دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

همه روز محاسبه کن‌

کسی که همه روز به حساب خویشتن نرسد از ما نیست! (برگرفته ازیکصد وپنجاه درس زندگی ،تألیف آیت الله العظمی مکارم شیرازی)
همه روز محاسبه کن‌
همه روز محاسبه کن‌

همه روز محاسبه کن‌

پیشگیرى از زیان و کوشش براى سود بیشتر، در هیچ مؤسسه‌اى چه کوچک و چه بزرگ در این جهان، بدون رسیدگى مستمر و محاسبه و بیلان ممکن نیست. و راستى حیرت‌آور است که مردم در حساب سرمایه‌هاى مادى خود این‌قدر دقیقند، و یا نسبت به کم و زیاد شدن چند گرم وزن بدن خویش حساسیت دارند، اما گاهى در تمامى عمر حتى یک بار به حساب‌هاى انسانى و اخلاقى و معنوى خویش نمى‌رسند چه غفلت وحشتناکى!

ولى یک مسلمان مسئوول و بیدار کسى است که به گفته امام کاظم علیه السلام در حدیث فوق، همه روز بدون استثنا به حساب خویشتن رسیدگى مى‌کند. «ان عمل حسناً استزاد منه و ان عمل سیئاً استغفر اللَّه منه» ؛ «اگر کار نیکى کرده کوشش مى‌کند بیشتر کند و اگر کار بدى انجام داده از آن توبه مى‌نماید».

    منبع: کتاب یکصد وپنجاه درس زندگی ،تألیف آیت الله العظمی مکارم شیرازی
    پی نوشت:
  • [1] . از کتاب اقوال الائمه، جلد 1، صفحه 214.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS