دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرقه ناووسیه Navvsyh

No image
فرقه ناووسیه Navvsyh

نویسنده : سيد حسين ميرنور الهي

كلمات كليدي : رافضه، عبدالله بن ناووس، ناووسيه، عجلان بن ناووس، ناووس

مهدویت علاوه بر اینکه از نظر مفهوم و تبیین معارف بلند آن در جامعه اسلامی به تدریج اعلام می­شد در هر زمانی به مقدار نیاز زمان و مقتضیات آن مورد بررسی واقع می­شد. از نظر مصداق نیز در جامعه اسلامی به صورتهای گوناگون ابراز شده که قطعا یک مصداق آن صحیح و بقیه باطل می­باشد.عده­ای از شیعیان به دنبال مهدی موعود بی­صبرانه به انتظار می­نشینند ولی برخی با اعلام شخصی به عنوان مهدی موعود به دنبال او حرکت می­کنند. ظهور و ادعای مهدویت درون جامعه شیعه بسیار به چشم می­آید در حالی­که بطلان تمام آنها واضح است. فرقه کیسانیه، واقفه، زیدیه و محمدیه و... هرکدام به نوبه خود مهدی موعود را به تصویر کشیدند در حالی­که فساد این نظرات بعد از مدت کمی برای خودشان واضح شد. یکی از فرقی که مهدویت را در اواسط قرن دوم اعلام نمود فرقه ناووسیه است.

رهبر فرقه

رهبر این فرقه اهل بصره است و نامش ناووس و یا اینکه عجلان بن ناووس است[1] و برخی او را عبدالله بن ناووس نامیده­اند.[2]

احتمال دارد که ناوس نام روستائی باشد که این فرد از آن منطقه است.[3]

عقاید ناووسیه

فرقه ناووسیه یکی از این فرقی است که خواسته یا ناخواسته با عدم درک صحیح از مهدویت به مهدویت امام صادق علیه السلام گروید. این فرقه امامت را در اولاد علی بن ابی طالب تا امام صادق علیه السلام قبول دارد ولی منکر شهادت امام صادق علیه السلام است و علاوه بر این انکار، معتقدند که امام صادق علیه السلام مهدی موعود است و نمی­میرد[4] بلکه از نظرها غائب شده است.[5] چون این فرقه بر امام صادق علیه السلام تطبیق مهدویت نموده به ایشان جعفریه نیز گفته شده است. عده­ای از نویسندگان فرق و مذاهب از جمله مشخصات این گروه را تکفیر ابوبکر و عمر برشمرده­اند.[6]

واقفیه

این واژه اصطلاحی است که بر معتقدین به مهدویت برخی افراد و توقف آنها بطوریکه از دیگر اهل بیت علیهم السلام منحرف شوند اطلاق می­شود. مانند واقفیه محض که قائل به مهدویت امام موسی بن جعفر علیه السلام است و همچنین باقریه که قائل به مهدویت امام باقر علیه السلام بودند. ناووسیه نیز بخاطر اعتقادی که نسبت به امام صادق علیه السلام ابراز داشته به واقفیه جعفریه نامیده می­شود.

ادله ناووسیه

این عده مدعی هستند که امام صادق علیه السلام فرموده است که مرگ من را باور نکنید. زیرا من صاحب شما هستم پس اگر سر من را دیدید که برای شما فرستادند قبول نکنید.[7]

همچنین مدعی هستند که امام فرموده است: اگر کسی برای شما در مورد من خبر آورد که وفات نموده و غسل و کفن داده، تصدیق نکنید. زیرا من صاحب شما هستم؛ همان که صاحب شمشیر است.[8]

همچنین عده­ای از ایشان این مطلب را از فردی ناووسی به نام عنبسة بن مصعب از امام صادق علیه السلام آورده­اند.[9]

انقراض تفکر ناووسی

بر معتقدین به این عقیده نمی­توان نام فرقه نهاد بلکه ماهیت این گروه، انحراف عقیده تعدادی از افراد نسبت به امام صادق علیه السلام بوده است که هیچ اثر علمی و شخصیت بارزی در بین آنها وجود نداشته است. زیرا شبهه مهدویت امام صادق علیه السلام جزبرای افراد خطاکار و ساده اندیش و یا سودجو و ریاست طلب اتفاق نمی­افتد. علاوه بر اینکه انحراف افراد در هر مورد و به هر عنوان که باشد به معنی وجود یک فرقه نیست. به همین دلیل در تاریخ فقط اسمی از این منحرفین آمده است. در کشف نام رئیس و رهبر چنین تفکری اختلاف است و این شواهد نشان دهنده عدم موجودیت فرقه ناووسیه است بلکه اگر چیزی ثابت شود گمراهی فردی مجهول الاسم به نام فلان بن فلان الناووس است.[10] به همین دلیل شیخ مفید بعد از رد ادله و ادعای این افراد می­فرماید که اصلا فرقه­ای به نام ناووسیه ادامه نداشته است و در ابتدا نیز افراد زیادی نبودند و فرد مشهوری از ایشان به علم وجود ندارد و نه کتابی از ایشان خوانده شده است بلکه فقط حکایت از افرادی محدود است که اعتقادشان پا نگرفت و از بین رفتند.[11]

مقاله

جایگاه در درختواره فرق و مذاهب شیعی - غالیان

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS