دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

علم و علم‌آموزی

کسی که بابی از علم را بیاموزد، تا آن را به خاطر رضای خداوند به مردم یاد بدهد، خداوند اجر و پاداش هفتاد پیامبر را به او عطا می کند.
علم و علم‌آموزی
علم و علم‌آموزی

قَالَ الصَّادِقُ(ع): «مَنْ تَعَلَّمَ بَاباً مِنَ الْعِلْمِ لِیُعَلِّمَهُ النَّاسَ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَ سَبْعِینَ نَبِیّا»

(طبرسی ، فضل بن حسن ، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار ،ص 136)

علم و علم‌آموزی

علم و علم آموزی از جمله مسائلی است که ارزش و جایگاه آن قابل شک و تردید نیست. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:

«خیر الدّنیا و الآخره مع العلم و شرّ الدّنیا و الآخره مع الجهل»[1]

خیر دنیا و آخرت همراه با علم است و شرّ دنیا و آخرت همراه و قرین با جهل و نادانی است.

مسلما علم و دانش اگر در راه صحیح آن مورد استفاده قرار گیرد، در کمال و به اوج رساندن جوامع انسانی نقش مهمی ایفا می‌کند. البته نکته‌ای که در روایات مورد توجه قرار گرفته این است که هدف انسان از تحصیل و دستیابی به علم ودانش دنیا و مطامع دنیوی نباشد. علم و دانش زمانی ارزشمند است که انسان علم و دانش را صرفاً از این باب که علم است، دوست داشته باشد، علمی که آموختن آن او را در دستیابی به کمال والای انسانی کمک کند، نه اینکه تنها هدف انسان از کسب علم و دانش، دستیابی به پول و ثروت و موقعیت و جایگاه اجتماعی باشد. پیامبر اکرم(ص) در روایتی در این باره می‌فرمایند: هر کس براى دنیا و مقام پیدا کردن در چشم مردمان و مورد توجه قدرتها شدن به جستجوى علم برآید، به بابى از آن نمى‌رسد مگر آنکه عظمت و کبریاى او در نزد خودش افزون مى‌شود، و زبان و دست درازى او بر مردمان افزایش پیدا مى‌کند، و بى‌توجهى او به خدا و دورى او از دین بیشتر مى‌شود، پس او کسى است که از علم سودى نخواهد برد، باید که باز ایستد و علم را حجّت بر خویش نسازد، و باعث پشیمانى و خوارى خود در روز بازپسین نگردد.[2]

پیامبر در روایت دیگری به ابن مسعود چنین می‌گوید:

اى ابن مسعود! هر کس به جستجوى علم و دانش برآید و هدفش دنیا باشد، و دوستى دنیا را و آرایش‌هاى آن را بر (اخلاص در طلب) علم ترجیح دهد، مستوجب خشم خدا مى‌شود، و در پایین‌ترین درکات آتش با جهودان و ترسایان خواهد بود، یعنى آنان که کتاب خداى متعال را پس پشت انداختند. خداى متعال می‌فرماید: «فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ، فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْکافِرِینَ»[3] چون به ایشان رسید آنچه را مى‌شناختند، به آن کافر شدند، پس لعنت خداى بر کافران باد[4].

آری کسی که در راه علم و دانش تلاش می‌کند ولی هدفی جز دنیا در سر نمی‌پروراند؛ چنین کسی به ارزش واقعی علم و دانش پی نبرده است؛ چنین شخصی شاید به علم و دانش اندوزی به پول و ثروث دنیا دست یابد، ولی به همان اندازه که بر علم و دانش او افزوده می‌شود از خدا نیز دورتر و دورتر می‌شود.

ابن هیثم از دانشمندان نامی اسلام است که بیش از صد کتاب در ریاضیات و هیئت و فیزیک و طب به وی نسبت می‌دهند. او حکیمی بزرگ و وارسته بود و در بزرگداشت دین و مذهب تلاش نمود؛ کتاب‌هایی که ابن هیثم در ریاضیات نوشته است بزرگتر از آن است که وصف شود. علاوه بر این علم را فقط برای اینکه علم است، بسیار بزرگ می‌شمرد و مقام آن را گرامی می‌داشت؛ نقل شده که یکی از امرای سمنان خواست تا از معلومات او استفاده کند و در محضرش شاگردی کند. ابن هیثم گفت: باید ماهیانه صد دینار طلا بپردازی تا حکمت و فلسفه را به تو بیاموزم. امیر پذیرفت و با این قرارداد نزد او به تحصیل علم پرداخت و هر ماه مبلغ معیّن شده را به ابن هیثم می‌داد. وقتی امیر پس از کسب فضل و کمال خواست از نزد استاد برود، ابن هیثم تمام پولی را که در این مدت از او گرفته بود یک جا به امیر پس داد و چیزی از آن پول را بر نداشت. چون اصرار امیر را برای قبول کردن دینارها دید گفت: من نیازی به آنها ندارم خواستم به این وسیله شوق تو را برای کسب دانش آزمایش کنم. وقتی دیدم که در مقابل علم، مال در نظر تو ارزش ندارد، من هم به آموزش تو رغبت نشان دادم و تو را پذیرفتم. امیر از قبول وجوه امتناع ورزید و گفت: استاد من آن را به تو هدیه می‌کنم. ولی ابن هیثم گفت: نه! این نه هدیه است و نه رشوه و نه مزد آموزش کار نیک! بدین گونه شهریه شاگرد ثروتمند را پس داد و آن را از امیر قبول نکرد.[5]

آری هدف از آموزش و تحصیل و تعلیم علم و دانش، باید خود علم باشد و نه برای رسیدن به آمال و مطامع دنیوی و نه هیچ چیز دیگری؛ اگر انسان در راه علم و علم آموزی تلاش کند و هدفی جز کسب رضایت خداوند نداشته باشد قطعا خداوند نیز سختی‌هایی را که در راه علم و علم آموزی متحمّل می‌شود را آسان نموده و در این راه به او کمک می‌کند.

    پی نوشت:
  • [1] - نهج الفصاحه ، ترجمه ابوالقاسم پاینده ، تهران ، دنیای دانش ، چاپ چهارم ، 1382هش ، ص466
  • [2] - حکیمی ، محمد رضا ، محمد ، علی ، الحیاه ، ترجمه احمد آرام ، تهران ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ، 1380 هش ، ج2 ، ص529
  • [3] -بقره/89
  • [4] - الحیاه ، ترجمه احمد آرام ، ج1 ، ص152
  • [5] - دوانی ، علی ، داستانهای ما ، تهران ، شرکت چاپ و نشر بین الملل ، چاپ اول ، 1387هش ، ص304

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS