دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آگاهى از قلب ها

No image
آگاهى از قلب ها آگاهى از قلب ها

فرزند بزرگوارشان نقل مى کند:

«یکى از تجّار شهر مرند ورشکست شده بود. او تعریف مى کرد: بعد از ظهر پنجشنبه اى رفتم قبرستان، فاتحه اى بخوانم. دیدم آیت الله مرندى در گوشه قبرستان نشسته، وقتى مرا دید صدایم کرد، خدمتش شرفیاب شدم و سلام و احوالپرسى کردم، ایشان بیست تومان که آن زمان پول قابل توجهى بود به من داد و فرمود: براى شما زحمتى دارم لطف کنید یک یاسین بخوانید و هدیه کنید به روح حضرت ابوالفضل(علیه السلام). من رفتم سوره یاسین را خواندم و دو رکعت نماز خواندم و هدیه کردم به قمر بنى هاشم(علیه السلام). شب خواب دیدم در حرم حضرت عباس(علیه السلام)هستم و آیت الله مرندى نیز آنجا حضور دارند و با هم مرقد مطهّر را زیارت مى کنیم.

آن بیست تومان برکت عجیبى پیدا کرد، در آن زمان بسیار براى من راهگشا شد و بسیارى از گرفتارى هایم برطرف گشت.»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS