دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیش گویى هاى قاضى

No image
پیش گویى هاى قاضى

پیش گویى هاى قاضى

1 ـ قیام امام خمینى آیت الله شیخ عباس قوچانى مى گوید:

«در نجف اشرف با قاضى جلساتى داشتیم و غالباً افراد با هماهنگى وارد جلسه مى شدند و همدیگر را هم مى شناختیم. در یک جلسه، ناگهان سید جوانى وارد شد، استاد بحث را قطع کرده و احترام زیادى به این سید جوان نمودند و به او گفتند: آقا سید روح الله! در مقابل سلطان جور و دولت ظالم باید ایستاد، باید مقاومت کرد، باید با جهل مبارزه کرد.

این در حالى بود که از انقلاب خبرى نبود. ما خیلى تعجب کردیم ولى بعد از سالهاى زیاد و پس از انقلاب فهمیدیم که قاضى در آن روز از چه جهت آن حرفها را زد و نسبت به امام احترام کرد.»([22])

2 ـ مرجعیّت سید ابوالحسن اصفهانى آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى در مجالس روضه هفتگى آقاى قاضى شرکت مى کرد ولى در آن زمان هنوز معروف نشده بود و به عنوان مرجع مطرح نبود. یک روز آقاى قاضى در عالم خواب یا مکاشفه مى بیند که بعد از اسم آیت الله سید محمدکاظم یزدى، نام آقا سید ابوالحسن اصفهانى نوشته شده است، و بعداً این مطلب را به ایشان مى گوید.

آیت الله اصفهانى بعد از وفات مراجع زمان خود، به مرجعیت مى رسد و در تمامى جهان اسلام مثل آیت الله سید محمدکاظم یزدى مرجع تام مى شود.([23])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS