27 دی 1395, 8:36
در آيه 7 سوره ابراهيم درباره شكر و كفران نعمت سخن گفته شده است. بدون شك خداوند در برابر نعمتهايي كه به ما ميبخشد، نيازي به شكر ما ندارد، و اگر به شكرگزاري دستور داده، براي باز افزايي آن نعمتهاست. مهم اين است كه ببينيم حقيقت شكر چيست تا روشن شود كه رابطه آن با افزوني نعمت چيست و چگونه ميتواند خود يك عامل تربيتي باشد. حقيقت شكر، تنها تشكر زباني مانند گفتن الحمدلله و مانند آن نيست بلكه شكر داراي سه مرحله است: نخست آنكه به دقت بينديشيم كه بخشنده نعمت كيست و به او توجه كنيم. دومين مرحله، شكر زباني است. مرحله سوم كه از همه مهمتر است، شكر عملي است، يعني اينكه درست بينديشيم كه هر نعمتي براي چه هدفي به ما داده شده است و آن را درباره خودش به كارگيريم كه اگر چنين نكنيم، كفران نعمت كردهايم. آري اگر نعمت چشم را در راه ديدن نشانههاي الهي، نعمت گوش را در راه شنيدن آيات خدا، نعمت عقل را در راه شناخت آفريدگار هستي و بهطور كلي هر نعمتي را در مسير خود مصرف كرديم، خداوند را شكر كردهايم، اما اگر همين نعمتها وسيلهاي براي طغيان و خودپرستي و غرور و غفلت و بيگانگي از خدا شد، مسلماً كفران نعمت كردهايم، اگرچه همواره با زبان، خدا را شكر كنيم. امام صادق (ع) ميفرمايد: كمترين شكر اين است كه نعمت را از خدا بداني، بدون آنكه خدا را فراموش كني و دلت به كلي به آن نعمت مشغول شود، و به آنچه خدا به تو اعطا كرده، راضي باشي و آن را وسيله نافرماني او قرار ندهي و با امر و نهي و با استفاده از نعمتهايش مخالفت نكني. از اين جا روشن ميشود كه شيوه شكر كردن براي قدرت و علم و نيروي فكر و انديشه و نفوذ اجتماعي و مال و ثروت و سلامت و تندرستي كدام است و كفران آن چگونه است. در روايتي از امام صادق (ع) ميخوانيم:شكر نعمت، پرهيز از گناهان است همچنين از ايجاد رابطه ميان شكر و فزوني نعمت روشن ميشود كه هر گاه انسانها نعمتهاي خدا را درست در همان هدفهاي واقعي نعمت صرف كنند، در عمل ثابت ميكنند كه لياقت و شايستگي سبب فيض بيشتر و موهبت افزونتر ميگردد. در برابر اين گروه، افراد نالايق و ناشايستي هستند كه حتي نعمتي كه در اختيار دارند، براي آنان اضافي است، تا چه رسد به فزوني نعمت. فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردي بگسترد و دايه ابر بهاري را فرموده تا بنات نبات در مهد زمين بپرورد درختان را به خلعت نوروزي قباي سبز ورق در برگرفته و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربيع كلاه شكوفه بر سر نهاده عصاره نهالي به قدرت او شهد فايق شده و تخم خرمايي به تربيتش نخل باسق گشته. انسان بايد غافل از گذشته و حال نباشد و همواره به شرايط، آگاهي خويش را توسعه بده و همواره فضا را بسته نبيند و ديد وسيعي داشته باشد. قرآن كريم ميفرمايد: اعْملُوّاْ ءال داوُد شُكرًا; (سبا، 13) اي آل داود، شكر [اين همه نعمت را ] بهجاي آوريد. شكر بيشتر از مقوله عمل است و بايد آن را در لابه لاي اعمال انسان دريافت و شايد به همين علت، قرآن كريم تعداد شكرگزاران واقعي را اندك شمرده است: قلِيلاً مّا تشْكرُون (ملك، 24) كمتر شكر او را بهجاي ميآوريد؛ و قلِيلٌ مِّنْ عِبادِي الشّكورُ (سبا، 13) اما عده كمي از بندگان من شكر گذارند. و در آيه 73 سوره نمل نيز ميفرمايد: و لـكنّ أكثرهُمْ لا يشْكرُون (نمل، 73) بيشتر آنها شكرگزاري نميكنند. از طرف ديگر، با توجه به اين نكته كه نعمتهاي خداوند كه سر تا پاي وجود انسان را احاطه كرده، آنقدر زياد است كه قابل شماره نيست، روشن است كه چرا شكر به مفهوم واقعياش در برابر تمام نعمتها به گونهاي كه همه را بدون استثنا در طريق بندگي خدا ـ كه نعمتها براي آن آفريده شده است ـ به كار گيرد كمتر يافت ميشود. به تعبير ديگر و به گفته بعضي از مفسران بزرگ، شكر مطلق آن است كه انسان همواره به ياد خدا باشد، بيهيچ گونه فراموشي و در راه او گام بردارد بدون هيچگونه معصيت، و اطاعت فرمان او كند خالي از هرگونه سرپيچي و مسلم است كه اين اوصاف در كمتر كسي جمع ميشود. كسي از امام صادق (ع) پرسيد: آيا شكر پروردگار حدي دارد كه اگر انسان به آن حد برسد شاكر محسوب شود؟ فرمود: آري پرسيد: چگونه؟ فرمود: خدا را بر تمام نعمتهايش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستايش كند و اگر در اموالي كه به او داده حقي باشد ادا كند (ر. ك: اصول كافي، شيخ كليني، ج 2، باب الشكر، ح 12، 10، 27) . توجه به اين نكته نيز ضروري است كه تشكر و قدرداني از كساني كه وسيله نعمتي براي انسان هستند نيز شعبهاي از شكر خداست (ر. ك: تفسير نمونه، آيتا... مكارم شيرازي و ديگران، ج 18، ص 51) . راه تقويت اين صفت خصوصاً در مقابل خداي متعال توجه به نكات زير است: 1. در منطق قرآن خداي متعال بينياز از تشكر ماست و شكر ما در واقع، منفعتش به سوي خود ما باز ميشود يعني كاري است جهت تأمين منافع خودمان، لذا توجه به اين نكته حسن منفعت خواهي ما را تقويت نموده و شكرگويي را بيشتر ميكند. و من شكر فإِنّما يشْكرُ لِنفْسِه (نمل، 40) هر كس شكر كند به سود خود شكر كرده است. 2. توجه به نعمتهای الهی: يكي از راههاي تقويت حس شكرگزاري، توجه به نعمتهاي الهي است نعمتهاي بيپاياني كه او به ما ارزاني داشته كه اگر بخواهيم شماره كنيم هرگز نميتوانيم. قرآن مجيد در آيه 14 نحل ميفرمايد: او كسي است كه دريا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريد وسائل زينتي و كشتيها براي بهرهوري از فضل خدا در خدمت شماست لعلّكمْ تشْكرُون توجه به اين همه نعمتها، حس شكرگزاري را در شما زنده ميكند (تفسير نمونه، آيتا... مكارم شيرازي و ديگران، ج 11، ص 181). 3. استفاده از ابزار شناخت: سوره نحل آيه، 78 ميفرمايد: خدا شما را از شكم مادرانتان خارج نمود در حالي كه هيچ نميدانستيد اما براي شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شكر نعمت او را به جا آوريد. چشم و گوش و عقل ابزار شناخت انسان است و استفاده صحيح از آنها زمينه را براي شكر آماده ميسازد (تفسير نمونه، آيتا... مكارم شيرازي و ديگران، ج 11، ص 338). 4. توجه به اين نكته كه شكر باعث زيادي نعمت ميشود خود باعث تقويت حس شكرگزاري انسان ميشود. قرآن مجيد در سوره ابراهيم، آیه 7 ميفرمايد: لـئِن شكرْتُمْ لازِيدنّكم؛ شكر نعمت نعمتت افزون كند. 5. الگوپذيري از صالحان و انبياء: يكي ديگر از راههاي تقويت حس شكرگزاري پيروي از پاكان و انبياي الهي است كه در همه لحظات زندگي و در برابر همه نعمتهاي الهي، كوچك و بزرگ، شاكر بودند و قرآن از آنها با صفت شكرگزار تجليل ميكند و نه تنها از آنها ميخواهد كه شاكر باشد كه ميگويد شكور يعني مبالغه در شكر خيلي شكر بگوييد (تفسير موضوعي قرآن، آيتا... جوادي، ح 7، ص 469).
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان