دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سنگین‌ترین مسئولیت

تعلیم و تربیت فرزندان، یکى از اصلى‌ترین وظایف والدین است، اما متاسفانه در جامعه ما باتوجه به اینکه نهادهایى همچون آموزش و پرورش و رسانه‌هاى جمعى قابل اعتماد تلقى مى‌شوند، پدران و مادران این مسئولیت سنگین خود را فراموش کرده‌اند. به عبارت دیگر، نه فرصتى براى تربیت فرزندان وجود دارد، نه علم آن و نه اهمیتى که والدین را وادارد تا بیشتر از غذاى شب و لباس فرزندانشان به فکر تربیت فکرى و معنوى آنان باشند. کودکان در کنار دوستان...
No image
سنگین‌ترین مسئولیت
سنگین‌ترین مسئولیت احمدرضا ساحلی تعلیم و تربیت فرزندان، یکى از اصلى‌ترین وظایف والدین است، اما متاسفانه در جامعه ما باتوجه به اینکه نهادهایى همچون آموزش و پرورش و رسانه‌هاى جمعى قابل اعتماد تلقى مى‌شوند، پدران و مادران این مسئولیت سنگین خود را فراموش کرده‌اند. به عبارت دیگر، نه فرصتى براى تربیت فرزندان وجود دارد، نه علم آن و نه اهمیتى که والدین را وادارد تا بیشتر از غذاى شب و لباس فرزندانشان به فکر تربیت فکرى و معنوى آنان باشند. کودکان در کنار دوستان، درکوچه‌ها، در مقابل تلویزیون‌ها و مانیتورها بدون داشتن معلمى معنوى به بلوغ مى‌رسند و والدین در تعجب‌اند که چرا رفتار کودکانشان این قدر متفاوت با آنهاست. هنوز مشکل را در نیافته‌اند. این مشکل به دلیل فراموشى اصلى‌ترین وظیفه پدرى یا مادرى یعنى تربیت معنوى فرزندان است. تقویت و تکامل شخصیت فرزندان و کنترل و تنزیه آنها از هرگونه عیب و نقص ممکن، سنگین‌ترین مسئولیتى است که بر دوش والدین است. هرکدام از ما مى‌دانیم که تمامى انسان‌ها با سرشت و فطرتى پاک متولد مى‌شوند که زندگى اسلامى بر آن استوار است. بعدها به واسطه والدین است که کسى مسیحی، یهودى یا زرتشتى مى‌شود. تعلیم و تربیت اسلامى به مسئولیت سنگین پدر تاکید کرده است و عمیقا این موضوع را مورد توجه قرار داده است، به نحوى که طبق نظر آئین اسلامى اگر پدر خانواده در پرورش فرزندان مراقبت کمترى داشته و سهل‌‌انگارى کند، گناهکار خواهد بود. از پیامبر اعظم(ص) نقل شده است؛ “این گناه کافى است که گناهکار افراد مورد علاقه‌اش را از دست بدهد.” ابن ماجه، براساس سند معتبرى از ابن عباس نقل مى‌کند که پیامبر(ص) فرمودند فرزندانتان را گرامى بدارید و براى تعالى ایشان در تربیتشان جد و جهد کنید. اینها نمونه‌هایى هستند که نشان مى‌دهند شریعت و قانون الهى به تعلیم وتربیت کودکان اهمیت زیادى مى‌دهد. قانون اسلام به پدرها حکم مى‌کند که به معنویات فرزندانشان اهمیت بیشترى بدهند و در تهیه لوازم زندگى آنها بکوشند، تا فرزندانشان رشد متعالى داشته باشند. پدر باید فرزندانش را با کتاب خدا و روش زندگى پیامبر(ص) آشنا سازد تا اینکه باغ فطرت آنها گل دهد و به بار بنشیند و سایه گستراند. والدین با غفلت از کودکانشان بهانه مى‌آورند که جامعه باعث شرور بارآمدن آنها شده است. ما در قرآن مجید، امثال و حکم، تعلیمات و بالاخره چراغى داریم که روشنایى مى‌دهد. خداوند بزرگ در کتاب آسمانى خود فرموده است: “اى مومنان، خود و خانواده‌تان را از آتشى حفظ کنید که هیزم‌هاى آن مردم و سنگ‌ها هستند.” (سوره 66، آیه 7) یعنى به آنها یاد دهید چه چیز مى‌تواند آنها را از این آتش در امان نگه دارد. شیخ ابوحامد غزالى این آیه را چنین تفسیر کرده است: “قطع نظر از اینکه چگونه مراقبت پدر، فرزندانش را از آتش این دنیا حفظ مى‌کند، مراقبت او درخصوص رهایى از آتش دنیاى آخرت باید در اولویت قرار گیرد. این مراقبت باید در تربیت و تعلیم فرزندان به بهترین روش صورت پذیرد و همچنین در دور نگهداشتن آنها از دوستان بد بیشتر باشد”. کودکان مسلمانى که در کشورهاى غیراسلامى زندگى مى‌کنند نیاز بیشترى به محیط آموزشى فرهنگى دارند، محیطى که مبانى فهم، درک و تعلیم مذهب را بیشتر از کشورهاى مسلمان براى کودکان فراهم آورده و شدیدا پایبند آن باشد. محیط سالم، محیطى است که زندگى روزمره کودک را با تعلیمات درستى از اسلام در بر مى‌گیرد، این محیط ایده‌آل متفاوت از محیط فعلى است که جامعه این کشورها به وجود آورده است، جامعه اى که نه تنها اساسا به کودک کمکى نمى‌کند، بلکه کودک به خاطر چیزهایى که در مدارس و همچنین از طریق وسایل ارتباط جمعى ناسالم یاد مى‌گیرد. اثرات منفى و مخربى دریافت مى‌دارد. درخصوص این موضوع آنچه تعجب‌آور است، غفلت تعدادى از خانواده‌هاى مسلمان از فرزندانشان است، آنها فرزندان خود را به جریان‌هاى آلوده کفر مى‌سپارند تا آنها را به گونه‌اى که خوشایندشان است آنان را تربیت کنند و وقتى کودکان بزرگ شدند، ارتباط برقرار کردن با آنها، نصیحت کردن و هدایت آنها به سوى اخلاقیات دینشان، فوق‌العاده مشکل مى‌شود و آنچه تعجب‌آور است این است که بعضى از والدین با نادیده گرفتن، غفلت و بى‌توجهى نسبت به رفتار فرزندانشان در زمان کودکى بهانه مى‌آورند که جامعه باعث بزهکارى فرزندانشان شده است. بنابراین، خانواده مسئولیت بسیار سنگینى در کنترل عواملى که بر رفتار کودکان تاثیر منفى مى‌گذارد، دارد. خانواده همچنین وظیفه دارد که کودک را به سویى راهنمایى کند که درک و فهم او را از مذهبش تضمین کند. به همین نحو باید با مشکلات زیادى که معلول این عوامل هستند، دست و پنجه نرم کند. مهمترین راه پیشگیرى از رفتار بد و ناشایست، این است که در ضمن برآوردن نیازهاى عاطفى عقلانى و جسمانى او، از کودک در خانه مراقبت کنیم. ارضاى این نیازها به کودک کمک مى‌کند با دیگران رفتار خوبى داشته باشد و او را از برخى وسایل ارتباط جمعى دور نگاه مى‌دارد و از تاثیرات منفى آن حفظ خواهد کرد. به طور کلى اینها مسائل عمده‌اى هستند که والدین مسلمان راجع به فرزندانشان دارند. به هر حال به تعلیم و تربیت دختران مسلمان که در قانون و شریعت اسلام به آن تصریح شده است باید توجه خاصى داشته باشیم. تاکیدهاى خاصى متوجه رسم و رسوم جوامع خارجى است؛ رسم و رسومى که با اسلام بیگانه است، با تعمقى بیشتر درمى‌یابیم که در قوانین اسلامى بر این موضوع و بیشتر روى تربیت دختر مسلمان اشاره شده است و متوجه مى‌شویم قانون اسلام به ارتقا و منزلت دختر مسلمان همراه با اعتبار بخشیدن و ارزش دادن به او تحکیم کرده و به او مى‌آموزد که همواره دختر مطیعى باشد. قوانین اسلام روش‌هایى پیش راه مادر معتقد مسئول گذاشته است،‌ تا او دخترش را به روش خاصان و برگزیدگان تعلیم دهد و در کتاب آسمانى به او اجر و پاداشى بزرگ وعده داده شده است. ترمذى حدیثى از پیامبر اسلام نقل کرده است: “هر آن کس که زندگى دو دختر را تامین کند، من با او به بهشت وارد خواهم شد، مثل این دو” (و او یکى از انگشتانش و انگشت نزدیک به آن را نشان داد.) این به معناى آن است که هرکس دو دختر را تربیت کند در بهشت، در موقعیتى نزدیک پیامبر خواهد بود. منابع و ماخذ: 1- تعلیم و تربیت در اسلام، استاد شهید مرتضى مطهری 2- روانشناسى تربیتی، محمد پارسا 3- فرهنگ عمید 4- سایت اینترنتى www.nsta.org 5- سایت اینترنتى رشد 6- روانشناسى شخصیت از دیدگاه اسلام، على‌اصغر احمدی 7- روانشناسى رشد، على‌اکبر شعارى‌نژاد 8- حماسه حسینی: شهید مطهری 9- روانشناسى پرورشی، على‌اکبر سیف
روزنامه رسالت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS