دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دلايل غمگينی و افسردگی

No image
دلايل غمگينی و افسردگی

زينب فياضی

غم و شادي دو مفهوم شناخته شده در ميان انسان‌هاست. افراد بشر با تمام تفاوت‌ها و تمايزاتي كه در ميانشان حاكم است درك يكساني از مفهوم غم و شادي دارند. برخي اوقات علل و عوامل به وجود آورنده غم و شادي براي فرد شناخته شده است در حالي كه در پاره‌اي از اوقات اين علل و عوامل براي وي ناشناخته مي‌ماند. دقت در علل به وجود آورنده اين دو حالت روحي كمك شاياني به كنترل آنها مي‌کند. بطور كلي مي‌توان گفت پيروي از فرامين الهي سبب از بين رفتن اندوه و ناراحتي مي‌شود. چرا كه دين عهده‌دار بهره‌مند‌سازي افراد از زندگي پاك و آرام است و اين زندگي به وجود نمي‌آيد مگر بواسطه رهايي از اندوه آزار‌دهنده و مضر. رسانندگان پيام الهي در سخنان ارزشمندشان از يك سو به تفصيل، به معرفي عوامل به‌وجود آورنده اندوه پرداخته‌اند و از سويي ديگر عوامل از بين برنده اندوه را نمايانده‌اند. دوري از عوامل اندوه زا و شناخت و به‌كارگيري عوامل اندوه زدا تا حد زيادي سبب از بين بردن غم و ناراحتي اشخاص مي‌شود. در اين مختصر به بيان برخي از عوامل اندوه زا در كلام معصومين (ع) خواهيم پرداخت.

دنياخواهی

تبعاً حضور در جهان ماده نيازمند بهره مندي از نعمت‌هاي الهي است. مادامي‌كه بهره مندي از دنيا براي گذراندن و عبور از زندگي مادي و نيل به سعادت و سراي اخروي است؛ بدان سفارش شده است. اما آنجا كه بهره مندي از دنيا تنها براي همين جهان مادي، بدون در نظر گرفتن سراي باقي است از آن نكوهش شده است. فردي كه حيات را تنها زندگي دنيوي مي‌داند يا آنكه از آخرت غافل مي‌شود تمام هم و غم‌اش دنيا مي‌شود و تمام تلاشش رسيدن به اهداف دنيوي مي‌گردد، علاوه بر آنكه در اين تلاش و دستيابي ممكن است فرامين الهي را زير پا نهد؛ گاه در رسيدن به اهدافش ناكام مي‌ماند و اين ناكامي‌و نافرجامي‌سبب ناراحتي و اندوهش مي‌شود. دنيا خواهي و شيفته دنيا شدن از عوامل به وجود آورنده اندوه دانسته شده است: « كنز الفوائد، محمد بن علي كراجكي، ج1، ص 344). كسى كه به دنيا بچسبد، من سه چيز را براى او قطعى مى دانم: فقرى كه هيچگاه به بى نيازى نينجامد، مشغوليتى كه هرگز از آن خلاصى ندارد و غم و اندوهى كه برايش پايانى نيست.»

لذت گرایی

گاه افراد علاقه‌مند به انجام اموري هستند كه لذت لحظه‌اي بر آنها به دنبال مي‌آورد، پاره‌اي از اين امور به سبب مخالفت با فرامين الهي و بخشي از آنها بدليل آسيب و اذيت‌هايي كه به همراه مي‌آورند موجبات غم و ناراحتي دراز مدت شخص را فراهم مي‌آورند. مانند فردي كه با سرعت زياد در جاده حركت مي‌كند و سرعت بالايش منجر به تصادف او مي‌شود. اجتناب از لذتهاي زودگذري كه تبعات سخت و سنگين دنيوي يا اخروي به دنبال دارد سبب عدم ايجاد ناراحتي و اضطراب در شخص مي‌شود. پيامبر گرامي‌اسلام (ص) در اين باره فرموده‌اند: بسا لذتى كه دمى بپايد اما اندوهى دراز بر جاى گذارد (امالي، محمد بن الحسن الطوسي، ص533).

حسادت

خير و نيكي را تنها براي خود خواستن و خيرخواه ديگران نبودن، فرد را مضطرب و پريشان مي‌كند. فردي كه پيشرفت و خوبي را فقط براي خود مي‌خواهد، از مشاهده موفقيتها و پيشرفت‌هاي ديگران ناراحت مي‌شود. حسود گرچه در تلاش است تا مانع خير و پيشرفت ديگران شود اما بيشترين ضرر و اذيت را براي خودش به ارمغان مي‌آورد.

امام علي(ع) در اين باره مي‌فرمايند: «عنه (ع): ما رأيتُ ظالِما أشْبه بمظلومٍ من الحاسِدِ ؟ نفسٌ دايم، و قلبٌ‌هائمٌ، و حُزنٌ لازِمٌ؛ (تحف العقول، ابن شعبه حراني حسن بن علي، ص216) امام على (ع) فرمود ستمگرى نديدم كه به ستمديده ماننده‌تر باشد مگر حسود؟ او جانى خسته دارد و دلى سرگشته و اندوهى پيوسته».

كم كاری

كم كاري، موجب از دست دادن فرصت‌ها و مانع پيشرفت اشخاص مي‌شود. گاه فرد كم كار پس از گذر سال‌ها، نتيجه كم كاري و سستي اش را مي‌بيند و همين امر او را ناراحت و غمگين مي‌کند. مغتنم شمردن فرصتها و تلاش براي صعود به مراتب عالي مانع از اندوه و ناراحتي در آينده مي‌شود. امير المومنين (ع) كم كاري را مايه اندوه و ناراحتي شمرده‌اند. در روايتي از ايشان آمده است: « من قصّر في العملِ ابْتُلي بالهمّ ِ.»

امام على (ع): هر كه در عمل كوتاهى كند، به اندوه گرفتار‌ آيد

(نهج البلاغه، شريف الرضي محمد بن حسين، نسخه صبحي صالح، ص491، ح127).

اميد به مردم

چشم حسرت به زندگي و اموال ديگران داشتن فرد را ناراحت و پريشان مي‌كند. اين ناراحتي گاه به سبب مقايسه خود با ديگران و گاه به سبب انتظار و توقع بهره مندي از اموال و دارايي‌هاي آنان به وجود مي‌آيد كه در هر دو صورت برآورده نشدن خواسته فرد او را اندوهگين مي‌نمايد. امام علي (ع) در اين باره فرموده‌اند: « لمّا نزلتْ هذهِ الآيةُ: لا تمُدّنّ عينيك إلى ما متّعْنا بِهِ أزْواجا مِنْهُمْ و لا تحْزنْ عليهِمْ و اخْفِضْ جناحك للمُومِنين» (سوره حجر آيه 88) . قال رسولُ‌الله ِ صلى‌الله عليه و آله: من لم يتعزّ بعزاءِ‌الله ِ تقطّعتْ نفسُهُ على الدُّنيا حسراتٍ، و من رمى ببصرِهِ إلى ما في يدِ غيرهِ كثُر همُّهُ و لم يشْفِ غيظهُا (تفسير قمي، علي بن ابراهيم قمي، ج1، ص381). امام صادق (ع) فرمودند: وقتى اين آيه نازل شد: «اگر بعضى از مردان و زنانشان را به چيزى بهره ور ساخته‌ايم، تو بدان چشم مدوز و غم آن را مخور و در برابر مومنان فروتن باش». پيامبر خدا (ص) فرمود: كسى كه به دلدارى دادن خدا آرام نگيرد جانش بر دنيا حسرت‌ها خورد و هر كه چشمش به دارايي‌هاى ديگران باشد، اندوهش بسيار شود و ناراحتيش بهبود نيابد.

جمع بندی

غم و اندوه و حسرت‌ها همه ناشي از دنياخواهي است، ناشي از اين است كه ما به دنيا نگاهي ابدي داريم، از نعمت‌هايش هر چه بيشتر مي‌خواهيم و قانع نمي‌شويم. اين نگاه موجب حسادت‌ها، حسرت‌ها، كدورت‌ها و رنجش‌ها مي‌شود كه براي ما اندوه و غم فراهم مي‌كند. راه رهايي از اين اندوه بي‌توجهي به دنياست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS