دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نظر نویسنده ریحانة الادب درباره محمد اسکافی

No image
نظر نویسنده ریحانة الادب درباره محمد اسکافی نویسنده ریحانة الادب:

«محمد بن احمدبن جنید بغدادى با لقب کاتب و کنیه ابوعلى و شهرت ابن جنید و تولد یافته در منطقه اسکاف است. او از قدیمى ترین اساتید با عظمت و مورد اعتماد در فقه، اصول، ادبیات، کلام، حدیث است. در این موضوعات اطلاعات گسترده و شایان تقدیر داشت. او که از بزرگ ترین فقهاى امامیه و ممتازترین عالمان دینى بود، نخستین کسى است که باب اجتهاد را باز کرد و احکام شریعت را بر طبق اجتهاد و به کارگیرى اصول فقه بنیان نهادالبته این نوآورى را با همکارى عالم و فقیه بزرگوار حسن بن ابى عقیل عمانى و با استفاده از نظرات وى سامان داد. به همین جهت این دو فقیه بلند پایه در بسیارى از آراء و فتاوا نظرات نزدیکى دارند و این دو به «قدیمین» معروفند.»[32]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS