دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پگاه بى پناهان

No image
پگاه بى پناهان

پگاه بى پناهان

آخوند هرجا مشاهده مى کرد که زورمداران پاى از حدود شرع و عدل بیرون نهاده اند، در حد امکاناتش به جلوگیرى از ظلم آنان مى پرداخت. عاصم (از شعراى مشهور زنجان) مى نویسد:

«این شخص عالیقدر پنجاه سال در مسند شرع نشسته مرافعه و محاکمه مى نمود. نویسنده حدود پانزده سال ریاستش را درک نموده، در ظرف این مدت غیر از تقوا و ترک دنیا و بدون اغماض با احقاق حق به کارهاى مردم رسیدن، چیز دیگرى ندیدم و نشنیدم. شغلش شب ها به عبادت خداى متعال و روزها رسیدگى به امور اهالى و دستگیرى از فقرا، ضعفا و مظلومین برنامه اش بود.[20]»

گروه زیادى از فقرا مستمرى بگیر وى بودند و منبع این کمکها وجوهات شرعى بود که مردم و تجار مى آوردند. اجازه نمى داد وجوه شرعى حتى براى زمانى کوتاه نزدش بماند. گاهى مبالغ مذکور را نزد صاحبانش باقى مى گذاشت و مستمندان را به آنان حواله مى داد.[21]

کوچک ترین اعتنایى به ارباب قدرت نمى نمود.[22] نظام السلطنه مافى از فرمانروایان عصر قاجار که در زنجان املاکى داشت مى نویسد:

«قربانعلى مجتهد اصلا با دیوانیان (کارگزاران حکومت مرکزى) دید و بازدید ندارد.»[23] حشام السلطنه از حکام مقتدر زنجان، هم در روزگار ناصرالدین شاه یادآورد شده است: «آخوند ملاقربانعلى مردى وارسته و مورد توجه عموم مردم بود و ابداً با هیچ حکومتى رفت و آمد نمى کرد.»[24]

حتى هنگام مسافرت ناصرالدین شاه و اقامت و عبور وى از زنجان، حاضر به دیدار با او نشد و به فرستادگان وى پاسخ داد وظیفه من رسیدگى به امور دینى و مسایل مردم است. پادشاه هنگام ترک زنجان، مبلغ قابل توجهى برایش فرستاد، وى آن را به ناصرالدین شاه برگرداند و گفت: من به این پولها نیازى ندارم و بهتر است وجه مذکور را به مستحقین بپردازید.[25] مردم زنجان دیده بودند که چگونه ایشان در دفاع از مظلومان با حاکم مقتدر و خشنى چون علاءالدوله که والى زنجان بود، به مبارزه برخاست و تصرفات غاصبانه او را در ملک دیگران محکوم کرد و به رفع ید از آن حکم داد.[26] او به رئیس نظمیه توصیه کرد: مواظب باش که آه مظلوم از زمین تا عرش خدا را در بر مى گیرد و به نایب آقا عضو عالى رتبه فوج نظامى زنجان پیوسته سفارش مى کرد مراقب باش مبادا به کسى تعدى و اجحاف کنى و همیشه حامى مظلومان باش رحیم داروغه که در میان مردم نفوذى توام با رعب و وحشت داشت و برخى از زندان وى به ستوه آمده بودند شکنجه ها و فشارهاى سیاسى او را نزد ملاقربانعلى زنجانى مورد انتقاد قرار دادند، آن عالم وارسته وى را احضار کرد و تهدید نمود اگر بخواهى در میان مردم هراس ایجاد کنى کمرت را مى شکنم، رحیم داروغه دچار وحشت و نگرانى شدیدى شد و بیهوش گردید.»[27]

حتى عده اى توسعه نفوذ وى را تا حدود کردستان و آذربایجان برشمرده اند.[28] مهدى بامداد مى نویسد:

«بیشتر اهالى زنجان و توابع آن مرید و هواخواه او بوده و برایش کراماتى قائل اند و هرچه مى گفت فوراً دستورش را اجرا مى کردند.»[29]

تهذیب نفس و وارستگى عامل اصلى نفوذ اجتماعى و سیاسى او بود. مردم نیز به محض احساس خطر براى دفاع از جان مرجع تقلید خویش بسیج مى شدند.

یک بار که عظیم زاده اردبیلى (از مشروطه خواهان مشکوک) با تحریک خوانین در زنجان آشوب به پا کرد و آخوند زنجانى به مقابله با وى برخاست، انبوه مقلدین از نقاط گوناگون شهر زنجان و حومه اجتماع کردند تا از جان ایشان حفاظت کنند. مؤلف فرهنگنامه زنجان مى نویسد:

«این وضع چهار ماه دوام داشت و جمع کثیرى از مردم وارد شهر شده بودند تا مبادا درگیرودار مذکور خداى ناکرده خطرى متوجه ایشان گردد.[30]

مهدى خان وزیر همایون کاشى، از سوى قاجارها، حاکم زنجان بود، وى به خاطر حمایت حکومت مرکزى براى تجاوزها و تعدیات خویش هیچ مانعى نمى دید و ملاقربانعلى زنجانى همیشه با وى درگیرى داشت. یک بار چند نفر از زندانیان به آخوند پناهنده شدند. مهدى خان از وى خواست آنها را تحویل دهد. گفت: این ها به من پناه آورده اند و نمى توانم آن ها را تحویلتان دهم. مهدى خان به عده اى از فراشان دستور داد متواریان را به زور از خانه بیرون آورند و آنان چنین کردند. چون مردم از این جسارت مطلع شدند، مصمم گردیدند با بستن بازار و تعطیل کردن کسب و کار، به سوى محل اقامت حاکم یورش آوردند و با نیروهایش به زد و خورد پرداختند.»[31]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS