دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سودگروی قاعده نگر

سودگروی «نظریه‌ای در اخلاق هنجاری است که می‌گوید آن هدف اخلاقی که باید در تمام کارهای خود در پی اش باشیم به دست آوردن بیشترین غلبه ممکن خیر بر شر (یا کم ترین غلبه ممکن شر بر خیر) در کل جهان است ».
سودگروی قاعده نگر
سودگروی قاعده نگر
نویسنده: حسین راضی

سودگروی «نظریه‌ای در اخلاق هنجاری است که می‌گوید آن هدف اخلاقی که باید در تمام کارهای خود در پی اش باشیم به دست آوردن بیشترین غلبه ممکن خیر بر شر (یا کم ترین غلبه ممکن شر بر خیر) در کل جهان است ». سودگروی به سه دسته کلی تقسیم می‌شود:1. سودگروی عمل نگر؛2. سودگروی عام ؛3. سودگروی قاعده نگر. در نوشتار قبل به نقد و بررسی سودگروی عام اشاره نمودیم.‌

سودگروی قاعده نگر، بر نقش محوری قواعد در اخلاق تاکید می‌ورزد و بر آن است که شخص باید همواره با تمسک به یک قاعده ، مانند قاعده امانتداری ، معلوم دارد که در موقعیت خاص چگونه رفتار کند. در واقع ، نباید بررسی کرد کدامین عمل بیشترین سود را به بار می‌آورد، بلکه باید دید عمل به کدامین قاعده با بیشترین سود همراه است . بنابراین ، اصل سود باید در سطح قواعد اجرا شود، نه در سطح اعمال . برکلی ، برنت و برخی دیگر از نویسندگان از این نظر جانبداری کرده‌اند.

در سودگروی قاعده نگر، امانتداری وقتی تجویز می‌شود که بتوان گفت : «اگر همیشه امانتدار باشیم ، به بیشترین خیر دست خواهیم یافت .» البته ممکن است در موارد خاص ، برخی از امانتداری ها مفسده انگیز باشد، اما در آنجا نیز باید به قاعده عمل کرد.

نقد و ارزیابی

سودگروی قاعده نگر از گزند پاره ای از اشکال‌های دیگر انواع سودگروی مصون است ؛ اما با سه اشکال عمده روبه روست:‌

‌1. سودگروی عام برای دستیابی به قواعدی که با اطمینان بتوان گفت بیشترین سود را در پی دارد، هیچ راه و روش معینی، بیان نکرده است. برای تمامیت این نظریه باید قواعد اخلاقی لازم وکافی ،که راهنمای عمل انسان باشد، بیان شود.

2. بر فرض دستیابی به چنین قواعدی ، هنگام تزاحم دو یاچند قاعده چگونه باید عمل کرد؟

3. اشکال دیگری ، که بر همه انواع سودگروی وارد است و به سودگروی قاعده نگر اختصاص ندارد، آن است که این نظریه برای چگونگی توزیع سود مترتب بر عمل هیچ تدبیری نیندیشیده است . فرض کنید با دو کار یا دو قاعده رو به رو هستیم که هر کدام صد درجه سود دارد؛ سود یکی از آن دو به ده نفر می‌رسد و سود دیگری به هزار نفر. ارتکاز اخلاقی دومی را ترجیح می‌دهد، اما سودگرایان هر دو را با هم برابر می‌دانند. از اینجا در می‌یابیم که اصل سودگروی به تنهایی برای ارائه یک نظام کامل اخلاق هنجاری کافی نیست.

مقاله

نویسنده حسین راضی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS