دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شعر

No image
شعر

كلمات كليدي : شعر، سحر حلال، بیت، قصیده، مثنوی، رباعی، غزل، دو بیتی، قطعه، ترجیح بند، مستزاد، مسمط

نویسنده : مهدي زيركي

شعر در لغت به معنای «علم، دانش، فقه، فهم، درک، ادراک، وقوف و دانایی» است. در اصطلاح ادبی یکی از اقسام دو گانه کلام (نظم و نثر) است که برای آن تعاریف متعدد و نزدیک به هم ارائه شده است.

خواجه نصیرالدین در معیار الاشعار گوید:

«شعر کلامی مخیل [= دارای عنصر خیال] و مؤلف [= تالیف شده] از اقوال موزون متساوی و مقفّی [= دارای قافیه] است که وزن از موجبات اقتضای تخیل و از فصول ذاتی آن است»

بوعلی سینا نیز شعر را سخنی خیال‌انگیز دانسته است. برخی دیگر شعر را گره خوردگی عاطفه و خیال دانسته‌اند که در زبانی آهنگین شکل گرفته است.

علمای منطق و حکمای اسلامی از شعر «سخن موزون و مخیل و با قصد و معنی» اراده کرده‌اند و گفته‌اند:

«سخن غیر مخیل اگر چه موزون باشد، شعر نیست و نظم است و سخن مخیل اگر چه موزون نباشد شعر است و نثر نیست»

بر همین منوال برخی شعرای غربی می‌گویند:

«شعر احساس و هیجانِ زائیده طبع است اما نظم را می‌توان به وسیله فن و هنر کسب کرد»

از آنجا که شعر حالتی الهام آمیز و وهم‌ انگیز ایجاد می‌کند و گاه تأثیری جادویی در مخاطب دارد لذا آن «سحر حلال» شمرده‌اند.

اگر چه برخی می‌گویند برای اولین بار حضرت آدم بود که در رثای هابیل، شعر سرود اما بیشتر محققین در باب شعر پارسی، سخن صاحب «تاریخ سیستان» را پذیرفته‌اند که گفته است هنگامی که یعقوب لیث صفاری، زنبیل و عمار خارجی را بکشت و بر سیستان و کرمان و فارس تسلط یافت، محمدبن وصیف سگزی، دبیر رسائل وی، در مدح او شعری سرود:

ای امیری که امیران جهان خاصه و عام

بنده و چاکر و مولای و سگ بند و غلام

واحد شعر بیت است که از دو مصرع تشکیل می‌گرد؛ این مصرع‌ها در شماره حرکت‌ها و سکون‌ها برابرند.

کلمات هماهنگ آخر بیت‌ها که حرف اصلی آخر آن‌ها یکی است، قافیه نامیده می‌شوند. به حرف اصلی آخر نیز «روی» اطلاق می‌شود.

در صورتی که یک کلمه عیناً در آخر همه بیت‌ها تکرار شده باشد، آن را ردیف و کلمه پیش از آن را قافیه گویند.

انواع شعر پارسی

1) قصیده: شعری است بر یک وزن و قافیه که هر دو مصرع بیت اول آن هم قافیه هستند.

2) مثنوی: اشعاری است طولانی دارای یک وزن که هر بیت قافیه خاص خود را دارد.

3) رباعی: شعری است دارای چهار مصراع با یک مفهوم که وزن آن لاحول ولا قوة الا بالله است.

4) غزل: اشعاری است بر یک وزن و قافیه که دو مصرع بیت اول آن هم قافیه‌اند. فرق آن با قصیده در وحدت موضوع کل غزل است.

5) مسمط: مجموعه اشعاری است مرکب از بخش‌های کوچک با مصراع‌های مساوی و هم وزن اما با قافیه‌های مختلف.

6) قطعه: مجموعه‌ شعری است دارای یک وزن که فقط مصراع‌های دوم آن دارای قافیه است و بیت‌ها مصرّع نیستند.

7) ترجیح بند و ترکیب بند: اشعاری هستند متشکل از چند قسمت مجزی به نام «بند»، بندها از لحاظ وزن و تعداد بیت با هم برابرند اما دارای قافیه مستقل.

در ترجیح بند در پایان هر بند یک بیت واحد تکرار می‌شود اما در ترکیب بند در پایان هر بند تک بیت‌های مختلف با قافیه‌های متفاوت می‌آید.

8) مستزاد: شعری است که پس از هر مصراع آن جمله‌ای کوتاه و موزون بیاید که اگر حذف شود به وزن اصلی شعر لطمه‌ای نمی‌خورد.

9) دو بیتی: مانند رباعی است که دارای وزن «مفاعیلُن، مفاعیلُن، مفاعیل» می‌باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS