دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مردم نگاری Ethnology

No image
مردم نگاری Ethnology

كلمات كليدي : مردم نگاري، مونوگرافي، مردم شناسي، جامعه شناسي

نویسنده : سمانه خالدی

«در ادبیات انسان‌شناسی در حال حاضر اصطلاح مردم‌شناسی بطور ثابت و روشن برای اشاره به مطالعات توصیفی در جوامع انسانی به کار برده می‌شود. این جوامع معمولاً به جوامع "ابتدایی" موسوم‌اند که از نظر توسعه اقتصادی و سیاسی در یک سطح بالنسبه ساده قرار دارند. مردم‌نگاری اصطلاحی است که از اواسط قرن نوزدهم در انسان‌شناسی کاربرد عمومی یافت. در آغاز، مردم‌نگاری را نوعی توصیف تاریخی می‌شمردند».[1] از این رو «مردم‌نگاری، عبارت است از توصیف کامل و همه‌جانبه از مظاهر مادی و غیر مادی(معنوی) جامعه‌های مختلف. مردم‌نگاری، مشاهده در محل(میدان تحقیق)، توصیف و تحلیل گروه‌های انسانی است، که به قدر کفایت کوچک بوده و به این علت می‌توانند، تماماً توسط تعداد محدودی از پژوهشگران، از طریق روش‌های عموماً غیر آماری مطالعه و درک شوند.

مردم‌نگاری در مطالعه توصیفی خود به طرح فرضیه و نظریه نمی‌پردازد؛ زیرا مردم‌نگاری، گزارش توصیفی برای بدست آوردن اطلاعات است».[2]

توصیف و تحلیل گروه‌های انسانی، به منظور برپایی جنبه‌های مختلف محیطی، فنی، اقتصادی، سیاسی، حقوقی، مذهبی و خانوادگی زندگی هر یک از آنهاست؛ که تا حد امکان با دقت، صحت و وفاداری انجام گرفته و به صورت یک تک‌نگاری گزارش می‌شود.[3]

ناگفته نماند که برخی مردم‌نگاری‌ها بصورت مونوگرافی تهیه و عرضه می‌شود؛ که دارای چارچوب نظریه‌ای است «تک‌نگاری(مونوگرافی) (Monography)، وسیله بیان مردم‌نگاری است؛ با رعایت یکسری نکات خاص که توجه به آنها بررسی‌ها را آسان و منطقی می‌کند. در تک‌نگاری، مطالعه یک جامعه، گروه، نهاد، امر یا سازمان اجتماعی صورت می‌پذیرد؛ که با شناسایی دقیق آن می‌توانیم به یک سری قواعد کلی برسیم. این مطالعه، از فنون مختلف مصاحبه، مشاهده، پرسش‌نامه، اسناد و مدارک و ... استفاده می‌کند و از آنجا که در این روش، تمام جوانب مربوط به یک موضوع واحد، مورد توجه قرار می‌گیرد، شناخت دقیق تمامی جوانب یک امر یا موضوع، براحتی صورت می‌گیرد.»[4]

تفاوت مردم‌نگاری با مردم‌شناسی

مردم‌نگاری و مردم‌شناسی به شدت به یکدیگر وابسته‌اند و امکان تفکیک دقیق آنها وجود ندارد. مردم‌نگاران معمولاً یک یا چند سال را صرف مشاهده و مصاحبه با مردمی می‌کنند که می‌خواهند آنها را توصیف نمایند. در حالیکه مردم‌شناسی، مطالعه و تحلیل مدارک و نتیجه‌گیری مردم‌نگاری، به منظور شناخت خاستگاه، سیر، اشاعه و تغییر فرهنگها و مطالعه نهادهای اجتماعی(اقتصاد، دین، زبان، ازدواج، خویشاوندی و ...) در محدوده‌ای معین است. کلود لوی اشترواس(C. Levi Strauss) معتقد است «مردم‌نگاری شامل مشاهده و تحلیل گروه‌های انسانی است که هر یک جداگانه و با توجه به ویژگی‌های خاص آنان در نظر گرفته شده است و هدف از آن انعکاس هرچه درست‌تر جریان حیات هریک از آنان است و حال آنکه، مردم‌شناسی اسناد و مدارک حاصل از مردم‌نگاری را در جهت مقایسه‌ها مورد استفاده قرار می‌دهد.»[5]

مردم‌شناسی اطلاعات بدست آمده توسط مردم‌نگاران را طبقه‌بندی کرده و با ارائه فرضیه، به بررسی صحت و سقم روابط عناصر مختلف فرهنگ و کارکرد آنها می‌پردازد. بنابراین مردم‌نگاری با روش‌هایی چون مونوگرافی، داده‌هایی را برای مردم‌شناسی فراهم کرده تا مردم‌شناس با مقایسه و ترکیب آن به نتایج کلی دست یابد. هر مردم‌شناسی می‌تواند مردم‌نگار باشد؛ ولی مردم‌نگار لزومی ندارد که مردم‌شناس باشد. «مردم‌نگاری قابل تفکیک به رشته‌های دیگری نیست؛ ولی مردم‌شناسی به رشته‌های فرعی دیگری چون مردم‌شناسی اقتصادی، مردم‌شناسی سیاسی، مردم‌شناسی حقوقی و ... نیز قابل تقسیم است.»[6]

رابطه جامعه‌شناسی با مردم‌نگاری

جامعه‌شناسی و مردم‌نگاری هر دو به مطالعه جامعه می‌پردازند؛ ولی مردم‌نگاری، بیشترین توجه خود را به جوامع ابتدایی معطوف داشته است. جامعه‌شناس با مطالعه گذشته، بیشتر تلاش در پی پیش‌بینی و شناخت شرایط جوامع پیشرفته و عصر جدید دارد. مردم‌نگاری در مطالعات خاص خود که اغلب به صورت مونوگرافی است، تمامی جنبه‌های زندگی، سنن و آداب و رسوم را از نزدیک بررسی می‌کند؛ در حالی که جامعه‌شناس در مطالعات خود، جنبه‌ای خاص از زندگی اجتماعی را مدنظر قرار می‌دهد. بررسی‌های مردم‌نگاری، بیشتر کیفی است؛ در حالی که جامعه‌شناس هم از داده‌های کیفی و هم کمّی بهره می‌جوید.

 

مقاله

نویسنده سمانه خالدی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب سازمان‌های مردم نهاد

کتاب سازمان‌های مردم نهاد

هدف کلی این تحقیق استخراج راهکارهای ممکن در ایجاد و تقویت زمینه‌های لازم نظارت سازمان‌های غیر دولتی بر تبلیغ و ترویج پیام دینی است؛ اهداف فرعی این تحقیق عبارتنداز: ترسیم وضعیت موجود سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه فرهنگی‌دینی، شناخت نوع رابطه دولت و سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه فرهنگی دینی در نظارت بر تبلیغ و ترویج پیام های دینی، شناخت نوع رابطه سازمان‌های غیر دولتی در امر نظارت بر تبلیغ و ترویج پیام‌های دینی با یکدیگر، شناخت موانع موجود در نظارت سازمان‌های غیر دولتی بر تبلیغ و ترویج پیام‌های دینی است.

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS