دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

صداقت در زندگی

No image
صداقت در زندگی

صداقت و راستی همیشه و در همه حال بهترین شیوه و سیاست در زندگی بوده و هست و خواهد بود، چرا که دروغ ابتدا كوچك است و اگر به كلی ریشه كن نشود رشد می‌كند و توان كنترل آن از دست می‌رود تا اینكه سرانجام ما را نابود می‌سازد. صداقت بهترین راه و سیاست برای داشتن روابط خوب و پایدار با دیگران است، زیرا حقیقت و درستی تنها چیزی است كه مؤثر واقع می‌شود و تنها چیزی است كه بر اساس آن روابط پایا را می‌توان بنا كرد. اگر ما انسان‌ها در زندگی نگرش مثبت داشته باشیم، عادت‌های خوب در خود ایجاد كنیم، هدف و انگیزه داشته باشیم، نظم و انضباط شخصی داشته باشیم، از زمان به نحو مطلوب استفاده كنیم، اما تا زمانی كه كارمان را صادقانه انجام ندهیم هرگز به موفقیت و آرامش نمی‌رسیم و هرگز احساس ارزشمندی را درك نمی‌كنیم مگر آنكه پیرو حقیقت و صداقت در زندگی باشیم. برای آنكه به شخص صادقی تبدیل شویم باید معنای اصالت و رابطه آن را با صداقت درك كنیم. این دو مفهوم را اغلب به جای هم به كار می‌برند، اما اصالت مفهوم وسیع تری است. در زمینه ماهیت انسان، اصالت به معنای تمامیت داشتن و كامل بودن است. كسی كه اصالت ندارد انسان ناقصی است، نداشتن صداقت رشد شخصی و اجتماعی ما را كند می‌كند و مانع از آن می‌شود كه زندگی را به مفهوم دقیق آن درك كنیم و به آرامش درونی و احساس ارزشمند بودن برسیم و با دیگران روابط سالم و شفافی داشته باشیم. ما نمی‌توانیم به زندگی احترام بگذاریم، مگر آنكه دارای سجایای اخلاقی باشیم و در برخورد با دیگران صداقت و درستكاری داشته باشیم. صداقت اصلی ترین ركن زندگی هر انسانی می‌باشد. همه ما در زندگی بین درست و نادرست درگیر نبرد هستیم، اینها نیروهایی از زندگی هستند كه از آغاز هستی تاكنون وجود داشته اند و غیر ممكن است بتوان در این مبارزه در میانه راه ایستاد ما همه روزه در میان بد و خوب دست به انتخاب می‌زنیم. نداشتن صداقت زندگی بسیاری از مردم را نابود كرده است. نداشتن صداقت گران تمام می‌شود. كسانی كه اصالت و تمامیت دارند و از خود صداقت نشان می‌دهند زندگی را در سطح دیگری تجربه می‌كنند و برای آنها زندگی معنی دارتر و رضایت بخش‌تر است. صادق بودن و صداقت داشتن مزایای مختلفی دارد كه از آن میان به برخی از موارد آن می‌توان اشاره كرد:

آرامش ذهن؛ صداقت با خود پاداشی درون زاد به همراه دارد. ذهن در صلح با خود به آرامش می‌رسد، حتی اگر دلیل دیگری برای صادق بودن وجود نداشت همین یك فایده كفایت می‌كرد.

روابط خوب؛ بی صداقتی روابط را متلاشی می‌كند و صداقت آن را به هم پیوند می‌زند. صداقت در حكم سیمانی است كه اشخاص را به هم جوش می‌دهد. بزرگ‌ترین ركن یك رابطه خوب اعتماد و اطمینان است. این موضوعی است كه در تمام زمینه‌های زندگی صدق می‌كند. ازدواج، خانواده، كسب و كار و...صداقت و اعتماد و اطمینان فضایی ایجاد می‌كنند كه در آن روابط خوب می‌توانند رشد بكنند.

سلامت جسمانی و ذهنی؛ اگر نداشتن صداقت ریشه بسیاری از مسائل روانی ماست، صداقت منبع سلامت ذهنی و روانی است. وقتی صادق باشیم از احساس گناه، نگرانی و بسیاری از ناراحتی‌های ذهنی خلاص می‌شویم در این زمان است كه به حرمت نفس و اطمینان خاطر می‌رسیم.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS