دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چرا با در بسته مواجه می‌شويم؟

No image
چرا با در بسته مواجه می‌شويم؟

مريم نساج

گاه مىشود درهاى زندگى به رويمان به كلى بسته مى‌شود و دست به هر كارى مي‌زنيم با درهاى بسته روبه‌رو مىگرديم، از هر جا كه حركت مي‌كنيم، بسته است. گاهي خداوند براي امتحان بندگانش سختي قرار داده است اما برخي از سختي‌ها را خود به زندگيمان راه مي‌دهيم، علت آن چيست؟مدت‌ها به دنبال اين علت مي‌گشتم تا به آيه‌اي برخوردم: « (طه/124) و هر كس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت، زندگىِ تنگ [و سختى‌] خواهد داشت، و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى‌‌كنيم. »«ياد خدا» هم دنيا را در پي دارد و هم آخرت، اگر نداشته باشيم زندگي در دنيا سخت خواهد بود. با كلمه «ياد خدا» به ياد آياتي مي‌افتم كه بارها شنيده‌ايم:  آري با ياد خدا دل‌ها آرام مي‌شود. در واقع ياد خدا مايه آرامش جان، تقوا و شهامت است و فراموشي آن مايه اضطراب و ترس و نگراني.

علت فراموشی ياد خدا

از مهم‌ترين علت‌هاي فراموشي خداوند، خود فراموشي است. به قول حافظ آنچه باعث مي‌شود انسان از ذكر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.

ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست

تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز

يعني انساني كه خودش را معيار همه‌چيز قرار داده و همه را براي خودش مي‌خواهد. به همين جهت از حضور خداي متعال، غافل مي‌گردد. براي رهايي از اين مانع بايد به درمان خودبيني بپردازيم تا بتوانيم خداي خود را به‌ياد داشته باشيم. از مهم‌ترين علت‌هاي فراموشي خداوند، خود فراموشي است. به قول حافظ آنچه باعث مي‌شود انسان از ذكر خداوند غافل شود فقط توجه انسان به خودش است.

معنای حقيقی اعراض از خدا در روايات

در روايات اسلامى مى‌ خوانيم كه از امام صادق (ع) پرسيدند منظور از آيه منْ أعْرض عنْ ذِكْرِي فإِنّ لهُ معِيشهً ضنْكاً چيست؟فرمود: اعراض از ولايت امير مومنان (ع) است (تفسير نور الثقلين، ج3، ص 405). آرى آن كس كه الگوى خود را از زندگى على (ع) بگيرد، همان امام وارسته‌ای كه تمام دنيا در نظرش از يك برگ درخت كم ارزش‌تر بود آن چنان به خدا دل ببندد كه جهان در نظرش كوچك شود، او هر كس باشد، زندگى گشاده و وسيعى خواهد داشت، اما آنها كه اين الگوها را فراموش كنند، در هر شرايط گرفتار معيشت ضنك هستند.

مصاديق اعراض از خداوند

ياد خداوند متعال فقط ذكر زباني نيست، آنچه مهم است اينكه ايمان در مرحله عمل هم خود را نشان دهد و به اظهار لفظي بسنده نكند چرا كه اگر انسان فقط به ذكر لفظي اكتفا كند، به پيامد‌هاي ناشي از اعراض ياد خدا، مبتلا خواهد گرديد. از جمله مصاديق عملي مي‌توان اسراف را ياد كرد؛ به اين معنا كه نعمت هاى خداداد مانند چشم و گوش و عقل را در مسير هاى غلط به كار انداختند و اسراف چيزى جز اين نيست كه انسان نعمت را بيهوده بر باد دهد (تفسير نمونه، ج‌13، ص: 332). اگر من با زبان خود دروغ، غيبت، تهمت و... همه را انجام دهم به گونه‌اي از آن چه خداوند به من اعطا نموده در جهت ناپسند استفاده نموده‌ام كه اين خود نمونه‌ای از اعراض از ياد خداوند است. اگر خداوند به من قدرت جسمي يا مالي اعطا نموده و من به واسطه اينها به ديگري ظلم كنم، باز اين هم نمونه‌اي از اعراض خداوند است. با توجه به روايات، مهم اين است كه در مسير ائمه عليهم‌السلام حركت كنيم و آنها را به عنوان الگو قرار دهيم و ببينيم آنها در عمل و رفتار خود چگونه خدا را ياد مي‌كنند. اگر بخواهيم ائمه (ع) را الگو قرار دهيم زندگيمان بايد شبيه آنان شود؛ بايد از ظلم، دروغ، غيبت، خيانت در امانت و... همه به دور باشيم كه اينها همه مصاديقي از اعراض از یاد خداوند است.

پيامد‌های اعراض از ذكر خدا

غفلت از ياد خدا آثار زيانبار و ويرانگري به دنبال دارد كه در زير به برخي از اين اثرات سوء آن، نگاهي خواهيم انداخت:

  1. تنگی معيشت و كوری در قيامت

در آيه 124 سوره طه خداوند می‌فرماید: اگر از ذكر من رويگردان شويد زندگي را برايتان سخت و روز قيامت شما را كور محشور مي‌كنم و در ادامه خداوند علت نابينايي را بيان مي‌كند: « اين به خاطر آن است كه آيات ما به سراغ تو آمد همه را به دست فراموشى سپردى و از مشاهده آن چشم پوشيدى و تو امروز به دست فراموشى سپرده خواهى شد» (قال كذلِك أتتْك آياتُنا فنسِيتها وكذلِك الْيوْم تُنسى) (126، طه) (تفسير نمونه، ج‌13، ص: 327)

  1. همنشينی با شيطان

«و هر كس از ياد [خداى‌] رحمان دل بگرداند، بر او شيطانى مى‌گماريم تا براى وى دمسازى باشد. » (زخرف/ 36)

  1. قساوت قلب

كسي كه به هر دليلي از ذكر و ياد خدا، دوري مي‌كند همچنانكه يكي از فوايد ذكر خدا، بصیرت دل و نورانيتش است در مقابل با دوري از ياد خدا، به قساوت قلب مبتلا مي‌‌گردد، چنانكه به حضرت موسي (ع) وحي گرديد كه‌اي موسي «به درستي كه فراموشي ياد من، قلب‌ها را سخت مي‌گرداند» چرا كه تنها با ياد خدا دل‌ها زنده مي‌شود و مرگ دل‌ها در فراموشي خداست.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS