27 دی 1395, 8:38
خداوند هدیهای به نام صداقت را خلق کرد تا زندگی زیبا و امن باشد. یکی از ابواب بهشت نیز صداقت است و خانوادهای بهشتی است که صداقت راس آن باشد.بارها در زندگی با كسانی مواجه شدهایم كه اعضای یك خانواده هستند اما برای رسیدن به خواستههای دنیوی، بیارزشترین رفتارها و روابط را با همدیگر دارند. با همدیگر، حیلهگرانه برخورد میكنند و انواع دروغ ها را به هم تحویل میدهند تا به آنچه كه خود میخواهند دست یابند. این افراد در ظاهر به گونهای و در باطن به گونهای دیگر رفتار میكنند. رفتارهای آنها با همدیگر مثل رفتار دشمنان كینهتوز است. در میان آنها، از رحم و شفقت خبری نیست. سرچشمه بسیاری از این رفتارها ، بیصداقتی است.اگر در گفتههای دانشمندان و خردمندان هم جستجو کنیم بسیار در ارزش صداقت سخن راندهاند، مثلا:
ماهاتما گاندی میگوید: اگر چیزی را باور کنیم ولی به آن عمل نکنیم، این بیصداقتی است. [1] و یا اینکه توماس جفرسون میگوید که صداقت اولین بخش کتاب خرد است.[2] و هزاران مطلب مختلف دیگر. خداوند هدیهای به نام صداقت را خلق کرد تا زندگی زیبا و امن باشد. در دین اسلام صداقت ارزش و جایگاه ویژهای دارد تا آنجا که خداوند در سوره مبارکه نساء، آیه 87 می فرماید:اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لاَ رَیْبَ فِیهِ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدِیثاً ؟( جز الله معبودی نیست. حتما شما را در روزی که شکی در آن نیست گرد می آورد و چه کسی از خدا راست گو تراست).در این آیه حد اعلای صفت راستگویی برای خداوند بیان شده است و ارزش صداقت و راستگویی را بیشتر از قبل جلوه گر میکند. این ارزش در کلام و رفتار معصومین (ع) نیز نمود پیدا کرده است. حضرت علی (ع) میفرماید: النجاه فی الصدق یعنی نجات و رستگاری در صداقت و راستگویی است. در واقع امام(ع) میفرمایند انسانهایی که میخواهند به نجات در معنای سعادتمند شدن برسند، باید بر محور صداقت حرکت کنند. در آیات قرآن خداوند امر به صداقت کرده است. «کونوامع الصادقین»[3] یعنی با انسان های صادق همراهی کنید و یا در ویژگی های انسان هایی که به رضوان نوید داده شده اند آمده «الصابرین و الصادقین»[4] یعنی صبر و صدق با هم قرین است. و یا اینکه در آیات مختلفی به مذمت دروغگویان پرداخته است و میفرماید:«تنها کسانی دروغ پردازی میکنند که به آیات خدا ایمان ندارند و آنان خود دروغگویانند.»[5] به این ترتیب رأس هرم امنیت فرد و جامعه را صداقت تشکیل میدهد.صداقت تا آنجا اهمیت دارد که در تاریخ زندگی پیامبر اکرم(ص) میبینیم، حضرت خدیجه(س) به خاطر امانتداری و صداقت حضرت با ایشان ازدواج کرد.[6] زوج های جوان نیز باید از این رفتار الگو گرفته و در ابتدای امر و مجلس خواستگاری با یکدیگر صادق بوده و جلوی مشکلات بعدی را بگیرند. علاوه بر آن والدین اولین الگوهایی هستند که میتوانند با رفتار و گفتار خود صداقت را به فرزندان آموزش دهند. سپس در محیط های آموزشی بچه ها با مفهوم صداقت بیشتر آشنا می شوند و در گردهمایی ها و نشست های خانوادگی و فامیلی صداقت سنجیده میشود و کودکان از بزرگ تر ها الگو می گیرند.فراموش نکنیم که تاثیرگذارترین فرد در آموزش صداقت، مادر است. مادر از همان ابتدای تشکیل نطفه و سپس تبدیل آن به جنین و پس از تولد به طور مستقیم با روح و روان کودک در ارتباط است. بچه ها راستگویی را از والدین یاد می گیرند و اگر والدین الگوی صحیحی پیش روی فرزندان بگذارند، قطعا فرزندان سالم و صالح و صادق تربیت خواهند شد. حتی در روایات آمده اگر والدین با خلاف واقع گویی فرزند روبه رو شدند هرگز نگویند تو دروغ می گویی بلکه بگویند اگر راستش را بگویی بهتر است. یعنی در آموزش صداقت حتی به کاربردن عبارت ها تاثیر خود را خواهد داشت. در زندگی مشترک نیز صداقت جایگاه بسیار بلندی دارد. معمولا در خانوادههای پرتنش، پرچالش و مضطرب صداقت وجود ندارد یا کمرنگ است، اگر بخواهیم یک بار دیگر به اهمیت صداقت در زندگی خانوادگی تاکید کنیم باید بگوییم همان گفته حضرت علی(ع) محور است که نجات است به عبارتی سعادت در صدق و راستی است.مشاهده شده که متاسفانه 25 درصد طلاقها در ایران به علت کاهش صداقت (دروغگویی، فریبکاری و وفادار نبودن) در روابط زناشویی است.[7] صداقت فقط راستگویی زبانی نیست، بلکه افکار صادقانه و نگاههای پاک از رفتارهای ضروری روابط زناشویی به حساب میآید. دروغ در روابط زناشویی باعث تضعیف اعتماد زوجین به هم میشود و ضمن ایجاد وسواس فکری، آنان را نسبت به روابط عاطفی بدبین میکند. البته این صداقت باید در تمامی مراحل زندگی وجود داشته باشد زیرا که عدم صداقت زن و مرد نتایج و اثرات بدی را در زندگی به دنبال خواهد داشت. در پایان باید گفت که صداقت در تمامی ابعاد زندگی انسان تاثیر گذار است و گفتار و کردار او را تحتالشعاع قرار میدهد. صداقت در وهله اول نفعش به خود فرد میرسد و سپس اطرافیان و جامعه را بهرهمند می کند. صداقت گفتار و کردار انسان را در بر می گیرد و تعامل سالم در سایه صداقت امکان پذیر است. وظیفه خانواده ها این است که صداقت را به صورت یک شیوه و الگوی زندگی به فرزندان خود بیاموزند زیرا پایه های اصلی صداقت یا هر رفتار خوبی در خانواده گذاشته می شود البته بهترین نوع ترویج صداقت، صادق بودن است نه پند و اندرز دادن.پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: آن روز که صداقت از بین رود، منتظر برپایی قیامت شوید.[8]
از مهمترين آثار و كاركردهاي اجتماعي انصاف در همين دنيا نقش آن در انسجام اجتماعي و الفت جامعه است. بنابراين، ملت و دولتی كه بخواهند جامعه متعادل و منسجمي داشته باشند، بايد به انصاف به عنوان يكي از مهمترين عوامل انسجام اجتماعي توجه داشته باشند و آن را به عنوان يك فرهنگ هنجاري در جامعه تبليغ كرده و جامعه را در فرآيند جامعهپذيري بدان عادت دهند تا به عنوان يك سنت و سلوك اجتماعي و هنجاري درآيد. امام علي (ع) درباره تاثير مهم انصاف در انسجام اجتماعي ميفرمايد: انصاف، اختلافات را از بين ميبرد و موجب الفت و همبستگي ميشود (غررالحكم، ج۲، ص ۳۰، ح ۱۷۰۲). آن حضرت (ع) همچنين ميفرمايد: الانصاف يولف القلوب؛ انصاف، دلها را الفت ميبخشد و به هم نزديك ميكند. از مهمترين آثار و بركات مراعات انصاف آن است كه شخص نه تنها خود را از عذاب استيصال در دنيا رها مييابد بلكه جامعهاي كه در آن زندگي ميكند به سبب وجود انسان منصف از عذاب و خشم الهي در امان خواهدبود و خداوند به سبب همين انصاف بر آن ديار و جامعه رحم ميكند. رسول اكرم (ص) در اين باره ميفرمايد: با مردم منصفانه رفتار كن و نسبت به آنان خيرخواه و مهربان باش، زيرا اگر چنين بودي و خداوند بر مردم آبادياي كه تو در آن به سر ميبري خشم گرفت و خواست برآنان عذاب فرو فرستد، به تو نگاه ميكند و به خاطر تو به آن مردم رحم ميكند. خداي متعال ميفرمايد «و پروردگار تو (هرگز) بر آن نبوده است كه شهرهايي را كه مردمش درستكارند، به ستمي هلاك كند (مكارم الاخلاق، ص۴۵۷).» مراعات انصاف عامل افزايش رزق و روزي است. بسياري از مردم از وضعيت مالي شكايت دارند، در حالي كه هركدام نسبت به ديگري انصاف نميورزد و كم ميگذارد. شكي نيست كه خداوند آه مظلومي كه به سبب ناتواني در احقاق حق خود و نه به سبب متظلم بودن، ظالم را به خدا واگذار ميكند، به سرعت مجازات ميكند كه يكي از آثار اين عذاب و مجازات بيبركتي در پولي است كه به دست آورده است. كسي كه خدا را به ياد ندارد و بيانصافي ميكند خداوند هم او را به تنگدستي گرفتار كرده و بركت را از سر سفره او برميدارد (طه، آيه۱۲۴).
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان