27 دی 1395, 8:33
قدرت بيان و سخن گفتن هم در ترقي و كمال و شادي انسان موثر است و هم در سقوط و تباهي و غم واندوه او اثر دارد و اهميت سخن در زندگي انسان آن قدر زياد است كه خداوند حكيم در سوره الرحمن بعد از مساله آفرينش انسان، از نعمت بيان سخن گفته است. از جمله نعمتهاي ارزشمند كه آفريدگار جهان به انسان عطا كرده ومايه اصلي آن را با سرشت بشر درهم آميخته، قدرت بيان است. نعمت سخن گفتن، عامل مهمي در تكامل انسان است. اهميت سخن در زندگي انسان آن قدر زياد است كه خداوند حكيم بعد از مساله آفرينش انسان، از نعمت بيان سخن گفته است. خداوند در سوره الرحمن ميفرمايد: خداوند رحمان، قرآن را تعليم داد، انسان را آفريد و به او بيان آموخت. انسان با قدرت بيان و به وسيله آن، معلوماتي را كه اندوخته ظاهر ميسازد وتفكر خود را به ديگران منتقل ميكند. از اين رو ميتوان گفت سخن مانند پلي است كه مغزهاي جدا از يكديگر را به هم پيوند ميزند و افراد از طريق آن ميتوانند موجب خوشحالي يا غمگيني همديگر شوند. از امام سجاد (ع) پرسيدند: از سخن و سكوت كدام يك بر ديگري برتري دارد؟ فرمودند: براي هر يك آفتهايي است، ولي اگر از آفت مصون و سالم باشند، سخن افضل و برتر است، زيرا خداوند هيچ يك از پيامبرانش را به سكوت مبعوث نكرده است، بلكه آنان ماموريت داشتند كه با مردم سخن بگويند و با بيان خود آنان را به صلاح و رستگاري دعوت كنند و نيز هيچ كس با سكوت مستحق بهشت نميشود و از عذاب دوزخ مصون نميماند. نيل به رحمت الهي و نجات از عذاب او در پرتو سخن گفتن است. من هرگز ماه را نظير آفتاب قرار نميدهم. شما خود فضل سكوت را با سخن توصيف ميكني، در حالي كه هرگز فضل سخن را با سكوت نميتوان توصيف كرد (1). روشن است كه سخن، هم در ترقي و كمال و شادي انسان موثر است و هم در سقوط و تباهي و غم واندوه او اثر دارد. بستگي به اين دارد كه تا چه حد و اندازهاي از هنر سخن گفتن برخوردار باشيم. شيوه سخن گفتن نه تنها معرف شخصيت افراد است، بلكه با توجه به آن به ميزان دانش و تحصيلات طرف مقابل پي ميبريم. كسي كه از هنر سخنوري آگاه است و با كاربرد درست كلمات و عبارات آشنايي دارد، قادر به گشودن هر در بستهاي است و از هر مهلكهاي رهايي مييابد. عبوسترين و خشمگينترين چهرهها را باز كرده و خنده برلبانشان جاري ميسازد و بدين وسيله شادي را برخود و ديگران عرضه ميكند. چنان كه حضرت علي (ع) فرمودهاند: جمال مرد به فصاحت اوست. برجستهترين سياستمداران دنيا همواره بزرگترين سخنوران نيز بودهاند. منظور از سخن گفتن سخنراني كردن نيست، بلكه خوب حرف زدن و انتخاب كلمات و مطالب مناسب و بجاست كه ميتواند موجب برقراري رابطه مطلوب باشد. امروزه در دنياي اقتصاد و سياست و خانواده مذاكره امري مهم تلقي ميشود، زيرا مناسبترين و سريعترين راهحلهاست. از طريق مذاكره ميتوانيم به سوءتفاهماتي كه عامل و منشأ اختلافاند خاتمه دهيم. افراد به هنگام گفتوگو اطلاعات لازم را در اختيار يكديگر قرارمي دهند و در جريان كم و كيف نطريات هم قرار ميگيرند كه نتيجه آن آگاهي از خواستههاي طرفين، دستيابي به راهحل عقلاني و منطقي و نهايتا برقراري تفاهم نسبي است. مذاكره پديدهاي نوظهور نيست كه بخواهيم آن را توضيح دهيم. ما در تمام لحظات و دقايق زندگي خود با اين امر مهم سر وكار داريم. افرادي كه شيوه صحيح گفتوگو با ديگران را رعايت نكنند، كمتر موفق به حل گرفتاريهاي فيمابين ميشوند.
ما بدون تسلط بر خود نميتوانيم بر دیگران اثر بگذاریم. هر كلمه كه از دهان بيرون آيد مرهمي است كه به زخمي ميرسد يا خنجري است كه دلي را ميشكافد يا نسيمي است كه درياي احساسات را به تلاطم در ميآورد، پس پيش از گفتن، تامل كنيم و خوشخو، فروتن، مودب، بذله گو، نكته سنج و شيرين سخن باشيم. هميشه لبخند بر لب داشته باشيم، هنگام سخن گفتن راحت و آرام بوده و از كلمات ساده و قابل فهم استفاده كنيم. سطح دانش ومعلومات شنونده را مد نظر قرار دهيم. مستقيما به چشمان كسي كه طرف صحبت ماست بنگريم تا به اين شكل بتوانيم از قواي تماس چشمي برخوردار باشيم. توجه طرف گفتوگو را به موضوع صحبت جلب كنيم و ذهن او را از مسائل و اتفاقات خارج از جلسه دور سازيم. چنان كه حضرت علي (ع) ميفرمايند: بينديش، سپس سخن بگو تا از لغزشها در امان باشي (2). سخن بايد همراه با ادب اسلامي باشد، ادب يعني انجام عمل مشروع اختياري، توام با ظرافت و زيبايي. سخن گفتن با اين ويژگي بهطور يقين موجب شادي طرفين خواهد شد. همچنين سخن بايد راست و همراه با عمل باشد، اگر سخني را عمل تصديق كند، اثر آن چندين برابر خواهد شد. لذا سخن راست همراه با عمل، خرسندي و شادي در پي خواهد داشت.
سخن زيبا مال و ثروت را زياد ميكند، روزي را افزايش ميدهد، مرگ را به تاخير مياندازد، آدمي را محبوب ميسازد و او را وارد بهشت ميکند (3). سخن خوش دوستان انسان را زياد ميكند و دشمنان را اندك (4). سخن زيبا شادي ميآفريند، خنده برلب مي آورد و جذابيت انسان را بيشتر ميكند، درنتيجه راه رسيدن به اهداف را هموار و هزينه آن را كم مي كند.
يكى از موانع جدى تواضع، روحيه خود برتر بينى و تكبر است. كسى كه خود را برتر از ديگران مى بيند نمى تواند در برابر آنان، فروتنى كند. با توجه به قاعده « موضوعات با ضد خود شناخته مىشوند»، شايسته است اين صفت رذيله را بهطور مختصر بررسى كنيم .
امام صادق (ع) كبر را چنين تفسير مى كند: كبر يعنى اينكه آدمى مردم را با ديده پستى و حقارت نگاه كند و حق را خوار بشمارد.
بعضى از علماى اخلاق، بين كبر و تكبر فرق گذاشته و گفتهاند: اگر حالت بزرگ منشى و برتربينى در انسان بروز كند؛ يعنى خود را در اعضا و جوارح نشان دهد، به آن تكبر مى گويند؛ اما اگر اين حالت ظاهر نشود و به صورت صفت نفسانى در باطن بماند، به آن كبر گفته مى شود.
بين تكبر و خودپسندى تفاوت است. خودپسندى يا عجب، احتياج به طرف مقابل ندارد؛ يعنى اگر شخص به تنهايى باشد، متصور است كه خودبين و خودپسند باشد؛ در حالى كه در تكبر، طرف لازم است و كافى نيست كه انسان خود را بزرگ بداند، زيرا چه بسا كسى خود را بزرگ مى شمارد ولى ديگرى را بزرگتر از خود يا مثل خود مى پندارد. در اين صورت، شخص مذكور تكبر نورزيده است، ولى خودپسند است. پس در هر خودپسندى، تكبر نيست، اما در هر تكبرى، خودپسندى هست.
تكبر و عزت نفس نيز تفاوت دارند. تكبر، يك خوى ناپسند و عزت، يك صفت پسنديده محسوب مى شود. در تكبر، خصلت خود برتربينى و تحقير ديگران ديده مى شود كه بار منفى دارد، اما عزت به معناى نفى ذلت و خوارى و حفظ وقار و كرامت انسانى است كه هرگز با تواضع و فروتنى منافات ندارد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان