دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همنشین

هیچ چیز به اندازه همنشینی با نیکان، انسان را به خوبی فرا نمی خواند و از بدی نمی‌رهاند.
همنشین
همنشین

همنشین

قال علی(ع): «لیسَ شئٌ أدعی لِخیرٍ و أنجَی مِن شرٍّ مِن صُحبَهِ الأخیارِ» (میزان الحکمه، جلد 6، حدیث10297)

یکی از اموری که در روایات مورد توجّه و تأکید بسیار قرار گرفته مسأله همنشینی و نشست و برخاست با دیگران است. چه بسا یک رابطه و نشست و برخاست با فردی، مسیرِ زندگیِ انسان را عوض کند. تأثیر همنشینی و معاشرت با دیگران قابل انکار نیست؛ به همین دلیل در روایتی از پیامبر اکرم (ص) به این نکته ظریف اشاره شده که می‌فرمایند: «به درستی که وصف همنشین نیکوکار و همنشین بد، همچون وصف حامل مشک و دمنده دم آهنگرى است؛ حامل مشک یا اینکه به تو مى‌بخشد و یا از او مى‌خرى و یا اینکه از او بوى خوش مى‌یابى؛ و دمنده دم آهنگرى یا لباست را مى‌سوزاند و یا از او بوى بد مى‌یابى.[1]

حکیم ابو القاسم فردوسی، اشاره به همین کلام پیامبر دارد که:

به عنبر فروشان اگر بگذری شود جامه تو عنبری

و گر تو شوی نزد آن کشتگر از او جز سیاهی نیابی دگر[2]

انسان باید از انسانهای آلوده پرهیز کند، چرا که نه تنها نشست و برخاست با چنین انسانهایی در زندگی انسان تأثیر گذار است، بلکه همنفس شدن و هم کلام شدن با آنها هر چند کوتاه بی تأثیر نیست. یکی از علماء تعریف می‌کند که در نجف یکی از روزها در کوچه‌ای می‌گذشتم مرحوم سید جمال الدین گلپایگانی را دیدم؛ ‌او کسی بود که مرحوم آیه الله العظمی بروجردی در خطاب به ایشان می‌نوشت حضرت آیه الله سید جمال الدین گلپایگانی؛ حسین بروجردی را نصیحت کنید، با آنکه مرحوم آیه الله العظمی بروجردی خود، نه تنها در عرصه علم بلکه در وادی معنی و فضیلت نیز شخصیّتی وارسته و برجسته و شاخص بود؛ آن عالم می‌گوید به مرحوم سید جمال گفتم: اجازه دارم بپرسم به کجا می‌روید؟ فرمود: جهت فاتحه به قبرستان وادی السلام می‌روم، اجازه خواستم با ایشان همراه باشم و اجازه دادند و رفتیم، میانه راه هاله‌ای از نور در اطراف ایشان دیدم و چیزی نگفتم تا اینکه کسی در راه با ایشان چند کلمه‌ای صحبت کرد و از همان جا نور از بین رفت و دیگر اثری از آن نور پیدا نبود، ماجرا را برای ایشان تعریف کردم و پرسیدم چرا نور رفت؟ فرمود:آن مرد آلوده و ناپاک بود و صحبت و هم نفس شدن با او تأثیر خود را به جا گذاشت.[3]

سید بن طاووس در سفارش و توصیه به فرزندش چنین می‌گوید: ای محمد! ای فرزند، که خدای جلّ جلاله برکات خود را بر زندگانی تو نثار فرماید و بر مقامات تو بیفزاید، بدان که بدترین معاشرت همنشینی با گناهکاران است![4]

بنابراین یکی از نکاتی که هر کسی باید در زندگی خود از آن مراقبت کند مسأله همنشینی و مراقبت در رفت و آمد با دیگران است چرا که مراوده و نشست و برخاست با دیگران در زندگی انسان خالی از تأثیر نیست.

    پی نوشت:
  • [1] - خرمشاهی ، بهاء الدین ، انصاری ، مسعود ، پیام پیامبر ، تهران ، انتشارات منفرد ، چاپ اول ، 1376هش ، ص 683
  • [2] - اشعار نقل از غرر الحکم و دررالکلم ، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی ، تهران ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی ، چاپ یازدهم ، 1388هش ، ج1 ، ص626
  • [3] - انصاریان ، حسین ، اخلاق خوبان ، تهران ، پیام آزادی ، چاپ اول ، 1380هش ، ص100
  • [4] - ابن طاووس ، سید رضی الدین ، کشف المحجه لثمره المهجه ، ( معارف و اخلاق، توصیه‌های معرفتی و اخلاق سید بن طاووس به فرزندش) ، ترجمه علی نظری منفرد ، انتشارات جلوه کمال ، چاپ دوم ، 1387 هش ، ص193

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS