دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حجاب و عفاف

کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد در جایی بیتوته و خلوت نمی کند که صدای نفس او را زن نامحرمی بشنود.
حجاب و عفاف
حجاب و عفاف

حجاب و عفاف

قال النبی ص:مَنْ کانَ یُؤمِنُ بِاللَّهِ وَالْیَومِ الآخِرِ فَلایَبِیتُ فِی مَوضِعٍ تَسْمَعُ نَفَسَهُ امْرَأَةٌٍ لَیْسَت لَهُ بِمَحْرَمَة

حجاب یکی از راهکارهای تحقق عفاف در جامعه می‌باشد. مسلماً جامعه‌ای که دارای عفاف باشد و از هرزگی و پرده‌دری به دور باشد نه تنها چنین جامعه‌ای از تبعات بی‌بند و باری از قبیل فرزندان نامشروع و بنیان‌های سست خانواده و... در امان خواهد بود، در نتیجه چنین جامعه‌ای مسیر رشد و ترقّی و دستیابی به کمالات انسانی را خواهد پیمود، در مقابل جامعه‌ای که در آن به واسطه بی‌حجابی و بدحجابی حریم بین زن و مرد شکسته شده و نگاه‌های پر از گناه و روابط نامشروع حاکم باشد محل رفت و آمد شیطان و عرصه دام‌های او است.

امام صادق(ع) می‌فرمایند:

«مُحَادَثَهُ النِّسَاءِ مِنْ مَصَائِدِ الشَّیْطَانِ»[1]

گفتگو و رابطه نامشروع با زنان نامحرم از دام‌های شیطان است.

حجاب در اسلام ریشه در یک مسأله کلّی و اساسی دارد و آن این است که اسلام می‌خواهد انواع التذاذهای جنسی چه بصری و لمسی و چه نوع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد و جامعه و اجتماع فقط برای کار و فعالیّت باشد نه همراه با گناه و لذّت‌جویی جنسی، اسلام می‌خواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند.[2]

پیامبر اسلام(ص) خطاب به یکی از زنان به نام حولاء می‌فرمایند:

«یَا حَولاءُ لا تُبْدِی زِینَتَکِ لِغَیْرِ زَوجِکِ یَا حَولاءُ لا یَحِلُّ لامرَأَهٍ أَن تُظهِرَ مِعصَمَهَا وَ قَدَمَهَا لِرَجُلٍ غَیْرِ بَعْلِهَا وَ إِذَا فَعَلَتْ ذَلِکَ لَمْ تَزَل فِی لَعْنَهِ اللَّهِ وَ سَخَطِهِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهَا وَ لَعَنَتْهَا مَلائِکَهُ اللَّهِ وَ أَعَدَّ لَهَا عَذَاباً أَلِیماً»[3]

ای حولاء! زینت خود را برای غیر شوهرت آشکار نکن. ای حولاء! برای یک زن جایز نیست مچ دست و پای خویش را برای مردی غیر از شوهرش آشکار سازد و در معرض دید او قرار دهد و هر گاه زنی چنین کاری را انجام دهد پیوسته در لعن و خشم خداوند است و خداوند بر او غضب می‌کند و فرشتگان الهی او را لعن می‌کنند و برای چنین زنی عذاب دردناکی آماده شده است.

آمارهاى مستند نشان مى‌دهد که با افزایش برهنگى در جهان طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى افزایش یافته است. در محیط و جامعه‌ای که حجاب است دو همسر تعلق به یکدیگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص یکدیگر است. گسترش دامنه فحشاء، و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناکترین پیامدهاى بى‌حجابى است.[4] علی(ع) می‌فرمایند:

«یَظْهَرُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَهِ وَ هُوَ شَرُّ الأَزْمِنَهِ نِسْوَهٌ کَاشِفَاتٌ عَارِیَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّینِ دَاخِلاتٌ فِی الفِتَنِ مَائِلاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلاّتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِی جَهَنَّمَ خَالِدَات»[5]

در آخر الزّمان نزدیک بقیامت زنانى ظاهر شوند که بى‌حجاب و برهنه‌اند، خود را براى غیر شوهرانشان آراسته می‌کنند، آئین را رها کرده، در آشوبها داخل‌ می‌شوند قائل به شهوات و مسائل جنسى هستند، به سوى لذّات و خوشگذرانى‌ها می‌شتابند، محرّمات الهى حلال می‌شمارند، و واردشوندگان در دوزخ می‌باشند.[6]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS