دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فلسفه مدح و ذم دنیا

پرسش: چرا در بعضی از آیات و روایات دنیا مدح و در بعضی دیگر مذمت شده است؟ لطفا دلیل آن را به نحو اجمال توضیح دهید؟
No image
فلسفه مدح و ذم دنیا

پرسش: چرا در بعضی از آیات و روایات دنیا مدح و در بعضی دیگر مذمت شده است؟ لطفا دلیل آن را به نحو اجمال توضیح دهید؟

پاسخ: در آیات بسیاری، مدح و تمجید از دنیا یا امکانات مادی آن شده است: در بعضی از آیات، مال به عنوان خیر، معرفی شده. (بقره-180) و در بسیاری از آیات، مواهب مادی تحت عنوان فضل خدا آمده است: «وابتغوا من فضل الله». (جمعه-10) در جای دیگر می‌‌فرماید: «همه نعمت‌های روی زمین را برای شما آفریده است» (خلق لکم ما فی الارض جمیعا). (بقره - 29) و در بسیاری از آیات آنها را تحت عنوان «سخر لکم» (آنها را مسخر شما گردانید) ذکر کرده، که اگر بخواهیم این همه آیاتی را که در رابطه با محترم شمردن امکانات مادی این جهان جمع آوری کنیم، مجموعه قابل ملاحظه ای خواهد شد. ولی با این همه اهمیتی که به مواهب و نعمت‌های مادی داده شده، تغییراتی که قویا دنیا را تحقیر می‌‌کند در آیات قرآن به چشم می‌‌خورد. در یک جا آن را عرض و متاع فانی می‌‌شمرد: «تبتغون عرض الحیاه الدنیا». (نساء-49) و در جای دیگر آن را مایه غرور و غفلت می‌‌شمرد: «و ما الحیاه الدنیا الامتاع الغرور». (حدید- 20) و در مورد دیگر آن را وسیله سرگرمی و بازیچه شمرده: «و ما هذه الحیاه الدنیا الالهو و لعب» (عنکبوت-46) و در جائی دیگر مایه غفلت از یاد خدا: «رجال لاتلهیهم تجاره ولابیع عن ذکرالله». (نور-73) این تعبیرات دوگانه عینا در روایات اسلامی نیز دیده می‌‌شود: از یکسو دنیا، مزرعه آخرت، تجارتخانه مردان خدا، مسجد دوستان حق، محل هبوط وحی پروردگار، سرای موعظه و پند، شمرده شود (مسجد احباء الله و مصلی ملائکه الله و مهبط وحی الله و متجر اولیاء الله). و از سوی دیگر مایه غفلت و بیخبری از یاد خدا و متاع غرور و مانند آن. آیا این دو گروه از آیات و روایات با هم تضاد دارند؟ پاسخ این سؤال را در خود قرآن می‌‌توان یافت. زیرا آنجا که از دنیا و مواهبش، نکوهش می‌‌کند، کسانی را می‌‌گوید که این زندگی تنها هدفشان را تشکیل می‌‌دهد، در سوره «نجم» آیه 92 می‌‌خوانیم: «و لم یرد الاالحیاه الدنیا: «کسانی که جز زندگی دنیا را نخواهند». به تعبیر دیگر، سخن از کسانی است که آخرت را به دنیا می‌‌فروشند و برای رسیدن به مادیات از هیچ خلافکاری و جنایتی ابا ندارند. در سوره «توبه» آیه 83 می‌‌خوانیم: «ارضیتم بالحیاه الدنیا من الاخره : «آیا راضی شدید که زندگی دنیا را به جای آخرت بپذیرید؟! آیاتی از قرآن شاهد این مدعا است، آنجا که می‌‌گوید: من کان یرید العاجله ... یعنی تنها هدفشان همین زندگی زودگذر مادی است. اصولا، تعبیر به «مزرعه» و یا «متجر» (تجارتخانه) و مانند آن خود شاهد زنده ای برای این موضوع است.
کوتاه سخن این که: مواهب جهان مادی که همه از نعمت‌های خدا است و حتماً وجودش در نظام خلقت لازم بوده و هست، اگر به عنوان وسیله ای برای رسیدن به سعادت و تکامل معنوی انسان، مورد بهره برداری قرار گیرد، از هر نظر قابل تحسین است. و اما اگر، به عنوان یک هدف و نه وسیله، مورد توجه قرار گیرد و از ارزش‌های معنوی و انسانی بریده شود- که در این هنگام طبعاً مایه غرور و غفلت و طغیان و سرکشی و ظلم و بیدادگری خواهد بود. بنابراین در خور هرگونه نکوهش و مذمت است. و چه زیبا فرموده است علی(ع) در آن گفتار کوتاه و پرمغزش: من ابصریها بصرته و من ابصر الیها اعمته: «آن کس که با چشم بصیرت به آن بنگرد (و آن را وسیله بینائی قرار دهد) دنیا به او آگاهی می‌‌بخشد، و آن کس که به خود آن نگاه کند، دنیا او را نابینا خواهد کرد». در حقیقت، تفاوت میان دنیای مذموم و ممدوح، همان چیزی است که از «الیها» و «بها» استفاده می‌‌شود که: اولی هدف را می‌‌رساند و دومی وسیله را.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS