دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چگونه با اهمال‌كاری مبارزه كنيم؟

No image
چگونه با اهمال‌كاری مبارزه كنيم؟

براي تغيير رفتاري مثل اهمال كاري فقط بايد زياد كار كرد، چرا كه مشكل فرار از كار را فقط مي‌توان با بيشتر كار كردن حل كرد، البته در اين مورد بايد برنامه اجرايي هم داشت. يكي از خصلت‌هاي بدي كه ممكن است هر انساني گرفتار آن شود اهمال كاري است. اهمال‌كاري معنايش به تعويق انداختن كارهاست و در نتيجه فرد كارها را به زمان نامعلومي در آينده موكول مي‌كند. البته اهمال كاري مي‌تواند درجات مختلفي از كم تا حاد داشته باشد.

كمال‌طلبی

ما تمايلي به شروع يا تمام كردن كارها نداريم، زيرا فكر مي‌كنيم ممكن است به اهداف بلند خود به طور تمام و كمال دست نيابيم. بنابراين ممكن است توجيهاتي براي عملكرد ناقص خود پيدا كنيم تا دچار محكوم كردن خود نشويم.

رؤيا ديدن

ما به ابهام و عدم واقعيت، گرايش داريم. از خيال‌پردازي براي فرار از الگوي يكنواخت و ظاهراً غير قابل تغيير زندگي خود استفاده مي‌كنيم.

نگرانی

مي‌ترسيم اوضاع بد شود و مشكلات ما را مستاصل كنند، بنابراين ريسك نمي‌كنيم يا دست به هيچ تغييري نمي‌زنيم و به توانايي خود در تصميم يا تحمل ناراحتي‌ها اعتمادي نداريم.

بحران‌سازی

مي گوييم تا ثانيه‌هاي آخر، نمي‌توانيم اشتياقي داشته باشيم يا مي‌گوييم فقط در ثانيه‌هاي آخرمي توانيم به بهترين نحو عمل كنيم و بدين‌ترتيب دوست داريم از خود شجاعت نشان دهيم. هيجان باعث افزايش ترشح آدرنالين مي‌شود. معمولاً تظاهر مي‌كنيم كه اصلاً تحمل نداريم حوصله‌مان سر مي‌رود يا گاهي اميدواريم كاري كه بايد انجام دهيم، به‌طور معجزه‌آسايي رفع شود يا كسي پيدا شود و به ما كمك كند يا خودش آن را انجام دهد.

پرخاشگری

نسبت به پيشنهادها يا دستورات ديگران حالتي تهاجمي و مشاجره‌آميز داريم، زيرا فكر مي‌كنيم به ما ديكته مي‌شود يا ديگران مي‌كوشند بر ما تسلط پيدا كنند يا حالتي غير فعال و پرخاشگر داريم و وقتي بله مي‌گوييم، منظورمان نه است تا بدين‌ترتيب بطور غير مستقيم از فردي انتقام بگيريم، زيرا اصلاً تمايلي به بيان احساسات واقعي خود نداريم و شايد هم از اين كار مي‌ترسيم.

پركاری

مدام كار مي‌كنيم و اغلب براي خود كار مي‌تراشيم، اما به مسائل مهمي كه بايد به آنها پرداخته شود فكر نمي‌كنيم. مثلاً تصميم‌گيري درباره اينكه اهداف و ارزش‌هاي اصلي ما در زندگي كدامند. نمي‌توانيم نه بگوييم و كار را به ديگران واگذار كنيم. وقتي از افراد مي‌پرسيم اگر كاري را كه از آن مي‌پرهيزند، تمام كنند، چه احساسي به آنها دست مي‌دهد، اغلب مي‌گويند خيلي خوب! سؤال بعدي اين است كه چرا با اجتناب از آن كار، اين احساس خوب را از خود دريغ مي‌داريم. اگر پيش بيني مي‌كنيم كه احساس خوبي خواهيم داشت به اين معني نيست كه ناگهان اشتياق لازم براي انجام كار را به دست آورده‌ايم. هنوز مرحله سختي هست كه مانع شروع كار مي‌شود و بايد از آن بگذريم. براي كشف اينكه چه عاملي جلوی ما را مي‌گيرد، بايد اين مرحله سخت را بررسي كنيم. مثلاً شايد احساس مي‌كنيم آن كار ما را مستاصل كرده است بنابراين تمايلي به ادامه آن نداريم، ادامه در حدي كه ديگر احساس كنيم، آنچه انجام مي‌دهيم، تحت كنترل ماست. آشكارترين راه ‌حل براي مقابله با اهمال كاري احتمالاً برنامه اجرايي است. مثلاً برنامه مديريت زمان تا بهره وري شخصي زيادتر شود. با اين حال ما موافق اين نيستيم، اهمال‌كاري روي ستون مشكلات عاطفي استوار است. وقتي از نظر عاطفي ناراحت هستيم، حل مشكلات عيني ما هم معمولاً عالي نيست، يا آرام كردن مشكلات عيني قبل از مشكلات عاطفي معمولاً باعث مي‌شود افراد انگيزه خود را براي حل مشكلات عاطفي از دست بدهند و با وجود احساس راحتي بيشتر، بازهم نگران باشند. بنابراين براي مبارزه با اهمال‌كاري معمولاً روشي با در نظر گرفتن دو جنبه پيشنهاد مي‌شود؛ اول به جنبه‌هاي عاطفي آن بپردازيم و بعد با جنبه‌هاي عيني آن مقابله كنيم. در نتيجه براي تغيير يك الگوي رفتاري مثل اهمال‌كاري نياز به كار و معمولاً كار زياد است. گرچه ممكن است طنز آميز به نظر برسد، اما مشكل فرار از كار را فقط مي‌توان با بيشتر كار كردن حل كرد و اين مورد، شامل كشف و مقابله جدي با افكار بيهوده و عقايدي است كه تأكيد دارند، كار به هر دليلي بسيار مشكل است. با ايجاد رشد و تحول در طرز فكر و نگرش ضد تنبلي، هرآنچه به نظر غير قابل تحمل باشد، عاقبت تحمل‌پذير مي‌شود.

ضرورت پیروی از حقیقت

انسان وقتی حقیقت را فهمید، باید از آن پیروی کند و نباید با ارعاب و تهدید دیگران و نفوذ مقام این و آن، حقیقت را نادیده بگیرد. (بقره 75) (پس ای مؤمنان!) آیا انتظار دارید (که یهودیان سرسخت)، به (دین) شما ایمان بیاورند؟ در حالی که عده‌ای از آنان، سخنان خدا را می‌شنیدند و پس از فهمیدنش، آن را تحریف می‌کردند با آنکه (حقّ را) می‌دانستند. این آیه به مسلمانان می‌گوید: اگر می‌بینید یهودیان تسلیم بیانات زنده قرآن و اعجاز پیامبر اسلام(ص) نمی‌شوند نگران نباشید، این‌ها فرزندان همان کسانی هستند که به عنوان برگزیدگان قوم همراه موسی به کوه طور رفتند و سخنان خدا را شنیدند و دستورهای او را درک کردند و هنگام بازگشت، آن را تحریف نمودند. البته از جمله «وَ قَدْ کانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ...» چنین استفاده می‌شود که همه آنها تحریفگر نبودند بلکه این تنها کار گروهی بوده که شاید اکثریت را تشکیل می‌دادند. در «اسباب النزول» آمده است که گروهی از یهود هنگامی که از طور باز گشتند به مردم گفتند: «ما شنیدیم که خداوند به موسی دستور داد فرمان‌های مرا در آنجا که می‌توانید انجام دهید، و آنجا که نمی‌توانید ترک کنید»! و این نخستین تحریف بود. به هر حال انتظار می‌رفت که قوم یهود پیش از دیگران با ندای اسلام لبیک گویند چرا که آنها اهل کتاب بودند (به خلاف مشرکان) بعلاوه صفات پیامبر(ص) را نیز در کتاب‌های خود خوانده بودند ولی قرآن می‌گوید: با سابقه بدی که آن‌ها دارند انتظار شما مورد ندارد، چرا که گاهی صفات و روحیات انحرافی یک جمعیت، سبب می‌شود که با تمام نزدیکی به حق از آن دور گردند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟

پر بازدیدترین ها

 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
بررسی توحيد در نهج البلاغه

بررسی توحيد در نهج البلاغه

بدان كه استواران در علم آن كسانى هستند كه اقرار به مجموع آن چه در پس ‍ پرده غيبت است و تفسيرش را نمى دانند، آنان را از اين كه بخواهند به زور از درهايى كه جلو عوالم غيب زده شده است وارد شوند بى نياز كرده است. پس خداوند بزرگ اعتراف آنان را به ناتوانى از رسيدن به آن چه در حيطه دانششان نيست ستود و خود دارى آنان را از غور كردن در آن چه به بحث و جستجو از كنه آن مكلف نشده اند استوارى در علم ناميده
 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

توحيد و خداشناسى در نهج البلاغه

اوست خدايي كه با همه وسعتي كه رحمتش دارد كيفرش بر دشمنان سخت است و با سختگيري كه دارد رحمتش همه دوستان را فراگرفته است هركس كه با او به مبارزه برخيزد بر او غلبه مي كند هركس دشمني ورزد هلاكش مي سازد هركس با او كينه و دشمني ورزد تيره روزش كند و بر دشمنانش پيروز است هركس به او توكل نمايد او را كفايت كند .
Powered by TayaCMS