دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همه‌كاره سلطنت خویش

No image
همه‌كاره سلطنت خویش

روزنامه دنیای اقتصاد

تاریخ: 6/6/1396

عبدالله مستوفی

رؤسا و خوانین ایلات بر حسب رسم زمان، اداره كارهای دارایی و زندگی خود را به دست پیشكار می‌سپردند. حتی اكثر آنها خواندن و نوشتن را هم خلاف حیثیت خانی و ریاست می‌پنداشتند و معتقد بودند كه: خان باید شمشیر خوب بزند. ورزش قلم را به قول آقامحمدخان كار «فرنی خورها» می‌دانستند. ولی آقامحمدخان كه در مدت حبس نظر بودنش در شیراز، جز همان مواجب اعطایی كریمخان درآمدی نداشت، و ممسك و باریك‌بین هم بود، عادت كرده بود كه حساب همه چیز خود را خود داشته باشد. [او] در ایام سلطنتش هم همین رویه را از دست نداد. نداشتن زن و فرزند و تفریحات خانوادگی هم، وقت زیادی برای رسیدگی به حساب‌ها در اختیار او گذاشته بود به‌طوری كه تمام كارهای محاسباتی كشور خود را خود رسیدگی می‌كرد. شاه به فلان سفر جنگی می‌رفت؛ در این سفر به خزانه و دفینه رؤسای محلی كه یاغیگری كرده بودند پی می‌برد؛ آنها را ضبط می‌كرد و همراه خود می‌آورد و در همان خزانه زیركلید خود می‌ریخت یا نزد خانواده فلان رئیس دوره نادری مقداری جواهر و طلای دولتی سراغ می‌نمود، رؤسای آن خانواده را با شكنجه و عذاب وادار می‌كرد كه دفینه‌های خود را اقرار كنند. هر چه بود می‌گرفت. كجا می‌برد؟ در همان خزانه زیركلید خود می‌ریخت. فلان مصرف فوق‌العاده پیش می‌آمد، باقی طومارهای ولایت حول و حوش كفاف این مصرف را نمی‌داد، از این خزانه زیركلید شاه پول برمی‌داشتند. چون در تمام این جنگ‌ها، خودش شخصاً حاضر بود، عمل خیلی ساده می‌گذشت.

یك نفر امین معین می‌كرد، پول‌ها را تحویل او می‌داد و هرچند روز یك بار، مصارف و موجودی او را شخصاً رسیدگی می‌کرد. بعد از ختم سفر اگر چیزی باقی می‌ماند، باز به خزانه زیر كلید خود می‌ریخت. این بود كه در زمان آقامحمدخان، اصول كاغذبازی و حواله و اطلاق خیلی كم بود و به همین واسطه با عده‌ای محدود كارهای محاسباتی انجام می‌یافت. چنان‌كه جز میرزا اسماعیل در كارهای مالیاتی و میرزا اسدالله‌ نوری در كارهای محاسبات قشونی، اهل قلم مبرز دیگری را در دستگاه سلطنت آقامحمدخان نشنیده‌ام. آقامحمدخان خود خزانه‌دار و مستوفی‌الممالك و صاحب دیوان دولت خود بوده است. من در تمام مدت عمر خود، در نظر ندارم فرمانی از آقامحمدخان دیده باشم. سجع مهر و امضای دستخط این پادشاه را هم تاكنون ندیده و نمی‌دانم چه بوده است! در صورتی كه از دوره صفویه و نادرشاه و كریم‌خان زند كه قبل از او بودند، فرامین زیاد دیده‌ام و سجع مهر كریم‌خان «یا مَنْ هُوَ بمَنْ رَجاهُ كریم» را اكثر دیده و شنیده‌اند. بنابراین، آقامحمدخان منشی‌الممالكی هم كه فرمان‌نویسی كند، لازم نداشته و آنچه به نوكرهای دولت می‌داده، بدون فرمان بوده است كه فقط از روی صورتی كه نزد میرزا اسماعیل مستوفی و میرزا اسدالله لشكر نویس بوده، مواجب كشوری‌ها و لشكری‌ها هر ساله پرداخته می‌شده است. حافظه عجیب و پشتكار خسته‌نشو و باریك‌بینی و بالاخص حرصی كه به جمع‌آوری مال داشته، او را از این تجملات اداری بی‌نیاز كرده بوده است.

 - منبع: عبدالله مستوفی، «شرح زندگانی من»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS