دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چهار اصل برتر در زندگی

از نظر قرآن مهم ترين اصولي که انسان در فلسفه و سبک زندگي خود در دنيا بايد به آن توجه داشته و اهتمام ورزد، چهارچيز است که عبارتند از :
چهار اصل برتر در زندگی
چهار اصل برتر در زندگی

از نظر قرآن مهم ترين اصولي که انسان در فلسفه و سبک زندگي خود در دنيا بايد به آن توجه داشته و اهتمام ورزد، چهارچيز است که عبارتند از :

  1. پذيرش روز جزا و معاد: پذيرش معاد مهم ترين اصل در اصول اسلام و بنيادي ترين و تأثيرگذارترين آنها است؛ زيرا کسي که روز جزا را باور داشته باشد، همه اصول ديگر توحيدي را نيز پذيرفته است؛ چون پذيرش و ايمان به روز جزا و معاد يعني ايمان به خدا، توحيد، ربوبيت و پروردگاري خدا، عالم غيب، فرشتگان، عدالت خدا، ايمان به رسالت و نبوت پيامبران، ايمان به امامت و رهبري از سوي خدا و مانند آنها؛ به قول معروف چون که صد آمد نود هم پيش ما است. از اين رو پذيرش روز جزا به عنوان فلسفه زندگي، تعيين کننده ترين اصل در سلوک آدمي و سبک زندگي اوست. کسي که به روز جزا باور دارد بر آن است تا کاري کند که درآن روز بتواند پاسخگوي اعمالش باشد و کاري نکند که خشم خداوند را موجب شود؛
  2. نماز: آنچه بيان شد در حوزه نظري و جزم انديشه اي و فلسفه زندگي است که بر اساس هستي شناسي توحيدي و معادباور شکل گرفته است؛ اما در حوزه عمل و عزم عملي و ارادي و سلوک رفتاري مهم ترين کار از نظر قرآن که ستون اسلام است، همان نمازگزاري است که کامل ترين شکل پرستش و نيايش و سپاس و ستايش از خداوند است. از همين رو برترين عبادت و فاصل ميان کفر و ايمان و برترين عامل تقرب به خدا دانسته شده است؛ زيرا با اين کار عبادي که ارتباط کامل با خدا است انسان صفات خداوندي را در خود با تقواي الهي تحقق می‌بخشد؛
  3. انفاق و صدقه: برترين عمل اجرايي و کار نيک در ارتباط با ديگران، پس از نماز، انفاق و صدقات مالي است. کسي که انفاق مي کند به حوزه عمل اجتماعي توجه دارد و برايش ديگران مهم هستند. از همين رو در آيات قرآن پس از عمل عبادي محض نماز بر انفاق به عنوان برترين سلوک و رفتار آدمي تأکيد شده است.(بقره، آيه 3)
  4. پايبندي به حدود و قوانين: چهارمين اصل برتر که در قرآن به آن توجه داده شده، قانونمداري است. اينکه حدود و قوانين الهي را شناخته و آن را مراعات کنند؛ زيرا کسي که باوري به روز جزا نداشته باشد، در هر کار خوب و بد وارد مي شود و هيچ خط قرمزي را نمي شناسد و حدود را مي شکافد و مي درد و به تعبير قرآن اهل فجور مي شود؛ چنانکه اهل شبهه سازي و شبهه‌افکني درباره قيامت دنبال اين کار هستند.(قيامت، آيات 1 تا 5)

خداوند در آيات قرآن به اين اصول چهارگانه توجه مي دهد و از زبان دوزخيان نقل مي کند که اگر به اين چهارگانه از نظر اعتقادي و سلوکي يعني فلسفه و سبک زندگي توجه داشتند، هرگز به دوزخ نمي رفتند. قرآن مي فرمايد: مَا سَلَکَکُمْ فِي سَقَرَ؛ قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّينَ؛ وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِينَ؛ وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ؛ وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ؛ (از دوزخيان مي پرسند) چه رفتاري شما را در آتش سقر دوزخ درآورد؟ گويند: از نمازگزاران نبوديم و بينوايان را غذا نمی‌داديم؛ و پيوسته با اهل باطل همنشين و همصدا بوديم؛ و روز جزا را دروغ مي شمرديم.(مدثر، آيات 42 تا 46) جالب اينکه مسلمانان معتقد به روز جزا و اهل نماز که حدود الهي را مراعات می‌کنند، برترين عمل را انجام انفاق و صدقه دانسته و از خداوند تأخير کوتاهي در اجل مسمي براي انجام اين تنها عمل برتر را خواستار مي شوند: وَاَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ اَنْ يَاْتِيَ اَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا اَخَّرْتَنِي إِلَي اَجَلٍ قَرِيبٍ فَاَصَّدَّقَ وَاَکُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ؛ و از آنچه روزي شما گردانيده ايم انفاق کنيد پيش از آنکه يکي از شما را مرگ فرا رسد و بگويد پروردگارا چرا تا مدتي بيشتر [اجل] مرا به تأخير نينداختي تا صدقه دهم و از نيکوکاران باشم. (منافقون، آيه 10) چون اين آيه خطاب به مؤمنان است که به آنان مي گويد انفاق کنيد همان طوري که نماز مي خوانيد تا هنگام احتضار و مرگ خواهان تأخير مرگ براي انجام صدقه و انفاق نشويد.

 

روزنامه كيهان، شماره 21808 به تاريخ 12/10/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
Powered by TayaCMS