دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شوخی در اسلام

خداوند شخص شوخی کننده در یک جمع، که با مزاحش مرتکب کار ناروایی نشود، را دوست می‌دارد.
شوخی در اسلام
شوخی در اسلام

شوخی در اسلام

قال الباقر(ع) :« إن الله یحبّ المُداعِب فی الجماعه بلا رفثٍ » (وسائل الشیعه، ج12،ص113،باب استحباب مزاح)

در رابطه با شوخی و مزاح، دو دسته روایات وجود دارد. از یک سو، دسته‌ای از روایات، شوخی و مزاح را مورد نکوهش قرار داده‌اند و از طرف دیگر، پاره‌ای از روایات آن را مورد تمجید قرار داده و حتی آن را از نشانه‌ها و ویژگی‌های انسان مؤمن بر شمرده‌اند. امام صادق (ع) در روایتی می‌فرمایند :

« ما من مؤمنٍ إلاّ و فیه دُعابهٌ ، قلت : و ما الدُعابه؟ قال : المزاح[1]»

هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در او دعابه است. راوی می‌گوید : عرض کردم دعابه چیست؟ فرمودند: شوخی و مزاح.

از مجموع روایات می‌توان چنین نتیجه گرفت که اگر شوخی و مزاح همراه با گناه و تمسخر دیگران نباشد، پسندیده است و همچنین شوخی‌های زیاد و نابجا در روایات مورد نکوهش قرار گرفته است. پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند :

« إنّی لأمزحُ و لا أقول إلا حقّاً[2]»

همانا من شوخی و مزاح می‌کنم ولی  به جز حق چیزی نمی‌گویم.

یکی از نکاتی که در سیره پیامبر اسلام (ص) دیده می‌شود، شوخی و مزاح آن حضرت با اصحاب خودشان است. در روایت وارد شده است که روزی حضرت با علی (ع) مشغول خوردن خرما بودند. حضرت خرما را می‌خوردند و هسته‌هایش را جلوی علی(ع) می‌گذاشتند. وقتی دست از خرما خوردن کشیدند ؛ تمام هسته‌ها در جلوی حضرت علی (ع) جمع شده بود. پیامبر (ع) رو به حضرت علی (ع) کردند و فرمودند: یا علی! تو چقدر پرخوری!

حضرت علی (ع) عرض کردند: یا رسول الله ! پر خور کسی است که خرما را با هسته‌اش خورده است.[3]

    پی نوشت:
  • [1] - کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، چاپ چهارم ، جلد دوم، ص663 باب دعابه و ضحک ، حدیث 2
  • [2] - علامه مجلسی ، بحار الانوار،  بیروت، موسسه الوفاء، 1404هق، ج16، ص298
  • [3] - شبّر ، عبد الله ، اخلاق ، ترجمه محمد رضا جباران، قم ، انتشارات هجرت ،چاپ پنجم ،1379هش، ص231

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS