دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پلورالیسم فرهنگی

وحدت‌گرایی بیش از اندازه که به تمرکز قدرت در دست یک شخص یا گروه خاص ‌انجامیده است، استبداد دینی یا دولتی که نمونه بارز آن در قرون و سطی توسط کلیسا به نمایش گذاشته شد و اتفاقا مهمترین عامل پیدایش گرایش‌های پلورالیستی در غرب شد.
No image
پلورالیسم فرهنگی

پلورالیسم اجتماعی ‌ـ سیاسی

پلورالیسم در این عرصه عبارت است از تنوع‌پذیری در حوزه نهادهای اجتماعی، سیاسی، مدنی، جمعیت‌های مختلف، تشکل‌ها، احزاب و هر آنچه که به نحوی رنگ اجتماعی و سیاسی دارد و نیز عقاید ناظر به مصالح اجتماعی که قابلیت کثرت‌پذیری دارند. پلورالیسم اجتماعی در حقیقت نمود عینی تحقق پلورالیسم در عرصه‌های دیگر هم چون معرفت، فرهنگ، اخلاق و دین می‌باشد.آنچه موجب پیدایش پلورالیسم اجتماعی ـ سیاسی می‌شود عمدتا می‌تواند یکی از عوامل زیر باشد:

1-وحدت‌گرایی بیش از اندازه که به تمرکز قدرت در دست یک شخص یا گروه خاص ‌انجامیده است، استبداد دینی یا دولتی که نمونه بارز آن در قرون و سطی توسط کلیسا به نمایش گذاشته شد و اتفاقا مهمترین عامل پیدایش گرایش‌های پلورالیستی در غرب شد.[1]

2-جنگ‌‌های طولانی و کشت و کشتارهای بی‌شمار بر سر اثبات عقاید مذهبی و تحمیل آنها به عنوان تنها عقیده درست و حق.

3-رشد ابزارهای ارتباطی و آسان شدن مناسبات انسانی به نحوی که تنوع فرهنگی و اعتقادی موجود در جهان در معرض دید همگان قرار گرفته است.[2]

در عصر روشنگری گسترش فردگرایی و حقوق طبیعی موجب شد تفکر پلورالیسم مورد اقبال و اقع شده تنوع در سلایق، رفتارها، گفتارها و حتی عقاید به عنوان اصول مهم زندگی اجتماعی پذیرفته شوند. لازمه‌ی عملی چنین طرز تفکری پیدایش احزاب سیاسی و گروه‌های مدنی، اصناف، و سندیکاهایی بود که هر کدام برای پیگیری منافع صنفی و گروهی خود در چارچوب قواعد زندگی مسالمت‌آمیز اجتماعی و پایبندی به اصول تسامح و تساهل[3] تلاش می‌نمودند. عنوانی است که برای شناساندن چنین جوامعی واژه جامعه مدنی به کار می‌رود. جامعه مدنی جامعه‌ای است که اصول پلورالیستی و اصل تسامح و تساهل در تنظیم رفتارهای اجتماعی و قوانین حاکم بر آن جامعه مورد عنایت ویژه واقع شده و بدون آنها قانونی تصویب نمی‌شود. آنچه گفته شد تعریف علمی چنین جوامعی است، اما اینکه در عالم واقع چه مقدار از این امور در جوامع پلورال مراعات می‌شود سخن دیگری است.

یکی از خصوصیات مهم جوامع پلورال از دیدگاه پلورالیست‌ها مشارکت مردمی در اداره جامعه و ایفای نقش دولت به طور غیرمستقیم از طرف مردم می‌باشد. این مشارکت در قالب تشکیل احزاب سیاسی خود را نشان می‌دهد. از همین رو وجود احزاب در جوامع پلورال یکی از نیازهای اساسی زندگی اجتماعی تلقی می‌گردد. به اعتقاد ایشان مشارکت مردم در تشکیل احزاب و در نتیجه گردش قدرت موجب می‌شود از انحرافات مختلفی که ممکن است در سایه انحصار قدرت در دست یک فرد یا گروه خاص حاصل شود جلوگیری گردد. هم چنین این مشارکت موجبات حصول مصالح عمومی را فراهم می‌آورد. از دیدگاه کثرت‌گرایان نقش دولت در حد نظارت کلی و اموری مانند سامان‌دهی مستقیم یا غیرمستقیم اقتصاد کلان، مالیات‌بندی، حفظ امنیت فردی و اجتماعی، و تنظیم روابط اجتماعی آن هم در قالب قوانینی که مورد پسند اکثریت مشارکت کننده است. از نظر ایشان در جامعه پلورال مشارکت سیاسی مردم به حضور آنان در انتخابات منحصر نمی‌شود، بلکه آنان در عرصه‌های مختلف سیاسی دخالت و نظارت می‌کنند. البته روشن است که مصداق بارز و تاثیرگذار مشارکت در انتخابات مستقیم ظهور می‌یابد. از طرفی حضور قدرتمند احزاب و گروه‌های سیاسی و هم چنین سندیکاهای صنفی موجب افزایش میزان تصمیم‌گیری مردم از طریق این احزاب می‌گردد و در نتیجه نظارت بیشتر بر کار دولتمردان را سبب می‌شود. از طرف دیگر احزاب تفکر مشارکتی و نظارتی را تقویت کرده و موجبات رشد و بلوغ سیاسی مردم را فراهم می‌آورند. این عمل در سایه آموزش اعضا به صورت مستقیم و راه انداختن برنامه‌های تبلیغاتی در ایام انتخابات به صورت غیرمستقیم حاصل می‌شود. یکی دیگر از خصوصیات جوامع پلورال استفاده گسترده از رسانه‌های عمومی هم چون روزنامه و تلویزیون می‌باشد. تبلیغات و برگزاری سمینارهای مختلف و گفت و گوهای آزاد به ایجاد فضای باز فرهنگی و سیاسی کمک کرده و زندگی پلورالیستی را عینیت می‌بخشد.

گرچه شاخصه‌های فوق از ویژگی‌های بارز جوامع پلورال محسوب می‌شوند ولی به اعتقاد خود پلورالیست‌ها ویژگی اصلی چنین جوامعی آزادی‌های فردی و اجتماعی است. در حقیقت آزادی فردی و اجتماعی است که شرائط تحقق موارد مذکور در فوق را فراهم می‌آورد. بدون چنین آزادی‌هایی و جود احزاب و گروه‌های سیاسی جز به عنوان دکورهای بدلی برای جا انداختن و جود دموکراسی و توجیه رفتارهای استبداد‌آمیز دولت‌مردان نقش دیگری نمی‌توانند داشته باشند.[4]

منابع:
  • [1] . ر.ک: پلورالیزم دینی یا پلورالیزم در دین، سید حسن حسینی، (تهران، سروش، 1382)، ص23ـ24.
  • [2] . فرهنگ و اژه ها، عبدالرسول عبودیت و دیگران، (قم: موسسه اندیشه و فرهنگ دینی، 1381)، ص143.
  • . tolerance - [3]
  • [4] . ر.ک: بازتاب اندیشه، مهر 1381، شماره 31، مفهوم کثرت‌گرایی، همایون نعمت اللهی، به نقل از روزنامه حیات نو، ص68.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS