دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قرارداد ارفاقی

قراردادی است که بین تاجر ورشکسته و تمام یا اکثریت بستانکاران او منعقد می‌شود؛ مشروط بر این‌که ورشکستگی به تقلب و تقصیر نبوده و حکم ورشکستگی صادر شده باشد. این قرارداد پس از رسیدگی به مطالبات و قبل از شروع به فروش دارائی و تصفیه منعقد می‌شود.
قرارداد ارفاقی
قرارداد ارفاقی

قرارداد ارفاقی

قراردادی است که بین تاجر ورشکسته و تمام یا اکثریت بستانکاران او منعقد می‌شود؛ مشروط بر این‌که ورشکستگی به تقلب و تقصیر نبوده و حکم ورشکستگی صادر شده باشد. این قرارداد پس از رسیدگی به مطالبات و قبل از شروع به فروش دارائی و تصفیه منعقد می‌شود. طلب‌کار تاجر ورشکسته بخشی از طلب خود را بخشیده و بقیه را با ترتیب معینی از او وصول می‌کند. امّا آن عده از طلب‌کاران که در قرارداد شرکت نداشته‌اند، طلب خود را طبق آن‌چه که از دارائی موجود تاجر به بستانکاران می‌رسد، وصول خواهند کرد و حق مطالبه زائد بر آن را در آینده نخواهند داشت؛ مگر پس از تأدیه تمام طلب کسانی که طرف قرارداد ارفاقی با تاجر بوده‌اند.

برخی اوقات ورشکستگی تاجر در اثر وقایعی خارج از اراده یا مشکلات کاری است و تاجر بدون هیچ گونه تقصیر یا تقلبی گرفتار ورشکستگی می‌شود در این مواقع نه تنها حسن همکاری موجب می‌شود طلب‌کاران ورشکسته با او مدارا کنند، بلکه چه بسا این مدارا کردن به نفع خود بستانکاران نیز تمام شود. زیرا با اعلام ورشکستگی شکی نیست که طلب‌کاران به تمام طلب خود نخواهند رسید ولی با ارفاق و مدارا ممکن است وضع تاجر بهبود یافته پس از مدتی کلیه مطالبات آن‌ها وصول شود. به خصوص این که تشریفات اعلام ورشکستگی و تصفیه امور تاجر ممکن است مدتی طول بکشد و باقیمانده دارایی وی در این مسیر هزینه گردد. به این جهت اغلب طلب‌کاران سعی می‌نمایند با صرف نظر از قسمتی از مطالبات خود با دادن مهلت، او را به ادامه فعالیت‌های تجاری تشویق کنند. تاجر ورشکسته نیز تعهد می‌نماید در صورتی که کارش دو مرتبه رونق بگیرد، مابقی بدهی خود را پرداخت نماید. این توافق و قرارداد مزبور قرارداد ارفاقی نامیده می‌شود و چون قبل از اعلام ورشکستگی تاجر این قرارداد منعقد می‌شود نیازی به مداخله اداره تصفیه هم نیست. این قرارداد فقط میان تاجر و طلب‌کاران او رسمیت دارد.

مقررات حاکم بر قرارداد ارفاقی

فصل هفتم از قانون تجارت ایران از ماده 476 تا ماده 503 مقررات قرارداد ارفاقی را تبیین کرده است. در ضمن این مواد شرایط انعقاد قرارداد ارفاقی، ویژگی‌های آن، نحوه اعتراض، فسخ قرارداد ارفاقی، تکلیف تاجر و نیز تکلیف طلب‌کارانی که قرارداد مذکور را امضاء کرده‌اند و همچنین تکلیف دیگر طلب‌کارانی که به انعقاد قرارداد ارفاقی تن در نداده و آن را امضاء نکرده‌اند پیش‌بینی شده است.

شرایط قرارداد ارفاقی

الف) تاجر ورشکسته، به عنوان ورشکسته به تقلب محکوم نشده باشد.

ب) اکثریت طلب‌کاران، که لااقل سه چهارم مطالبات به آن‌ها تعلق داشته باشد، قرارداد را امضاء کنند.

ج) دادگاه، قرارداد را تصدیق کند.

    منابع:
  • 1) جعفری لنگرودی، محمدجعفر؛ ترمینولوژی حقوق، تهران، کتاب‌خانه گنج دانش، 1376، چاپ هشتم، ص 533.
  • 2) حسنی، حسن؛ حقوق تجارت، تهران، نشر میزان، 1378، چاپ اول، ص 661.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS