دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کرامات

No image
کرامات

کرامات

یکى از دلایل عمده مشهور شدن حاج شیخ حسنعلى اصفهانى، کرامات بى شمار وى بوده است که خاص و عام به طور مستقیم شاهد آن بوده اند.

آیت الله مرعشى نجفى در کتاب «المسلسلات فى الإجازات» در این باره مى نویسد:

«او در بین مردم به مستجاب الدّعوة بودن شناخته شده بود و بسیارى از حاجت مندان و بیماران به او پناه مى بردند پس او براى آنها دعا مى کرد یا براى آنها دعاها و حرزهایى مى نوشت و به این وسیله، گرفتارى آنها برطرف مى شد و بیماران آنها شفا مى یافتند و با این وجود، در کمال تواضع و فروتنى بود و هیچ ادعایى نداشت و نمونه بارز زاهدانى بود که تنها به خدا توجّه دارند و از امور دنیوى دور هستند[12]».

میرزا عبدالرحمن مدّرس، از اساتید مرحوم شیخ حسنعلى، درباره او چنین مى نویسد:

«حاج شیخ حسنعلى بن على اکبر، از اعلام بزرگوار و پاکان روزگار، نفس گرم جذّابش هر مریضى را شفا و هر درد را دوا بود. در شهرهاى خراسان، بلکه سایر از شهرهاى ایران شهرتى بسزا داشت و گرفتاران و دردمندان از وضیع و شریف به آستانه او متوجّه و فیضى مى بردند و هنوز هم در محافل و مجالس وصف دستورات و انجیرهاى دعا خوانده او که شافى دردها بود و خانواده ما هم از آن نعمت مرزوق بودند، زبانزد خاص و عام است. مردم از همه طرف براى اخذ حوائج بدان مقام پناهنده مى شدند و بسى از دردها که دکتران حاذق از بهبود آن عاجز بودند، با نفس گرم خود شفا مى داد[13]».

کرامات آن عارف بزرگ، هم از حیث کمّیت و هم از حیث کیفیّت، قابل توجّه است و این عنایات، شامل بزرگان، علما، استادان و شاگردان حاکمان، و صاحب منصبان و عموم مردم، به ویژه سادات بوده است.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.

پر بازدیدترین ها

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

خاطرات دکترعلینقی عالیخانی

بنابراین شاه و علم به این نتیجه رسیده بودند که این دو وزارتخانه (بازرگانی و صنایع و معادن) را یکی بکنند تا این تضاد و تعارض از بین برود.
خاطرات عبدالمجید مجیدی

خاطرات عبدالمجید مجیدی

عبدالمجید مجیدی... من در ساعت هشت بعدازظهر جمعه 21 دی ماه 1307 در تهران به دنیا آمده‌ام. پدرم قوام‌الدین مجیدی وکیل دادگستری و از پایه‌گذاران حرفه وکالت در ایران بود.
خاطرات جعفر شریف‌امامی

خاطرات جعفر شریف‌امامی

... پدر من یک روحانی بود. تحصیلاتی که من در تهران کردم اول در مدرسه شرف بود و بعد به مدرسه آلمانی رفتم. آنجا در واقع متوسطه را در قسمت فنی تمام کردم. بعد برای رفع احتیاجات راه‌آهن عده‌ای در حدود سی نفر از وزارت راه می‌فرستادند به آلمان و من جزو آن هیئت به آلمان فرستاده شدم... هجده ماه در رشته‌های مختلف راه‌آهن تحصیل کردیم و بعد به ایران مراجعت کردیم.
Powered by TayaCMS