دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرآن برتر است یا عترت؟

No image
قرآن برتر است یا عترت؟
قرآن برتر است یا عترت؟ خبرگزاری فارس: آنکه حقیقت محمد و عترت طاهرین او (ص) اولین مخلوقاتی هستند که [توسط خداوند متعال] آفریده شده و به دلایل عقلی و نقلی از تمام مخلوقات شریف‌تر و گرامی‌تر‌اند. دلیل عقلی آنکه، بر اساس قاعدة عقلی: امکان اشرف، آفریدة نخست باید اشرف ممکنات و برترین مخلوقات باشد و این حضرات(ع) عقل اول هستند. در پاسخ به این سئوال که آیا قرآن برتر است یا عترت؟ دو گروه وجود دارند؛ اول، گروهی که قرآن را برتر دانسته‌اند. از جملة این گروه مرحوم «آخوند ملا اسماعیل مازندرانی» ـ معروف به خواجویی ـ بوده که در اصفهان اقامت داشته، در همان‌جا وفات یافته، و قبرش در تخت‌فولاد است. وی رساله‌ای در این باب نوشته و در آن نتیجه گرفته که قرآن برتر از عترت است. دلایل چهارگانة وی بدین ترتیب است 1. در حدیث ثقلین، قرآن مقدم بر عترت ذکر شده، و این حدیث نزد شیعه و سنی متواتر است که پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: «... کتاب الله و عترتی...»: 2. مطابق بعضی طرق روایت این حدیث، رسول خدا(ص) قرآن را با وصف «بزرگ‌تر بودن» بیان نموده و آن را «ثقل‌اکبر»، و عترت را «ثقل اصغر» خوانده‌اند. 3. آن حضرت(ص) کتاب را به خدا و عترت را به نفس خود اضافه نموده‌اند. 4. حدیثی که از امامان(ع) در فضیلت قرآن روایت شده است که فرموده‌اند: «کتاب خدا ریسمان یا طنابی است کشیده شده به دست خدا»1 آن مرحوم به این چهار دلیل، قرآن را افضل از عترت دانسته است. دوم، گروهی که معقتدند، عترت پیامبر(ص) از قرآن برتراند؛ به دلایل زیر: 1. مجرد تصریح به «بزرگ‌تر بودن» دلیل بر برتر بودن نیست. و تقدم بیان کتاب در حدیث ثقلین، بنابر هیچ‌یک از دلالات سه گانه [منطقی] (یعنی تطابقی، تضمّنی و التزامی) دلیل برتر بودن آن نمی‌شود، زیرا هرگاه بخواهند دو چیز را با هم بیان کنند، طبیعتاً یکی از آن دو پیش از دیگری ذکر می‌شود و چه بسا که دومی برتر از اولی است: مانند این آیة شریفه: «إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر2؛ همانا نماز از زشتی و ناپسندی باز می‌دارد، و یاد خدا بزرگ‌تر است.» بر اساس روایات صحیح «صلوة» بر امیرالمؤمنین(ع) تأویل شده، در حالی که آن حضرت(ع) برتر از ذکر است، اما در این آیه به تصریح، ذکر خدا بزرگ‌تر شمرده شده است. به علاوه بزرگ‌تر بودن از یک جهت (خاص)، دلیل بر برتر بودن از همة جهات نمی‌شود. به عنوان مثال،«عقیل» از جهت سِنّی از امیرالمؤمنین(ع) بزرگ‌تر بود ولی آن حضرت(ع) از هر جهتی از عقیل برتر بودند. دربارة حضرت مریم نیز در آیة شریفه آمده است: إنّ الله اصطفی?ک و طهّرک و اصفی?ک علی نساء العالمین3؛ همانا خداوند تو را برگزید و پاک و پاکیزه گردانید از میان زن‌های جهانیان؛ ولی این صفات و ویژگی‌ها دلالت بر افضل بودن مریم از حضرت فاطمه زهرا(س) ندارد، زیرا نهایت اختصاص مریم به این ویژگی، تولد یافتن حضرت عیسی از او به واسطة روح‌القدس یا جبرائیل است ـ بدون پدر ـ اما در عین حال از فاطمه(س) برتر نیست.4 2. بزرگ‌تر بودن قرآن، به دلیل شمول آن نسبت به احکامی است که برتری عترت(ع) و وجوب پیروی و اطاعت ایشان را در همة امور، از جانب خداوند متعال، بیان کرده است. اما نام بردن از عترت توسط پیامبر(ص) به دلیل ویژگی‌هایی است که خداوند به ایشان عطا فرموده‌ است. ایشان دارای تمام فضایل قرآن و غیر آن است، در حالی که قرآن چنین نیست. 3. در بعضی از احادیث معتبر به این مضمون تصریح شده است که امیرالمؤمنین(ع) برتر از قرآن هستند. چنان‌که سید هاشم بحرانی(ره) در تفسیر برهان روایت نموده است: علی‌بن ابی طالب (ع)، أفضل من القرآن 4. پاسخ به دلیل سوم گروه اول که گفته‌اند، کتاب به خدا اضافه شده و عترت به پیامبر(ص)، آن است که این دلیل تمام نیست، زیرا اضافه به رسول خدا نیز اضافه به خداست، زیرا در احادیث فراوانی از ایشان به عین‌الله، یدالله، جنب‌الله، وجه‌الله، اذن الله،‌ لسان‌الله و ... تعبیر شده است. 5. در پاسخ به دلیل چهارم که گفته‌اند، قرآن، ریسمان خداست، می‌گوییم که عترت هم ریسمان خدایند که به دست خدا کشیده شده‌است. ایشان بنابر روایات صحیح و معتبر، مبیّن کتاب و عروةالوثقی‌ای هستند که هیچ‌گاه گسیخته نخواهد شد. چرا عترت، از قرآن برتر است؟ دلایل برتری عترت از قرآن عبارتند از: دلیل اول: آنکه حقیقت محمد و عترت طاهرین او(ص) اولین مخلوقاتی هستند که [توسط خداوند متعال] آفریده شده و به دلایل عقلی و نقلی از تمام مخلوقات شریف‌تر و گرامی‌تر‌اند. دلیل عقلی آنکه، بر اساس قاعدة عقلی: امکان اشرف، آفریدة نخست باید اشرف ممکنات و برترین مخلوقات باشد و این حضرات(ع) عقل اول هستند. دلایل نقلی این مسئله فراوان است، از جمله از معصوم(ع) روایت شده است: «نخستین مخلوقی که خدای متعال آفرید، عقل بود... [آنگاه به آن فرمود:] به عزت و جلال خودم سوگند که مخلوقی را محبوب‌تر از تو خودم نیافریدم، به واسطة تو ثواب می‌دهم و به واسطة تو مجازات می‌کنم».5 این روایت دلیل بر برتری عقل از جمیع مخلوقات است و مراد از آن، حقیقت نورانی محمد و آل محمد(ع) است که از تمام مخلوقات ـ از جمله قرآن ـ برتر است. پس عترت پیامبر(ص) که جملگی از نور پیامبرند، برتر از قرآن‌اند: دلیل دوم: آنکه ولایت عترت، جملة مخلوقات را ـ از جمله قرآن ـ فرا گرفته؛ قرآنی که در لوح محفوظ موجود است و در دیگر منازل آن تا به قرآن مکتوب که در دسترس مردمان قرار دارد. بر حسب اعتقاد ما، ولایت ایشان، بر اساس ولایت کلیة مطلقه بر تمام خلایق احاطه دارد، چنان‌که امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: من همان هستم که ولایتم ولایت خداوند متعال است. دلیل این امر، روایات متعددی است که از جمله «فیض کاشانی» (ره) بعضی از آنها را در مقدمات تفسیر صافی آورده است، مانند این روایات که امام صادق(ع) فرمودند: همانا خداوند متعال ولایت ما ـ اهل‌بیت ـ را قطب (محور) قرآن قرار داد.6 یعنی قرآن، بر محور ولایت ما دور می‌زند. دلیل سوم: اینکه عترت(ص) کلام الله ناطق و کتاب مبین؛ و قرآن، کلام صامت و بی‌سخن او است. و دیگر آنکه قرآن عبارت از، الفاظ، خطوط و نقوشی نگاشته شده است که علم آن نزد عترت وجود دارد. پس حقیقت قرآن و علوم آن، به طور اعلی، اشرف، کامل‌تر و تمام‌تر در حقیقت نورانی امام معصوم(ع) موجود است. بنابراین امام، برتر از قرآن بوده، ـ همچون برتری معانی از الفاظ ـ بلکه قرآن، جزء و قسمتی از فضایل و مناقب امام و حاکی از بخشی از شئون و مراتبی است که خداوند متعال در ایشان قرار داده است. دلیل چهارم: آنکه قرآن، کلام مخلوق ـ یعنی رسول‌اکرم(ص) ـ از جانب خداوند بوده، ولی نور نبی اکرم و حضرات عترت(ع) بلاواسطه توسط خالق متعال آفریده شده و بنابر روایات متعدد اثبات شده که عترت، در تمام فضایل با رسول‌اکرم(ص) یکسان‌اند، مگر در نبوت و علت ایجاد سایر موجودات ـ از جمله قرآن ـ جز حقایق انوار مقدس این حضرات(ع) چیز دیگر نیست. دلیل پنجم: آنکه قرآن موجود و در دسترس ما، تنها سایه، آینه و نشانی از قرآن موجود در عالم مثال و انوار است و می‌دانیم که آن عوالم، تماماً مخلوق و آفریده از اشباح انوار پیامبر و عترت(ع) است، زیرا ایشان نورالانواری هستند که سایر نورها از نور ایشان روشن شده و لذا علت مادی و صوری برای آنها و همچنین برای قرآن هستند، بنابراین افضل از قرآن‌اند. دلیل ششم: آنکه علوم عترت پیامبر(ص) به فرمودة خودشان، بر کتاب تکوینی و تشریعی و قرآن حقیقی ـ موجود در دیگر عوامل ـ احاطه دارد. چنان‌که فرموده‌اند: از جمله علومی که نزد ماست، تفسیر قرآن و احکام آن است.7 بنابراین علوم قرآن، تنها بخشی از علوم ایشان است، و این ملاک برتری ایشان از قرآن است. دلیل هفتم: اینکه عترت(ع) در نزدیک‌ترین درجات ممکن نسبت به خداوند متعال قرار دارند، زیرا همراه با رسول خدا(ص) در مقام و مرتبة «قاب قوسین أو ادنی؛ مانند دو لبة کمان نزدیک شد یا مقرب‌تر» هستند و قرآن در همة منازلی که داراست، ذیل این مقام قرار دارد. عترت(ع) بر مقام قرآن احاطه دارند و از آن برتر‌اند. دلیل هشتم: اینکه امام به منزلة قلب عالم امکان است و خداوند متعال امامان(ع) را موجب قوام ممکنات قرار داده، و اگر ایشان نباشند، زمین اهل خود را فرو می‌برد و از مجموع احادیثی که در این باب از معصومین(ع) رسیده استنباط می‌شود که موجب بقای ممکنات ـ از جمله قرآن ـ ایشان هستند و بقای همه چیز، از جمله قرآن، به وجود ایشان است پس بی‌تردید، ایشان برتر از قرآن‌اند. دلیل نهم: اینکه قرآن از آیات و بیّنات الهی است و تردیدی نیست که عترت(ع) بزرگ‌ترین آیات و بیّنات هستند. چنان‌که امیرمؤمنان(ع) فرمودند: کدام آیه‌ای از آیات خداوند، از من بزرگ‌تر است. این ویژگی نیز دلالت بر برتری ایشان بر قرآن کریم دارد. ایشان به منزلة غیب، روح، باطن و حقیقت قرآن هستند. هر که خدا را شناخته و می‌شناسد، از راه معرفت، شناخت و توجه کردن به سوی ایشان شناخته است. علامه سید حسن میرجهانی (ره) پی‌نوشت‌ها: برگرفته از: ولایت کلیه، صص 124 ـ 132؛ همراه با تلخیص و بازنویسی. 1. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 27، ص 245، ح 5 2. سورة عنکبوت(29)، آیة 45. 3. سورة آل‌عمران(3) آیة 42. 4. همسر حضرت فاطمه(س) امیرالمؤمنین(ع) است که خود برتر از تمام فرشتگان برتر الهی و بنا بر روایات متعدد، معلم جبرئیل و سبب خلقت آنها بوده‌اند. به علاوه فرزندان حضرت فاطمه(س) نور اخیار ـ یعنی انبیاء و اوصیایشان ـ و برتر از ایشان هستند و حضرت عیسی(ع) سرانجام پشت سر آخرین ایشان (حضرت صاحب‌الزمان(ع)) به نماز خواهد ایستاد. 5. مجلسی، همان، ج 1، ص 97، ح 8؛ عوالی اللئالی، ج 4، ص 99. 6. فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج 1، ص 21، مقدمة دوم. 7. بصائر الدرجات، ص 214، جزء 4، باب 7، ح 1. .................................................................................... منبع:ماهنامه موعود، شماره 83
خبرگزاری فارس

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
Powered by TayaCMS