دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خمس

No image
خمس

كلمات كليدي : خمس، منفعت كسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، غنيمت، سهم سادات، سهم امام

نویسنده : حسن بهاری قراملکی

خمس در لغت یک جزء از پنج جزء مساوی و در اصطلاح فقه، اسم برای نوعی پرداخت مالی شبیه مالیات، که با قصد قربت انجام می‌گیرد، و به همین دلیل در بخش « عبادات » فقه واقع شده است.

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

« وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ ». (انفال/41)

« بدانید یک پنجم آن‌چه که به غنیمت گرفته‌اید برای خدا مرسول او و...، اگر به خدا ایمان داشته باشید...».

آیه شریفه، پرداخت خمس را از نشانه‌های ایمان مشروط به آن نموده است. بنابر‌این نپرداختن خمس علامت نداشتن ایمان خواهد بود.

چنانچه حضرت حجت (عجل الله فرجه الشریف) در توقیعی می‌فرمایند:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لَعْنَه اللَّهِ والْمَلائِکَه والنَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَى مَنِ اسْتَحَلَّ مِنْ مَالِنَا دِرْهَما ...، لَعْنَه اللَّهِ والْمَلائِکَه والنَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَى مَنْ أَکَلَ مِنْ مَالِنَا دِرْهَماً حَرَاماً ».

«... لعنت خدا و لعنت ملائکه و لعنت همگان بر کسی که یک درهم از مال ما را حلال بشمارد ... ولعنت خدا و ملائکه و همگان بر کسی که یک درهم از مال ما را بخورد در حالی که حرام است ».

به همین جهت فقهاء در آثار نپرداختن خمس، مسایلی را مطرح نموده‌اند:

الف) انسان تا خمس مالش را ندهد، نمی‌تواند در آن تصرف کند. مثلاً غذایی که در آن خمس باشد نمی‌تواند مصرف کند.

ب) اگر با پول خمس نداده، خرید و فروش کند ( بدون اجازه حاکم شرع) به اندازه خمس مال، معامله باطل است. چنان که اگر آن را به کسی هدیه نماید، گیرنده هدیه نمی‌تواند به مقدار خمس، در آن مال تصرف نماید.

ج) اگر بخواهد پول خمس نداده را به صاحب حمّام بدهد و در حمام غسل کند، غسل او باطل است.

موارد وجوب خمس

اهل سنت با استناد به ظاهر کلمه «غنمتم »که در آیه آمده است خمس را تنها در غنایم جنگی واجب می‌دانند، در حالی که فقهای شیعه با توجه به روایات زیادی که از اهل بیت(علیهم السلام ) رسیده است خمس را در هفت مورد واجب می‌دانند:

1) منفعت کسب؛ (مازاد بر خرج سال انسان و خانواده‌اش)، مراد از مخارج سال، تمام چیز‌هایی است که انسان در زندگی خود و خانواده‌اش به آنها نیاز دارد مانند:

- خوراک و پوشاک

- مخارج ازدواج

- اثاثیه منزل

- کتاب‌های مورد نیاز

- صدقه، نذر و یا کفاره‌ای که پرداخت می‌کند.

- جوایز و هدایایی که به افراد می‌دهد

- وسیله نقلیه‌ای که تنها برای کسب و کار نباشد

- مخارج میهمانان

- مخارج سفرها

البته مخارج، منحصر در موارد نام‌برده نبوده و مطابق شأن هر شخصی قابل کم شدن یا افزایش است.

برای محاسبه مخارج سال ابتداء باید پایان سال معلوم باشد، که اولین در آمد را ابتداء سال و گذشت یک سال از آن تاریخ را انتهاء سال قرار می‌دهیم. مثلا کشاورز ، اولین محصول، کارمند، اولین حقوق و مغازه‌دار اولین معامله‌ خود را ابتداء سال حساب می‌کنند.

2 ) معدن؛ هر آن‌چه که در عرف مردم معدن نامیده می‌شود، از جمله: طلا و نقره، سرب، مس، نفت، زغال سنگ، فیروزه، عقیق، نمک.

اگر قیمت آن‌چه از معدن بدست آمده پس از کسر مخارج به قیمت 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا باشد بنا بر احتیاط واجب باید 5/1 آن را به عنوان خمس پرداخت کند.

3 ) گنج؛ مالی که در زمین یا درخت یا کوه یا دیوار پنهان باشد و کسی آن را پیدا کند، به طوری ‌که به آن گنج گوید. در صورتی که قیمت گنج پس از کسر مخارج، به 105 مثقال نقره یا 15 مثقال طلا برسد خمس آن واجب می‌گردد.

4 ) مال حلال مخلوط به حرام؛ مالی از انسان که با اموال دیگران مخلوط شود، که در آن چند صورت متصور است:

1 – صاحب آن معلوم است:

الف) مقدار مال حرام معلوم است: باید آن مقدار را به صاحبشبرگرداند.

ب) مقدار مال حرام معلوم نیست: باید یکدیگر را راضی کنند .

2 – صاحب آن نامعلوم است:

الف)مقدار مال حرام معلوم است: باید آن مقدار را به نیت صاحبش صدقه بدهد. و احتیاط واجب آن است که از حاکم شرع اجازه بگیرد.

ب ) مقدار مال حرام نامعلوم است: باید خمس کل مال را بپردازد و بقیه حلال می‌شود.

5 ) جواهری که با غواصی به دست آمده؛ در صورتی که قیمت آن به 18 نخود طلا برسد خمس آن واجب می‌شود.

6 ) غنیمت؛ اگر مسلمانان به امر امام معصوم با کفار جنگ کنند و چیزهایی در جنگ به دست آورند، غنیمت است، که پس از کسر مخارجی که برای حمل منقل آن هزینه شده و نیزمصرف مقداری که امام صلاح می‌داند و کنار گذاشتن آنچه که سهم خاص امام معصوم است، خمس مابقی واجب است.

7) زمینی که کافر ذمی از مسلمان خریداری کند.

کافر ذمی، غیر مسلمانی است که تحت شرایط خاص در قلمرو حکومت اسلامی زندگی می‌کند.

مواردی که خمس ندارد:

- مالی که به انسان ارث می‌رسد.

- چیزی که به انسان بخشیده می‌شود.

- جایزه‌هایی که دریافت می‌کند.

- عیدی‌هایی که دریافت می‌کند.

- مالی که به عنوان خمس یا زکات یا صدقه دریافت می‌کند.

- مهریه زنان.

مصرف خمس

خمس را باید دو قسمت کرد، نصف آن سهم سادات بوده که امر آن با حاکم است و باید آن را به مجتهد جامع الشرایط تسلیم کنند یا به اذن او به سیدی که شرایط گرفتن خمس را دارد بپردازند.

و نصف دیگر آن سهم امام است که در این زمان باید به مجتهد جامع الشرایط بدهند یا به مصرفی که او اجازه می‌دهد برسانند.

بنابر این کسانی که خمس را دریافت می‌کنند؛ امام معصوم یا نماینده او؛ و در زمان غیبت امام معصوم، نائب عام امام معصوم می‌باشد که مراجع عظام تقلید هستند.

مقاله

نویسنده حسن بهاری قراملکی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS