دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دعا؛ عامل نزول بركات الهی

No image
دعا؛ عامل نزول بركات الهی

نويسنده: حسن خداشاهی

دعا يک فرصت و دريچه اي براي توجه و ارتباط با منبع فيض عالم هستي، و بيان خواسته ها و نيازهاي حقيقي و واقعي انسان است. اين مفهوم والاو درخشان از جايگاه برجسته اي در تعاليم اسلامي برخوردار است. بطوريکه پيامبر رحمت و مهرباني ها درباره آن فرمودند: «دعا روح و جان عبادت است». اما مفهوم حقيقي دعا چيست؟ آيا با سعي و تلاش انسان منافات دارد! خداي متعال مصالح ما را بهتر از ما مي داند پس چرا بايد دست به دعا برداريم؟ آيا دعا مخالف با مقام رضا است؟ اينها مسائلي است که نوشتار پيش رو به تبيين آنها پرداخته است.

    ***

انسان ها تنها اميدشان به فضل و رحمت خداوند بايد باشد. چنانكه مي فرمايد: «بخوانيد مرا تا اجابتتان كنم» يعني حوائج مشروعه خود را تنها از خداوند منّان بخواهيد.

اما اين بدين معنا نيست كه دست از كار و تلاش بكشيم و فقط دست به دعا برداريم، بلكه در عين حال كه توكّل و اميدمان به خداست و از او مدد مي جوئيم بايد تمام تلاش خود را به كار ببنديم؛ چون اين عالم، عالم اسباب است و هر كاري بايد از راه خود انجام پذيرد. اما اينكه درخواست از خداوند مي شود چون زمام تمام امور و كارها در دست پروردگار متعال است. انسان و ابزار كارهاي زندگانيش، وسيله اي بيش نيستند. اگر او بخواهد اسباب و وسايل حيات در زندگي به انسان سود خواهند داد و اگر او نخواهد هيچكدام از وسايل حيات دنيوي خيري به انسان نخواهد رساند. چنانكه در دعا مي خوانيم (يا مَنْ ازمّةُ الاُمُورِ كُلِّها بِيَدِكَ) اي كسي كه زمام تمام امور در دست توست. (محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج 83، ص 318)

البته بايد توجه نمود كه حقيقت دعا، همان خواندن و توجه به خداست، كه در عربي با عبارتي همچون (يا الله، اللهم و ...) و در فارسي با (اي خدا، خدايا و...) انجام مي شود و لذا دعا در اصل به معناي گدائي از خدا نيست اگرچه گدائي يکي از موارد دعا مي باشد، نه حقيقت آن. زيرا معناي اصلي آن خداجوئي و خداخواهي است و از همين جهت پيامبر خدا دعا را مغز و حقيقت عبادت و پرستش ناميده اند.

قال رسول الله*(الدُّعَا مُخُّ الْعِبَادَةِ) دعا روح و جان عبادت است. (محمد محمدي ري شهري، ميزان الحکمة، حديث 5737)

  1. دعا منافاتي با سعي و تلاش انسان ها ندارد

بعضي که حقيقت و روح دعا و اثرات تربيتي و رواني آن را نشناخته اند، گفته اند:

دعا عامل تخدير است، چون مردم را به جاي فعاليت و کوشش و استفاده از وسائل پيشرفت و پيروزي، به سراغ دعا مي فرستد و به آنها تعليم مي دهد که به جاي همه اين تلاش ها، دعا کنند.

اينان معني دعا را نفهميده اند، زيرا دعا اين نيست که از وسائل و علل طبيعي دست بکشيم و به جاي آن دست به دعا برداريم. چون اين عالم، عالم اسباب است و قرار است كه امور دنيوي با اسباب طبيعي آن انجام شود. چنانكه قرآن مي فرمايد:

(و ‌قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدْراً) خدا براي هر چيزي اندازه‌اي قرار داده است. (طلاق 3)

و اين سنّت الهي نيز تغييرناپذير است.

 (فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْديلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْويلاً)

براي سنّت الهي تغييري نخواهي ديد و هرگز سنّت پروردگار دگرگون نخواهد شد. (فاطر 43)

ايزد يكتا نخواست كار جهان را

در جريان جز بدستياري اسباب

آب نجوشد اگر نتابد آتش

سيم ننالد اگر نباشد مِضراب

 (اديب الممالك فراهاني: ديوان اشعار، قصيده)

بلکه مقصود اين است که در عين حال كه از خداوند درخواست داريم بايد نهايت کوشش خود را در استفاده از همه وسائل موجود به کار ببنديم، و آنجا که دست کوتاه شد و به بن بست خورديم با توجّه و تکيه بر خداوند روح اميد و حرکت را در خود زنده کنيم، و از کمک هاي بي دريغ آن مبداء بزرگ مدد بگيريم. بنابراين دعا، عاملي به جاي عوامل طبيعي نيست و اگر انسان دعا را جانشين تلاش و کوشش کند قطعاً مستجاب نخواهد شد.

به همين دليل در حديثي از امام صادق(ع) مي خوانيم:

چهار گروهند که دعاي آنها مستجاب نمي شود: (اول:)کسي که در خانه نشسته و مي گويد: خداوندا! مرا روزي ده، به او گفته مي شود: آيا به تو دستور تلاش و کوشش ندادم؟

بقدر جستجو روزي بدست آيد، زپا منشين

كه رزق مور با آن ناتواني در قدم باشد

(صائب تبريزي: ديوان اشعار / غزل 692)

... و(دوم:) کسي که همسري دارد (که دائماً او را ناراحت مي کند) و او دعا مي کند که از دستش خلاص شود، به او گفته مي شود: مگر حقّ طلاق را به تو ندادم؟ و (سوم:)کسي که اموالي داشته و آن را بيهوده تلف کرده، مي گويد: خداوندا به من روزي مرحمت کن، امّا به او گفته مي شود: مگر دستور اقتصاد و ميانه روي، به تو ندادم؟ مگر دستور اصلاح مال به تو ندادم؟...

اِسراف و بُخل هر دو قَبيحَند و اقتصاد

باشد باتفاق پسنديده از رجال

كز اقتصاد مال و شرف باقيند ليك

اِمساك خَصم فخر شد اسراف خَصم مال

(اديب الممالك فراهاني: ديوان اشعار / قصيده)

...و (چهارم:)کسي که مالي داشته و بدون شاهد و گواه به ديگري وام داده، (امّا وام گيرنده مُنکِر شده، او دعا مي کند خداوندا قلبش را نرم کن، و وادار به اداء دين فرما) به او گفته مي شود: مگر به تو دستور ندادم که به هنگام وام دادن شاهد و گواه بگير؟). (ملامحسن فيض کاشاني، وسائل‌الشيعة: ج 7 / ص 124 / باب كراهة الدعاء للرزق ممن افسد)

روشن است كه در تمام اين موارد چون انسان تلاش و تدبير لازم را به خرج نداده گرفتار پيامدهاي آن شده، و در برابر اين تقصير و کوتاهي و ترک تلاش، دعاي او مستجاب نخواهد شد.

بنابراين دعا طبق روايات اسلامي آن است كه انسان آنچه در توان دارد انجام دهد، و بقيّه را از خدا بخواهد.

حضرت موسي بن عمران(ع) مريض شد. بني اسرائيل به عيادتش آمدند، بيماري او را تشخيص داده و گفتند: اگر بوسيله فلان گياه خود را معالجه كني بهبودي خواهي يافت.

 (قَالَ لااَتَدَاوِي حَتَّي يُعَافِينِي اللهُ مِنْ غَيْرِ دَوَاءٍ)

گفت: دارو استعمال نخواهم كرد تا خداوند بدون دوا مرا شِفا عنايت كند.

مدتي مريض بود. به او وحي شد كه به عزّت و جلالم سوگند شِفايت نمي دهم، مگر اين كه

آنها را خواست و گفت: همان دارو را بياوريد تا استفاده كنم. طولي نكشيد كه بهبودي يافت. حضرت موسي(ع) از اينكه ابتدا چنين گفته بود در دل بيمناك بود . خطاب رسيد:

موسي خيال داري با توكّل خود حكمت و اسرار خلقت مرا از بين ببري، بجز من چه كسي در ريشه گياه ها اين فوائد با ارزش را قرار داده است؟ (محمدمهدي نراقي، جامع السعادات: ج 3، ص 277)

آري! به ظاهر ما درد خود را با دارو علاج مي كنيم امّا در واقع درمان از جانب خداست و دارو وسيله اي بيش نيست چون آفريننده آن و عطا كننده آن فوائد، تنها ذات اقدس باري تعالي است؛ پس در واقع درمان از خداوند است.

شخصي با هيجان و اضطراب، به حضور امام صادق(ع) آمد و گفت: درباره من دعايي بفرماييد تا خداوند به من وسعت رزقي بدهد كه خيلي فقير و تنگدستم.

امام(ع) فرمودند: هرگز دعا نمي كنم. گفت: چرا دعا نمي كنيد؟

فرمودند: براي اينكه خداوند راهي براي اين كار معيّن كرده است؛ خداوند امر كرده كه روزي را پي جويي كنيد و طلب نماييد. امّا تو مي خواهي در خانه خود بنشيني و با دعا روزي را به خانه خود بكشاني ! (مرتضي مطهري، داستان راستان)

راه روزي كسب و رنج است و تَعَب

هر كسي را پيشه اي داد و طلب

اُطلبُوا الاَرزاقَ في اَسبابِها

اُدخُلُوا الاَوطانَ مِن اَبوابِها

(جلال الدين محمد مولوي، مثنوي معنوي)

بنابراين قرار نيست که با چند جمله از خدا خواستن خداوند سنّت خودش را تغيير بدهد؛ از طرفي خداوند متعال قسمت اعظم از روزي را در تلاش قرار داده است، پس كساني كه بدون تلاش و از غير مسيرش روزي را پي جوئي كنند در واقع از حدود الهي تعدّي و تجاوز نمودند، كه قرآن كريم مي فرمايد: خداوند معتدين و تجاوزکاران از حدود الهي را دوست ندارد.

(وَ لاتَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لايُحِبُّ الْمُعْتَدينَ)

و از حدّ تجاوز ننماييد، كه خداوند متجاوزين را دوست نمي‌دارد. (مائده 87)

  1. فضولی يا ايجاد استعداد

برخي از افراد ظاهربين مي گويند: خداوند متعال به ما محبّت دارد و مصالح ما را بهتر از خود ما مي داند پس چرا ما هر ساعت مطابق دلخواه خود از او چيزي بخواهيم؟! اين عمل ما يك نوع فضولي در كار خداوند است.

علاوه بر اين در دعاي ماه رجب - که خواندن آن پس از هر نمازي مستحب است- مي خوانيم:

اي خدائي که به دعاکنندگان و به کساني که دعا نمي کنند، به عارفان و به کساني که تو را نمي شناسند، عطا مي کني و نعمت مي دهي. (شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان: اعمال ماه رجب)

بر اساس اين قسمت از دعاي ماه رجب، خداوند به همه انسانها - چه کساني که خداشناس باشند و چه نباشند، چه کساني که دعا کنند و چه نکنند- نعمت عطا مي کند، بنابراين چه نيازي به دعا و توسّل است؟

اين افراد بايد بدانند كه فيض برکات خداوند اقسام و انواعي دارد: بخشي از آن را خداوند به همه انسان ها عطا مي کند، همانند باران که در هنگام نزول کافر و مومن، عارف و غيرعارف و ... همه از آن بهره مند مي شوند؛ و اين بدليل وسعت رحمت پروردگار است، چنانكه قرآن كريم مي فرمايد:

(رَحْمَتي‌ وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‌ء) رحمت من در برگيرنده تمامي موجودات است. (الاعراف 156)

آري چو خَصم از مُلك او كند سوال

ننگ آيدش ز فَرط عطا گفتِ لاو لن

(قاآني، ديوان اشعارقاآني: قصيده)

بخش ديگر آن، برکاتي است که تنها به اهل معرفت عطا مي شود و غير مومن مشمول آن نمي گردد. (إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَريبٌ مِنَ الْمُحْسِنينَ) كه البته رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است. (اعراف 56)

و بخش سوّم، نعمتهايي است که تنها دعاکنندگان از آن بهره مي برند.

در روايتي از امام صادق(ع) آمده است كه «مقاماتي نزد خداوند است و راه وصول به آن تنها دعاست.» آن حضرت مي فرمايد: نزد خدا مقامي است كه جز با دعا و تقاضا نمي‌توان به آن رسيد، و اگر بنده‌اي دهان خود را از دعا فرو بندد و چيزي تقاضا نكند به او داده نخواهد شد، پس اي ميسِّر از خدا بخواه تا به تو عطا شود، چرا كه هر دري را بكوبيد و اصرار كنيد سرانجام گشوده خواهد شد. (محمد بن يعقوب کليني، كافي، ج2، ص466)

بنابراين آنها که مي گويند دعا فضولي در کار خداست! و خدا هر چه مصلحت باشد انجام مي دهد؛ توجّه ندارند که مواهب الهي بر حسب استعدادها و لياقتها تقسيم مي شود، هر قدر استعداد و شايستگي بيشتر باشد سهم بيشتري از آن مواهب نصيب انسان مي گردد.

برخي نيز مي گويند دعا مخالف با مقام رضا است و از دعاي شما معلوم مي شود كه شما به آنچه خدا داده راضي نيستي كه با دعا درخواست تغيير آن را داريد.

اين دسته از افراد كاسه داغتر از آشند؛ چرا كه خود خداوند به ما تعليم داده كه دعا كنيم چنانكه در سوره مباركه حَمد كه روزي حداقل ده مرتبه در نماز مي خوانيم مي گوئيم: (إهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمِ)

خدايا ما را به راه راست هدايت فرما. (الفاتحة 5)

ولي اين افراد كه در واقع فلسفه دعا را درك نكردند مي گويند: دعا نكنيد!؟

بنابراين با وجود اين همه دليل، ديگر دعا نمودن دخالت در كار خداوند محسوب نمي شود و همچنين مخالف با مقام رضا نيست؛ بلكه ايجاد استعداد و ظرفيّت جهت دريافت مواهب الهي است، و علاوه بر آن خود خداوند دستور به دعا داده است.

شيطان بعد از اينكه از دستور خداوند مبني بر سجده كردن بر آدم(ع) سر پيچي نمود، گفت: پروردگارا مرا از سجده كردن بر آدم معاف دار، در عوض من سجده اي برايت انجام دهم كه تا به حال كسي انجام نداده و نخواهد داد.

خداوند فرمود: من دوست دارم آنگونه كه مي خواهم عبادت شوم نه آنطور كه تو مي خواهي!

حال خود خداوند به ما مي گويد: ادْعُوني‌ اَسْتَجِبْ لَكُمْ مرا بخوانيد تا براي شما اجابت كنم. ولي ما بگوئيم نه، دعا مخالف با مقام رضا است!

  1. فطرت دعاگو

يکي از فضائل بزرگ براي انسان، دعا و راز و نياز با خداست، كه از عمق جان آدمي سرچشمه مي گيرد. بنابراين گفتن «يا الله، يا الله» و «يا ربّ يا ربّ» و بالاخره خواستن حاجت، اگرچه سفارش شده كه به زبان بياوريد و ثواب زيادي هم دارد؛ امّا دعاي واقعي، يک رابطه اي است بين بنده و خدا، که اين رابطه از عمق جان سرچشمه مي گيرد و جزء فطرت انسان است.

انسان اگرچه خدا را قبول نداشته باشد، منتها وقتي در بن بست ها واقع مي شود بطور ناخودآگاه خدا را مي خواند. كه آيه قرآن به آن اشاره دارد:

( فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَي الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُون)

و هنگامي كه بر كشتي سوار مي‌شوند، خدا را پاكدلانه مي‌خوانند، و [لي‌] چون به سوي خشكي رساند و نجاتشان داد، بناگاه شرك مي‌ورزند. (العنكبوت 65)

به ورطه اي كه اميدت بريد از همه جا

ببين به كيست اميدت بدان كه اوست خدا

مشرکان و کفّار وقتي در بن بست واقع مي شوند، تمام همّ و غمشان به يک مبداء است، يعني مي گويد خدا يکي است و او را مُستجمِع تمام کمالات در مي يابند، لذا از خدا حاجتش را مي خواهد، با خدا حرف مي زند، معلوم مي شود يک چيزي را يافته که شنواست، عالم و قادر و رئوف است و واقعاً «ربّ» است.

در بلاياري مخواه از هيچكس

(عطار نيشابوري: مجموعه آثار، مثنوي)

اينكه انسان در هنگام بروز مشكلات، دعاگو مي شود، حاكي از آن است كه آدمي فطرتاً خداجو و خداياب است و برآورده شدن حوائجش را از او مي خواهد. منتها متاع دنيوي او را از ياد خدا غافل نموده كه باعث شده فطرت پاكش را غبار غفلت بگيرد.

غفلت از خود دور كن اي مرد دل

پاي بيرون كش از اين ميدان گِل

ترك دنيا كن تو اينجا بي وفا

تا شود ظاهر تو را اسرارها

 (فريدالدّين عطار نيشابوري، لسان الغيب)

صد و بيست و چهار هزار پيامبر(عليهم السلام) آمدند جهت اينکه فطرت را بيدار نگه دارند.

پيامبران الهي آمدند تا انسان هميشه خود را در محضر خدا بداند و برايش خَلوت و جَلوت نداشته باشد، برايش در تنهائي و در ميان مردم، فرقي نداشته باشد. و بالاخره در هر حال او «ياربّ ياربّ» بگويد.

شخصي به امام صادق(ع) عرض كرد: اي فرزند رسول خدا*، خدا را به من معرفي كن؛ زيرا اهل مُجادِله با من سخن بسيار گفته اند و مرا سرگردان كرده اند.

حضرت(ع) فرمود: آيا تا كنون سوار بر كشتي شده اي؟

گفت: آري.

حضرت(ع) فرمود: برايت اتفاق افتاده كه كشتي دچار سانحه شود و در آنجا نه كشتي ديگري و نه شناگري باشد، كه تو را نجات دهد؟

گفت: آري.

حضرت(ع) فرمود: آيا در آن هنگام احساس نمودي كه هم اكنون نيز قدرتي هست كه مي تواند تو را از آن وَرطه هولناك نجات دهد؟

گفت: آري.

حضرت(ع) فرمود: همان خداست كه مي تواند تو را نجات دهد آنجا كه نجات دهنده اي نيست؛ و به فريادت مي رسد آنجائي كه فريادرسي نيست. (محمد باقر مجلسي، بحار الانوار: ج 3 ص 37)

خداوندي كه بي قَرن و عَديل است

وجود او نه محتاج دليل است

اگر اُفتي به دام ابتلائي

به جز او از كه مي جوئي رهائي

در کلّ وقتي انسان در بن بست واقع مي شود، ديگر همه چيز فراموش مي شود، علم و غرور علمي، قدرت و تمکّن مالي، ديگر نمي تواند کارگشا باشد. ناگهان فطرت بيدار مي شود. مي بيند يک چيز برايش مي تواند کار بکند و آن خداوند جلّ جلاله است. لذا بطور ناخودآگاه اشک مي ريزد و بطور خودکار زبان به گفتن «ياربّ ياربّ» بلند مي كند.

شهيد بزرگوار شيخ عبداللّه ميثمي نماينده امام(ره) در قرارگاه خاتم الانبياء مي گويد:

قبل از انقلاب در زندان ساواك شاه براي زجر و شكنجه روحي، مرا با يك كمونيست هم سلّول كردند كه به من خيلي بدي مي كرد.

از جمله به آب و غذاي من دست مي زد كه نجس شود و من نخورم .

وقتي عبادت مي كردم مرا مسخره مي نمود.

شب جمعه اي كه او خواب بود دعاي كميل مي خواندم ، رسيدم به اين فراز از دعا كه :

(... فَلَئِن صَيِّرني لِلعُقوباتِ مَعَ اَعدائِكَ وَجَمَعْتَ بَيني وَ بَينَ اَهلِ بَلائِكَ وَ فَرَّقتَ بَيني وَ بَين اَحِبّائِكِ...)

پس اگر مرا با دشمنانت به انواع عقوبت معذّب گرداني و با اهل عذاب همراه كني و از جمع دوستانت و اوليائت جداسازي. (شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، دعاي كميل)

دلم شكست و گريه شديدي سر دادم .

وقتي به خود آمدم متوجّه شدم كه او (هم سلّولم كه كمونيست بود) نيز فطرتش بيدار شده و سرش را به سجده روي خاك گذاشته است.

در اينجا به ياد آن زن بدكاره اي افتادم كه هارون الرّشيد ملعون بخاطر اذيّت و آزار باب الحوائج حضرت موسي بن جعفر(ع) به سلّول آن آقا برده بود و پس از ساعتي كه درب سلّول را گشودند ديدند همين طور كه امام هفتم(ع) سر به سجده گذاشته و مي گويد:

سُبُّوحٌ، قُدُّوسٌ، رَبُّ المَلائكَةِ وَ الرَّوحِ، آن زن نيز سرش را به سجده گذاشته و هم ذكر و هم ناله با امام(ع) شده است! (عليرضا خاتمي، داستان هايي از علماء)

آري! اگر پرده غفلت كنار زده شود، انسان خواهد يافت كه فطرتش نداي توحيد سر مي دهد و خدا خدا مي كند؛ امّا افسوس كه دنيا بعضي را به خود سرگرم نموده و به خواب عميقي فرو برده است كه مرگ بيدارشان مي كند.

قال رسول الله*: (النَّاسُ نِيامٌ اِذا مَاتُوا فَانْتَبَهُوا)

مردم در خوابند وقتي مي ميرند بيدار مي شوند. (محمد باقر مجلسي، بحارالانوار، ج 4، ص43)

  1. افضل عبادات

دعا علاوه بر اينكه وسيله اي براي بر آورده شدن حوائجمان است و مطلوب ماست، چنانكه از آيات استفاده مي شود نَفْس دعا نمودن نيز مطلوب و هدف مي باشد، و عبادت نيز شمرده شده است؛ بلکه از برترين عبادت ها بشمار رفته است. خداوند متعال مي فرمايد:

(ادْعُوني‌ اَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي‌ سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ)

مرا بخوانيد تا براي شما اجابت كنم. همانا كساني كه از عبادت من سر باز زده و تكبّر مي‌ورزند به زودي با سرافكندگي به جهنّم وارد مي‌شوند. (غافر 60)

آيه شريفه، نخست به «دعا» تعبير مي کند؛ (ادْعُوني‌) سپس در ادامه تعبير را عوض کرده، از آن به «عبادت» ياد مي کند. ( عَنْ عِبادَتي) علت آن را برخي چنين گفته اند: براي اينکه عبادت به معناي مطلق دعاست از اين جهت از «دعا» تعبير به «عبادت» شده است؛ و شايد تعبير برخي از روايات كه مي فرمايد: (الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَةِ) دعا روح و جان عبادت است. (ملامحسن فيض کاشاني، وسائل‌الشيعة: ج7، ص27) بدين جهت است.

آري؛ دعا در درگاه خداوند هرچند عبادتي است بي رنج و زحمت؛ ليکن از کلمات گهربار پيامبر اکرم(ص) در مي يابيم که در نزد خداوند جايگاهي بس عظيم دارد که متاسفانه، انسان ها به جهت جهل و آساني آن کمتر بدان توجّه دارند. و همچنين حضرت در روايت ديگري فرموده است:

(عَمَلَ الْبِرِّ کُلُّهُ نِصْفُ العِبَادَةِ والدُّعا نِصْفٌ)

تمام اعمال نيک انسان، تنها نيمي از عبادت است و نيم ديگر آن، دعا و راز و نياز با معبود است. (ميزان الحکمة با ترجمه، ج 4 ص 15)

بيا تا بر آريم دستي ز دل

كه نتوان در آورد فردا ز گل

بر آرد تهي، دست هاي نياز

ز رحمت نگردد تهيدست باز

يكي از ياران امام صادق(ع) سوال كرد: چه مي‌فرمايي درباره دو نفر كه هر دو وارد مسجد شدند، يكي نماز بيشتري بجا آورد، و ديگري دعاي بيشتري؛ كداميك‌ از اين دو اَفضلند؟

حضرت(ع) فرمود: هر دو خوبند.

سؤال كننده مجدداً عرض كرد: مي‌دانم هر دو خوبند ولي كداميك افضل است.

امام(ع) فرمود: آن كس كه بيشتر دعا مي‌كند افضل است، مگر سخن خداوند متعال را نشنيده‌اي كه مي‌فرمايد: (ادْعُونِي اَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ ) سپس حضرت(ع) افزود: ((الدّعاءُ) هِيَ الْعِبَادَةُ هي افْضَلُ) دعا عبادت و با فضيلت تر است. (محدث نوري، مستدرك الوسائل، ج 5، ص 32-33)

   

               روزنامه كيهان، شماره 21124 به تاريخ 15/5/94، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS