دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دادرسی بدون تشریفات

No image
دادرسی بدون تشریفات

داور، قرارداد داوري، اصحاب دعوا

نویسنده : سيد محمد هاشم واعظ

قانون‌گذار در بسیاری از مواردی که باید رسیدگی فوری، فوق‌العاده و یا خارج از نوبت باشد، تصریح کرده که رسیدگی بدون رعایت تشریفات دادرسی می‌باشد.[1] از جمله دعاوی تصرف عدوانی، مزاحمت و ممانعت از حق، تابع تشریفات دادرسی دانسته نشده است.[2] همچنین در دعاوی مربوط به حق استفاده مستاجر از آب، برق و تلفن[3]، و اعتراض به تشخیص کسیون ماده ۱۲ قانون زمین شهری در مورد نوع زمین[4]، مقرر نموده است که رسیدگی خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات دادرسی می‌باشد.

ولی در هیچ یک از مواد قانون "تشریفات دادرسی" تعریف نشده است. همچنین هر چند اداره حقوقی قوه‌ی قضاییه در موارد مختلف مبادرت به صدور نظریه نموده است اما در آن نظریات تعریفی جامع از تشریفات دادرسی و مصادیق آن دیده نمی‌شود.

اشاره قانونگذار به عدم رعایت تشریفات بدون آن که این تشریفات را معین نموده باشد ابهام برانگیز است و موجب اختلاف رویه در محاکم گشته است. این امر همچنین موجب اختلاف در نظریه حقوق‌دانان گشته است. عده‌ای به استنباط خود بعضی از شرایط دادخواست را جز تشریفات می‌دانند و عده‌ای دیگر همان شرایط را جز ارکان اصلی دادخواست به حساب می‌آورند.[5]

برای مثال دکتر جعفر لنگرودی در تعریف داوری چنین آورده است: فصل خصومت به توسط غیر قاضی و بدون تشریفات دادرسی داوری نام دارد. طبق این تعریف می‌توان گفت تمام مواد آیین دادرسی مدنی جز تشریفات آیین دادرسی مدنی است.

با وجود تشتط آرا در این مورد و نبود قانونی که این تشریفات را تعریف نماید؛ می‌توان از کتب حقوقی و نیز آرای صادره از دیوان عالی کشور می‌توان تا حدودی این تشریفات را مشخص نمود.

آن دسته از مواد قانون آیین دادرسی مدنی که ضامن حقوق دولت می‌باشد، مانند پرداخت هزینه دادرسی، و نیز آن دسته از موادی که ضامن حقوق مدعی در طرح دعوا می‌باشد و ضامن حقوق مدعی علیه در دفاع می‌باشد جز ارکان رسیدگی بوده و قابل حذف از دادرسی نمی‌باشد.[6] بنابراین شریفات دادرسی با اصول دادرسی کاملا متفاوت است و دادگاه باید اصل تناظر را رعایت کرده و برای رسیدگی به ادله‌ی خواهان و استماع دفاعیات خوانده جلسه‌ی دادرسی تعیین نماید.[7]

دیوان عالی کشور نیز در حکمی چنین آورده است که درست است که رسیدگی در این موارد تابع تشریفات آیین دادرسی مدنی نمی‌باشد ولی بدیهی است که هر حکمی که از حاکمی صادر شود باید مسبوق به رسیدگی و موجه و مدلل به ذکر دلیل باشد و چنانچه در حکم این بدیهیات اولیه رعایت نشود تخلف است.[8]

در حکمی دیگر در مورد تصرف عدوانی چنین آورده شده است که حق دفاع مدعی‌علیه جزء اصول اساسی دادرسی می‌باشد.[9]

همچنین در خصوص نیاز به تقدیم دادخواست در مورد این دعاوی در نشست قضایی دادگستری تنکابن شهریور ۱۳۸۰ این سوال مطرح شد که در مورد دعاوی عدوانی تشریفات دادرسی مقرر در آیین دادرسی مدنی لازم الرعایه نمی‌باشد آیا می‌توان چنین استنباط نمود که حتی نیاز به ارایه فرم دادخواست نیست؟ جواب: ارایه دعوا در فرم مخصوص الزامی است. نظر کمسیون قضایی قوه‌ی قضاییه نیز همین می‌باشد.[10]

بنابراین آن قسمت از مقررات و ضوابط که مربوط به نحوه‌ی رسیدگی به ادعای مدعی و نحوه‌ی شنیدن پاسخ و دفاع مدعی‌علیه و نحوه‌ی رسیدگی به دلایل طرفین است جز‌ء تشریفات دادرسی است.

به عنوان مثال تعیین وقت رسیدگی و ضرورت دعوت از خوانده برای پاسخگویی به دعوا، ضرورت پذیرش وکالت ابرازی از ناحیه طرفین، ‌امکان استناد هر طرف به یک یا چند دلیل،‌ امکان استفاده‌ی هر طرف از حق ‌اعاده‌ی دادرسی، تجدیدنظرخواهی و واخواهی جز اصول دادرسی است. پرداخت هزینه‌ی دادرسی و حقوق دولتی و ... که مستقیما به دولت و حقوق اصحاب اهوا مربوطر می‌گردد جزء لوازم و ارکان دادرسی است اما نحوه‌ی ابلاغ وقت به طرفین، موعد پرداخت دستمزد کارشناس و هزینه انتشار آگهی، نحوه‌ی تشکیل جلسه دادگاه،‌ شرایطر تنظیم رای و دادنامه،‌ چگونگی استفاده از کارشناس در پرونده و نحوه‌ی معاینه محل و ... چزء تشریفات دادرسی است که در مورد دعاوی خاص و رسیدگی‌های استثنایی که قانون به عدم رعایت تشریفات دادرسی اشاره نموده لازم المراعات نمی‌باشند.

مثلاً استحضار خوانده از دعوای مطرحه یک اصل و رکن لازم برای دادرسی است حال اگر این استحضار خارج از ضوابط مربوط به مقررات ابلاغ دادخواست حاصل شده باشد ولو این که ابلاغ طبق مقررات مربوط به ابلاغ دادخواست و ضمایم آن نباشد ولو اینکه خوانده در جلسه دادگاه حاضر نگردیده باشد. رسیدگی دادگاه دیگر ایرادی نخواهد داشت. همانگونه که گفته شد هزینه دادرسی نیز جزء‌ حقوق دولت است و نمی‌توان آن را از جمله تشریفاتی دانست که بدون توجه به آن می‌توان رسیدگی کرد مگر اینکه در مورد خاصی قانون‌گذار صریحا به عدم پرداخت آن اشاره کرده باشد همچون مورد مذکور در ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مبنی بر اینکه رسیدگی به اعتراض شخص ثالث به توقیف مال بدون دریافت هزینه‌ی دادرسی صورت می‌گیرد.

چنانچه دقت شود نحوه ابلاغ وقت دادرسی به طرفین پرونده جزء تشریفات دادرسی بیان شد. باید یادآور شد که نحوه‌ی ابلاغ وقت جزء تشریفات است نه اصل ابلاغ وقت، زیرا ابلاغ وقت دادرسی به طرفین از مسلمات است و رسیدگی بدون دعوت از طرفین تخلف به نظر می‌رسد. ماده ۳۳ لایحه قانونی تشکیل دادگاه‌های عمومی مصوب ۵۸ نیز مؤید این مطلب است که نحوه ابلاغ اخطاریه‌ها جزء تشریفات است.[11]

مقاله

نویسنده سيد محمد هاشم واعظ
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS