28 بهمن 1395, 4:6
زهرا اجلال
امروزه با توجه به مشكلات جوامع صنعتي و روزمرگيها، انسانها به صورت چشمگيري گرفتار احساس پوچي شدهاند كه البته اين بيهدفي و احساس پوچي كاملاً با آموزههاي توحيدي بيگانه است.
در تفكر ديني با وجود خداي قادر مطلق و خيرخواه اعلي، خداوندي كه هيچ يك از مخلوقاتش را بيهدف و پوچ خلق نكرده مباحثي مثل پوچي و از خود بيگانگي، بيمعناست. پس اين نوع احساس، مربوط به تفكر غلط انسان است، نه خداوند متعال.
راه رهايي از اين احساسات ويرانگر تنها و تنها تمسك به آموزههاي توحيدي است؛ اگر كسي به خداوند قادر حكيم، معتقد باشد و باور داشته باشد كه او اين جهان و از جمله انسان را هدفدار آفريده كه اين هدف يا رسيدن به خوشبختي جاويدان، يا رسيدن به بهشت، يا دستيابي به شناخت واقعي است و بداند كه خلقت جهان هستي و انسان، سرسري نيست، در اين صورت، همهچيز در زندگي معنادار ميشود، ولو اينكه سختي ها و مشكلات و مصيبت ها باشد. اگر اين اعتقاد توحيدي عميق و ريشهدار باشد، سؤالات اساسي انسان، مانند از كجا آمدن، به كجا رفتن (آغاز و انجام انسان) هم معنادار و هدفمند خواهند شد. امّا درمان احساس پوچي در انسانهايي كه باور و اعتقاد به خدا دارند و اعمال عبادي و واجبات خود را انجام ميدهند، در اين است كه به باور و اعتقاد خود توجه نموده و به تقويت و اصلاح آن بپردازند. همچنانكه خداوند متعال به اين ايمان مضاعف، در قرآن تأكيد فرموده است: يا أيها الّذِين امنُوا آمِنُوا بِاللّهِ و رسُولِهِ؛ اي كساني كه ايمان آوردهايد، ايمان بياوريد به خدا و پيامبرش. مفاد اين آيه بيان ميكند كه كسي شايد ظاهراً ايمان داشته باشد، امّا هنوز به ايمان واقعي يا به مراتب بالاي ايمان يا ايماني كه عمل صالح و شايسته را ميطلبد، دست نيافته است. اين آيه، توصيه و بلكه فرمان به ايمان واقعي و حقيقي ميدهد. در نتيجه يكي از عوامل مهم احساس پوچي و از خود بيگانگي، عدم شناخت واقعي مبدأ و معاد است. اگر انسان جهان را در چارچوب ماده محدود نمايد و براي آن، هدف و غايت قائل نشود، احساس پوچي و از خود بيگانگي ميكند؛ چون دنياي بدون خداوند مانند خانه بدون صاحب است بنابراین فضاي پوچي و بيهويتي در آن، حاكم ميشود. اگر انسان براي جهان، خالق و مدبري بشناسد و براي آن قائل به هدف باشد، ديگر احساس پوچي نميكند، چون در اثر ايمان به خدا و معاد، جهان هدفمند بوده و انسان جايگاه خود را در آموزههاي ديني درك ميكند. در انسان اين باور تقويت ميشود كه او به سوي كمال مطلق در حركت است كما اينكه قرآن ميفرمايد: إنّا للّهِ و إنّا إليهِ راجِعُون؛ همه از خداييم و به سوي خدا باز ميگرديم. [بقره، آيه 156] بنابراين آيات قرآن و دين اسلام براي از بين بردن احساس پوچي و از خود بيگانگي، انسانها را به خداشناسي و معاد باوري رهنمون و همه را به تفكر در نظام هستي دعوت کرده و براي جهان و انسان، هدف تعريف نموده است: آيا در پيش نفوس خود تفكر نكردند كه خدا آسمانها و زمين و هر چه در بين آنهاست (از انواع بيشمار مخلوقات) همه را جز به حق و به وقت معين نيافريده است. [روم، آيه 8] يا آيه پروردگارا اين دستگاه با عظمت (جهان) را بيهوده نيافريدهاي. [آل عمران، آيه 191] و از سوي ديگر، به انسان ميگويد: كه تو را بيهوده و پوچ خلق نكردهايم: آيا گمان ميكنيد كه ما شما را بيهوده خلق كردهايم؟! [مؤمنون، آيه 115] و همچنين بازگشت انسان را به سوي حق بيان نموده است و به انسان تذكر ميدهد كه فكر نكن كه بازگشتي نيست: و انّكُم اِلينا لا تُرْجعُون؛ و گمان كرديد كه به سوي ما باز نميگرديد!؟ [مؤمنون، آيه 115] همچنين اسلام انسان را به تقويت باورهاي ديني سفارش نموده و ياد خدا را عامل آرامش رواني دانسته است: با ياد خدا دلها آرامش مييابد. [رعد، آيه 28] در آموزههاي ديني، انسانها به خودشناسي دعوت شدهاند و يكي از عوامل از خود بيگانگي خود فراموشي دانسته شده است. همچنين در برخي از آيات يكي از عوامل خود فراموشي غفلت از ياد خدا ذكر شده است: خدا را فراموش كردند، خدا هم نفوس آنان را از يادشان برد. [حشر، آيه 19].
آيا ميتوان از اين عوامل (ايمان، معنويت، دعا و نيايش و...) به عنوان راهكاري براي رهايي از افسردگي استفاده كرد؟
در واقع، هميشه و در همه جا پيروي از دستورهاي ديني به سود انسان بوده است؛ زيرا اين دستورها، منطبق بر سرشت آدمي است و انسان با پيروي از اين دستورها، برنامهاي در پيش رو خواهد داشت كه او را از سردرگمي و انحراف، نجات ميدهد. انسان با پيروي از دين و معنويت، به كسي اتكا پيدا ميكند كه ميداند همهچيز در دست اوست. از طرفي دعا در تمام اديان و فرهنگها، براي رهايي از مشكلات، درمان بيماريها و براي رسيدن به آرزوها مؤثر بوده است. دعا، رودررويي انسان با خالق است. در هنگامه دعا و نيايش، انسان، بدون هيچ مقاومتي، از خود براي خدا ميگويد و ميداند كه آنچه ميگويد، نزد او محفوظ خواهد ماند. اقرار به خطاها و عرض نياز به درگاه الهي، هيجانات انسان را تخليه ميكند و براي ادامه راه زندگي به او توان ميبخشد. البته اگر انسان بتواند برخي از عبادات را بهطور دسته جمعي انجام دهد (مثل نماز جماعت، زيارت و اعتكاف يا خواندن دعا به صورت گروهي)، ميتواند از افراد شايسته در مكانهاي برگزاري اين نوع مراسم، به عنوان الگو استفاده نمايد و نيز ارتباطات بين فردي خود را افزايش دهد؛ چرا كه افسردگي، بيشتر در افرادي ديده ميشود كه ارتباطات بين فردي ضعيف دارند و ضعف در ارتباطات بين فردي، قادر است انسان را از بسياري تقويتهاي محيطي محروم سازد. (خانم دكتر فريده ثابت/ روان شناس، مشاور و مدرّس دانشگاه علاّمه طباطبايي تهران).
در يك جمعبندي ميتوان گفت برخي از عوامل رهايي از چنگال افسردگي و درمان آن با نگرش ديني عبارتند از:
ايمان راستين: بيماري افسردگي در ميان كساني كه داراي ايمان قوي نيستند، شايعتر است و دقت در اين امر نشان ميدهد كه اتصال به مبدأ لايزال قدرت الهي به روح آدمي قدرت مقاومت ويژهاي در برابر عوامل شكست ميبخشد. يكي از برترين عوامل رفع بيماري افسردگي و نيز دفع اضطراب و دفع احساس پوچي و بيمعنا بودن زندگي، ايمان به خداست.
اقامه نماز، ذكر، دعا و نيايش: يكي از عوامل مؤثر در باب رهايي از چنگال بيماريهاي مختلف رواني از جمله بيماري افسردگي، پرداختن به نماز، دعا و نيايش يعني قطع توجه يا كاهش توجه از دنيا و افزايش توجه به عالم معنويت است.
توبه: يكي از عوامل بروز افسردگي روح، احساس گناه در پيشگاه خداوند متعال است كه بر اثر قانونشكني در زندگي و فشار وجدان پديد ميآيد كه در اينباره بهترين راه برونرفت از احساس گناه و شرمندگي دروني و بهترين چاره جهت رهايي از عذاب وجدان كه به صورت افسردگي ظاهر شده مسأله توبه است.
توكل: اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: كسي كه به خدا اعتماد كند، سرور قلبي برايش حاصل ميشود و كسي كه به خدا توكل كند، خدا امور او را كفايت ميكند(جامع الاخبار، ص 322، ح 905).
آواي قرآن و قرائت و استماع احاديث: امام صادق(ع) ان حديثنا يحيي القلوب؛ بدون ترديد، احاديث و رهنمودهاي حياتبخش ما، مايه حيات دلهاست (بحارالانوار، ج 2، حديث 29، ص 151).
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان