان نداشتند، می‌خواستند آنها را نیز از ایمان برگردانند.

«وَدّ کَثیرٌ مِنْ أهْلِ الکِتابِ لَوْ‌ یَرُدُونَکُمْ مِنْ‌بَعدِ إیمنِکُمْ کُفّاراً حَسَداً مِنْ عِندِ أنفُسِهِم مِنْ بَعدِ ما تَتَبیّنَ لَهُمُ الحَقّ....»

«بسیاری از اهل کتاب دوست داشتند، که شما را بعد از ایمان آوردنتان از آن برگردانند، به خاطر حسادتی که بر ایمان شما در نفس خود داشتند، بعد از آنکه حق بر آنها روشن شده بود »(بقره 109)

خداوند در سورۀ فلق حسد را از بدترین و زشت‌ترین صفات برشمرده و دستور داده که از شر شخص حسود به خدا پناه ببرید:

«مِنْ شَرِِّّ حاسِدٍ إذا حَسَد»(فلق 5)

«پناه می‌برم به خدا از شر حسود، آنگاه که حسادت کند »

حسد در روایات

در روایات نکوهش شدیدی از حسد شده، بطوری که در مورد کمتر رذیله‌ای چنین نکوهشی شده است.

پیامبر اکرم (ص): «خداوند به موسی بن عمران فرموده همانا حسود از نعمتهای من ناراحت است و از قسمتی که برای بندگانم مقرر داشته‌ام رویگردان »

امام باقر (ع): «حسد ایمان را می‌خورد، همانگونه که آتش هیزم را » [6]

امام صادق (ع): «از حسادت کردن به یکدیگر بپرهیزید؛ زیرا کفر، ریشه‌اش حسادت است »

فضیل عیاض روایت کرده که حضرت صادق (ع) فرمودند: «همانا مؤمن غبطه می‌خورد و حسد نمی‌ورزد، ولی منافق حسد می‌ورزد و غبطه نمی‌خورد »[7]

آثار سوء حسد از نظر امام علی (ع):

1- حسود دائماً ناراحت است و این سبب بیماری جسمی و روحی او می‌شود.

2- حسد ریشه ایمان را خورده و انسان را نابود می‌کند.

3- حسد حجاب ضخیمی در برابر معرفت و شناخت حقایق است.

4- فرد حسود به همه مردم حتی نزدیکانش حسادت می‌کند و این امر باعث از دست دادن دوستانش می‌شود.

5- حسود هرگز به سیادت و بزرگی نمی‌رسد.

6- حسود بسیار حسرت و اندوه دارد و گناهانش پیوسته افزوده می‌شود.[8]

درمان حسد

برای درمان هر یک از رذایل اخلاقی دو راه وجود دارد.

درمان علمی: انسان باید به پیامدها و آثار ویرانگر حسد در زندگی و روح و روان خود بنگرد و اینکه چقدر برای دین و دنیای او مضرّ است و در آن اندیشه کند، شاید متنبّه شود.

درمان عملی: مواظبت بر آثار خیرخواهی که ضد حسد است، یعنی به کسی که حسادت می‌کند، برعکس آن عمل کرده و دائماً صفات خوب و نیک او را بیان کرده، تا برای خودش ملکه شده و دست از حسادت بردارد.[9]

مقاله

نویسنده محبوبه محجوب
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن‌پژوهی - اخلاق

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS