دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عبادت

No image
عبادت

عبادت

آیت الله محمدابراهیم کرباسى حیات علمى خود را در این واقعیت مى دانست که بر کردار و گفتار خود مراقب باشد و با عبادت و ارتباط با خداوند، نورانیتى قدسى را به اندرون خویش بفرستد و با آن ذکرهاى شبانه، الحاح و التجا به درگاه حضرت احدیت، خویشتن را بسازد و توفیق پارسایى را از پروردگارش دریافت کند. او موفقیت هاى علمى، اجتماعى و فرهنگى خود را مدیون و مرهون همین نیایش هاى شبانه، توسّل، توجّه و توکّل به خداوند مى دانست. در بندگى خدواند و هنگام نماز، ذکر و دعا، نهایت خضوع، خشوع و حضور قلب داشت.

یک سال شب تا به صبح مشغول دعا، نماز و تلاوت قرآن بود براى این که شب قدر را درک کند و از چنین فیضى برخوردار گردد تا آن که شب قدر را به نیکى درک نمود و مشاهده کرد که چگونه فرشتگان و روح از آسمان نازل مى شوند و تا صبح مقدّرات و سرنوشت مردم را به زمین مى آورند.([46])

آیت الله کرباسى فرزندانش را نیز تشویق به شرکت در عبادات دسته جمعى مى نمود. مرحوم محدّث قمى مى گوید:

رساله اى دیدم که در آن، دو اجازه از آن مرحوم براى پسرش، عالم جلیل، آقا محمد کرباسى نوشته شده بود که در آخر یکى از آن ها در حاشیه اش آمده بود:

اِعلام برادران دینى و اخلاّء ایمان ـ وفقهم الله تعالى لمرضاته ـ مى دارد که به عالى جناب نور چشم مکرّم، قرة العین المعظم، آقا محمد ـ زیدتوفیقه ـ مواجهة گفتم راضى نیستم که ترک جماعت کرده باشید بلکه مبالغة گفتم یک نماز به غیر جماعت کرده باشید.([47])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

محمد ابراهیم کرباسی

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS